روز هجدهم اعتراضات سراسری ایران نه روز «سکوت»، بلکه روز انسداد عامدانه حقیقت بود. قطع ارتباطات کشور با جهان، که اکنون به یک وضعیت پایدار بدل شده، نهتنها امکان مشاهده مستقیم اعتراضات را از میان برده، بلکه به بستری برای افزایش تلفات انسانی و بازداشتهای گسترده در غیاب نظارت عمومی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، آنچه امروز از ایران در دست است نه تصویر خیابان، بلکه اعداد است؛ و این اعداد، برخلاف سکوت تحمیلی، فریاد میزنند.
انسداد ارتباطی؛ حذف صحنه، نه پایان اعتراض
نبود گزارشهای قابل راستیآزمایی از تجمعات خیابانی در روز هجدهم، بیش از آنکه نشانه فروکش اعتراضات باشد، بازتاب موفقیت موقت حکومت در حذف صحنه از دید عمومی است. وقتی اینترنت، تلفن و مسیرهای ارتباطی قطع میشوند، اعتراض از خیابان ناپدید نمیشود؛ بلکه از دوربین حذف میشود.
این وضعیت، یک تناقض خطرناک میسازد:
در حالی که تصاویر کمتر شدهاند، آمار تلفات، بازداشتها و مجروحان همچنان در حال افزایش است. این شکاف، دقیقاً همان نقطهای است که زنگ خطر سرکوب سیستماتیک را به صدا درمیآورد.
اعداد بهمثابه سند جنایت
دادههای تجمیعی روز هجدهم هرانا، حتی با در نظر گرفتن ماهیت حداقلی و محافظهکارانهشان، از یک فاجعه انسانی گسترده پرده برمیدارند:
بیش از ۲۶۰۰ جانباخته،
دهها کودک کشتهشده،
دهها هزار بازداشت،
و هزاران مجروح با جراحات شدید.
این ارقام نه محصول «درگیری پراکنده»اند و نه نتیجه «کنترل امنیتی». اینها حاصل تصمیم سیاسی برای اعمال خشونت گسترده در شرایط بینظارتی مطلق هستند.
وقتی تعداد کشتهشدگان معترضان از دو هزار نفر فراتر میرود، دیگر نمیتوان از «برخورد» سخن گفت؛ این سطح از مرگ، سرکوب برنامهریزیشده است.
روایت رسمی و تناقض آشکار
در چنین بستری، اظهارات برخی مقامهای بینالمللی مبنی بر «توقف کشتار یا اعدام» نهتنها با دادههای میدانی همخوانی ندارد، بلکه به شکلی خطرناک میتواند به عادیسازی سرکوب در سایه خاموشی بینجامد.
اگر کشتار متوقف شده،
پس این جهش آمار تلفات از کجا میآید؟
اگر خشونت فروکش کرده،
پس چرا شمار بازداشتشدگان و مجروحان همچنان صعودی است؟
این تناقض، بیش از هر چیز نشان میدهد که قطع ارتباطات، امکان راستیآزمایی مستقل حتی برای دولتها را نیز مختل کرده است؛ وضعیتی که بهنفع عاملان خشونت عمل میکند، نه قربانیان آن.
جهان نگاه میکند، اما آیا کافی است؟
روز هجدهم با تشدید واکنشهای بینالمللی همراه بود: کاهش حضور دیپلماتیک، هشدارهای کنسولی، بیانیههای حمایتی و پیامهای همدلانه. اما پرسش اساسی پابرجاست:
آیا جهان صرفاً نظارهگر افزایش اعداد خواهد بود؟
تجربه نشان داده است که حکومتهایی که در تاریکی میکشند، از محکومیت لفظی هراسی ندارند. آنچه بازدارنده است، هزینه واقعی است؛ هزینهای که تاکنون نشانهای جدی از آن دیده نمیشود.
جمعبندی: اعتراض ناپدید نشده، نظارت حذف شده است
روز هجدهم اعتراضات را باید روز جابجایی میدان سرکوب دانست:
از خیابانِ قابل مشاهده
به اتاقهای بازجویی،
بازداشتگاهها،
و تیراندازیهایی که دیده نمیشوند.
اعتراض خاموش نشده است؛ اینترنت خاموش شده.
مردم عقب ننشستهاند؛ دوربینها حذف شدهاند.
اما تاریخ، خلأ تصویر را با عدد پر میکند.
و این اعداد، علیه عاملان سکوت شهادت خواهند داد.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، دیگر صرفاً «اعتراض» نیست؛
پروندهای است که هر روز سنگینتر میشود، حتی اگر دیده نشود.
