حق تحصیل؛ داستان سرکوب بهاییان ایران و تلاش برای مقاومت

حق تحصیل یکی از اصول بنیادین هر جامعه‌ پیشرفته است و زمینه‌ساز رشد فردی و اجتماعی شهروندان به شمار می‌رود. با این حال، در ایران پس از انقلاب اسلامی، این حق از بسیاری از شهروندان بهایی سلب شد. از زمان وقوع انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹، بهاییان به عنوان بزرگ‌ترین اقلیت دینی غیرمسلمان در ایران با موانع گسترده‌ای برای ورود به دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی مواجه شده‌اند. این محرومیت نه تنها نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه تاریخچه‌ای از سیستماتیک‌ترین تبعیض‌های مذهبی در حوزه آموزش در سطح بین‌المللی به شمار می‌آید.

آغاز سرکوب: انقلاب فرهنگی و پاکسازی بهاییان

انقلاب فرهنگی که به دستور روح‌الله خمینی در بهار ۱۳۵۹ آغاز شد، به تعطیلی دانشگاه‌ها و تحولات گسترده در نظام آموزشی ایران منجر گردید. به دنبال این تحول، بهاییان به عنوان "عناصر نامطلوب" و تحت عنوان «فرق ضاله» از حق تحصیل در دانشگاه‌های ایران محروم شدند. هزاران استاد و دانشجوی بهایی، تنها به دلیل اعتقادات دینی خود، از موسسات آموزش عالی اخراج شدند.

این سیاست تبعیض‌آمیز در حالی اجرا شد که روح‌الله خمینی از پیش از انقلاب نیز بارها و بارها ضدیت خود با بهاییان را اعلام کرده بود. او معتقد بود بهاییان خطری برای اسلام و جامعه ایرانی هستند و باید از دسترسی به مناصب حساس و آموزشی محروم گردند.

محرومیت سیستماتیک: نقض حقوق انسانی و آموزشی بهاییان

پس از بازگشایی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۶۱، بهاییان به دلیل عدم پذیرش در ادیان رسمی جمهوری اسلامی (اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی) از شرکت در آزمون‌های سراسری و ثبت‌نام در دانشگاه‌ها محروم شدند. این محرومیت در تضاد مستقیم با اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود که تفتیش عقاید را ممنوع اعلام می‌کرد. با این حال، بهاییان ایران تا دهه‌ها مجبور به تحمل این تبعیض‌های آشکار بودند.

تلاش برای مقاومت: دانشگاه بهاییان و سرکوب بیشتر

در واکنش به محرومیت از تحصیل، جامعه بهایی ایران به دنبال راه‌های جایگزین برای آموزش جوانان خود برآمد. در سال ۱۳۶۶، موسسه آموزش عالی بهاییان (BIHE) به عنوان پاسخی به نیازهای آموزشی جوانان بهایی تاسیس شد. این موسسه به صورت غیررسمی و با همکاری اساتید و دانشگاهیانی که خود به دلیل اعتقادات بهایی از موسسات رسمی اخراج شده بودند، فعالیت می‌کرد. کلاس‌ها در منازل خصوصی و محیط‌های امن برگزار می‌شد و اساتید به صورت داوطلبانه دانش خود را به دانشجویان منتقل می‌کردند.

با این حال، این تلاش‌های فداکارانه نیز از دید حکومت جمهوری اسلامی پنهان نماند. حملات مکرر به منازل اساتید و دانشجویان، بازداشت‌های گسترده و مصادره وسایل آموزشی تنها بخشی از اقدامات حکومت برای سرکوب این موسسه آموزشی بود. بسیاری از دانشجویان و اساتید BIHE به زندان افتادند و کلاس‌های حضوری به تدریج جای خود را به آموزش آنلاین داد.

حق تحصیل؛ حقی که نادیده گرفته شد

دسترسی به آموزش، طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های بین‌المللی که ایران نیز آن‌ها را امضا کرده است، حق هر انسان است. با این حال، حکومت ایران به روش‌های مختلف این حق را از بهاییان سلب کرده و تا امروز نیز ادامه داده است. یکی از روش‌های جدید حکومت برای جلوگیری از ورود بهاییان به دانشگاه‌ها، استفاده از اصطلاح "نقص پرونده" و اخیراً "مردود صلاحیت عمومی" است که به صورت سیستماتیک جوانان بهایی را از حق تحصیل در دانشگاه‌های کشور محروم می‌کند.

این روند سیستماتیک و بی‌رحمانه نشان از آن دارد که حکومت ایران نه تنها به تعهدات بین‌المللی خود در زمینه حقوق بشر و آموزش عمل نمی‌کند، بلکه از هر فرصتی برای سرکوب بیشتر جامعه بهایی استفاده می‌کند. با وجود این همه فشار و تبعیض، جامعه بهایی همچنان به تلاش‌های خود برای کسب علم و دانش ادامه می‌دهد و بر این باور است که آموزش کلید اصلی برای ساخت جامعه‌ای عادلانه و انسانی است.

جمع‌بندی: محرومیت و مقاومت

بهاییان ایران، به عنوان بخشی از جامعه مدنی، در طول بیش از چهار دهه گذشته همواره با محرومیت از حقوق اساسی خود روبه‌رو بوده‌اند. این محرومیت به‌ویژه در حوزه آموزش، به مانعی جدی برای رشد فردی و اجتماعی جوانان بهایی تبدیل شده است. با وجود تمام این سختی‌ها، این جامعه به مبارزه خود برای حق تحصیل ادامه داده و با ایجاد موسسات جایگزین و آموزش آنلاین، به مقاومت در برابر سرکوب‌های حکومتی پرداخته است.