اعدام جمشید شارمهد، نماد بیرحمی و جنایات فاشیستی جمهوری اسلامی است که با سرکوب و حذف منتقدان، چهرهای بیرحمانه از حکومت خود به نمایش گذاشته است. این رژیم، که بهجای اداره کشور بر پایه قانون و عدالت، با چنگ و دندان به قدرت چسبیده، نشان داد که هیچ مانعی برای اجرای سیاستهای خونریزانه و استبدادی خود نمیبیند. با این اعدام وحشیانه، جمهوری اسلامی بار دیگر اعلام کرد که برای تداوم بقای خود، حاضر است هر صدای مخالفی را، چه در داخل و چه خارج از مرزها، با بیرحمی تمام خاموش کند.
جمهوری اسلامی بهخوبی نشان داده است که هیچ اهمیتی به حقوق بشر نمیدهد. دادگاههای نمایشی و روندهای قضایی که کاملاً تحت کنترل مقامات امنیتی است، هیچ شباهتی به عدالت ندارند. این اعدام که با اتهامات ساختگی و بدون رعایت اصول دادرسی منصفانه انجام شد، نقطه تاریکی در کارنامه این رژیم است که بارها حقوق اولیه و انسانی را نقض کرده است. جمهوری اسلامی، همانند رژیمهای فاشیستی و سرکوبگر، با استفاده از دستگاه قضایی خود بهعنوان ابزاری برای شکنجه و قتل مخالفان، سعی در ایجاد وحشت در دل کسانی دارد که جرأت انتقاد از سیستم بیرحم و استبدادی آن را دارند.
سران این حکومت، از سید علی خامنهای گرفته تا مقامات امنیتی و قضایی، در این جنایت شریکاند. آنان با تکیه بر سرکوب و ایجاد وحشت، پایههای لرزان قدرت خود را استوار کردهاند و بهجای پاسخگویی به مطالبات مشروع مردم، تنها راه بقای خود را در خفقان و خاموش کردن صداهای مخالف میبینند. این رفتارها یادآور سیستمهای تمامیتخواهی است که نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان مورد انزجار و محکومیت قرار گرفتهاند.
اعدام جمشید شارمهد، نه تنها اقدامی علیه یک فرد، بلکه پیامی است به تمامی مخالفان، که جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت، آماده است هر قدمی بردارد. این رژیم با چنین اقدامات بیرحمانهای نشان داده است که جایگاهی در جامعه جهانی ندارد و با هر اعدام و هر جنایتی، بیشتر به سمت انزوا و نابودی پیش میرود. جامعه جهانی باید با واکنشهای قاطع و افزایش فشارها، جلوی این جنایات سیستماتیک و سرکوبهای خونین را بگیرد تا صدای مردم ایران، که خواهان آزادی و عدالتاند، به گوش جهانیان برسد و روزی شاهد فروپاشی این رژیم بیرحم و فاشیستی باشند.
