من به عنوان فردی که همواره به دنبال کشف و درک بهتر ایدئولوژی‌ها و عقاید مختلف بوده‌ام، فرصت‌هایی به دست آوردم تا در برخی گردهمایی‌ها و دوره‌های آموزشی بهاییان شرکت کنم. این شرکت کردن‌ها نه از سر اعتقاد یا وابستگی به این دین، بلکه به منظور کنجکاوی و علاقه‌ام به شناخت بهتر باورهای مختلف مذهبی و ایدئولوژیک بود.

در جامعه‌ای مانند ایران که هرگونه باور خارج از چارچوب‌های رسمی مذهبی به شدت سرکوب می‌شود، دسترسی به اطلاعات و شناخت عمیق از ادیان دیگر بسیار محدود است. این محدودیت‌ها و فضای بسته فکری باعث می‌شود که بسیاری از مردم تصورات و پیش‌داوری‌های نادرستی درباره جوامع اقلیتی، از جمله بهاییان، داشته باشند. با توجه به این مسئله، من احساس کردم که برای داشتن درکی درست و منصفانه، باید به‌صورت شخصی و مستقیم با باورها و اندیشه‌های این گروه آشنا شوم.

در این دوره‌ها و گردهمایی‌ها که به‌صورت غیررسمی و گاهی مخفیانه برگزار می‌شدند، فرصتی برایم فراهم شد تا با آموزه‌های بهاییان از نزدیک آشنا شوم. آنچه که بیش از هر چیز مرا تحت تأثیر قرار داد، تأکید آن‌ها بر صلح، وحدت و انسانیت بود. بهاییان، برخلاف تبلیغات منفی و نفرت‌پراکنی‌های رسمی حکومت، به شدت به ارزش‌های اخلاقی مانند عشق به هم‌نوع، برابری و تساوی حقوق همه انسان‌ها، فارغ از دین، نژاد یا ملیت معتقدند.

این تجربه‌ها برای من فراتر از رفع کنجکاوی شخصی بود؛ آن‌ها کمک کردند تا متوجه شوم که بسیاری از تصورات و باورهایی که در جامعه پیرامون بهاییان وجود دارد، بر پایه اطلاعات نادرست و افکار قالبی ساخته شده است. آموزه‌های این دین، بر خلاف آنچه که رژیم جمهوری اسلامی با هدف سرکوب این جامعه تبلیغ می‌کند، به هیچ وجه تهدیدی برای امنیت یا ارزش‌های اخلاقی جامعه نیستند.

شرکت در این دوره‌ها برای من یک تجربه آگاهی‌بخش بود که نه تنها به درک عمیق‌تری از باورهای بهایی منجر شد، بلکه این فرصت را فراهم کرد تا از نزدیک شاهد باشم که چگونه یک گروه دینی اقلیتی به‌رغم فشارها و آزارهای مستمر حکومتی، همچنان به اصول و باورهای خود وفادار مانده و تلاش می‌کند که در کمال صلح و آرامش به زندگی خود ادامه دهد.