ادامه ویرانی در سایه سیاست‌های فاجعه‌بار جمهوری اسلامی و گسترش بهای انسانی جنگ برای مردم ایران

در ششمین روز جنگ، ایران بیش از پیش به صحنه‌ای از ویرانی، اضطراب، خون‌ریزی و فروپاشی امنیت انسانی بدل شد؛ وضعیتی که هرچند در ظاهر با حملات آمریکا و اسرائیل ادامه یافته، اما عامل اصلی و تاریخی کشیده‌شدن کشور به این پرتگاه، جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که با سیاست‌های فاشیستی، بحران‌ساز، دشمن‌محور و ویرانگر خود، ایران را سال‌ها به سمت انباشت خشونت، انزوا، تقابل و جنگ سوق داد و اکنون نیز مردم بی‌دفاع باید بهای این جنون حکومتی را با جان، خانه، سلامت و آینده خود بپردازند.

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۱۷۰ حمله در قالب ۱۱۳ رویداد در ۱۹ استان کشور ثبت شده است؛ حملاتی که در مجموع به ۷۹ تلفات اعم از کشته و زخمی‌شدن غیرنظامیان و نظامیان انجامیده است.

بر اساس اطلاعات راستی‌آزمایی‌شده، امروز، ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، دست‌کم ۹ غیرنظامی – از جمله یک کودک – کشته و ۳۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. همچنین ۳ نیروی نظامی نیز کشته شده‌اند. در همین بازه، ۲۹ مورد دیگر اعم از کشته و زخمی همچنان برای راستی‌آزمایی و تعیین وضعیت غیرنظامی یا نظامی بودن در دست بررسی قرار دارد.

علاوه بر این، در ۲۴ ساعت گذشته گزارش شده است که ۲۶ هدف در قالب ۶۷ حمله مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این اهداف شامل طیفی از اماکن و زیرساخت‌ها، از جمله چندین پایگاه نظامی، چند مکان با کاربری دوگانه و یک ورزشگاه بوده‌اند. ماهیت دقیق برخی از این اهداف، از نظر برخورداری از حمایت ویژه حقوق بشردوستانه، غیرنظامی، نظامی یا دوگانه‌کاربری بودن، همچنان در دست بررسی است.

بر اساس داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفندماه، مجموع کشته‌شدگان غیرنظامی گزارش‌شده به ۱۱۶۸ نفر رسیده است؛ رقمی هولناک که در میان آن ۱۹۴ کودک زیر ۱۸ سال نیز دیده می‌شود. همزمان ۳۳۶ مورد مرگ دیگر همچنان در انتظار راستی‌آزمایی و طبقه‌بندی قرار دارند.

این گزارش، تحلیلی مقدماتی از رویدادهای مستندشده در ۲۴ ساعت گذشته ارائه می‌دهد. اما حتی همین داده‌های اولیه نیز یک حقیقت را با وضوح دردناک آشکار می‌کنند: مردم ایران قربانی اصلی حکومتی هستند که کشور را به میدان تاخت‌وتاز سیاست‌های ایدئولوژیک و جنگ‌طلبانه خود بدل کرده است.


۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

در ۲۴ ساعت گذشته، رویدادهایی در چندین استان کشور گزارش شده که از تداوم الگوی جغرافیایی پراکنده اما پرشدت درگیری‌ها حکایت دارد. رویدادهای مستندشده شامل حملات هوایی و حملات موشکی، عمدتاً با موشک‌های کروز بوده‌اند.

تحلیل مقدماتی نشان می‌دهد که استان تهران با سهم ۳۲ درصدی از حملات همچنان بیش از سایر نقاط کشور هدف قرار گرفته است. پس از تهران، استان‌های خوزستان و کرمانشاه به‌ترتیب با سهم ۱۴ و ۱۱ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. همزمان، مناطق غرب کشور همچنان سهم بالایی از حملات هوایی را به خود اختصاص داده‌اند.

این الگو نشان می‌دهد که بحران نه‌فقط ادامه یافته، بلکه به‌صورت چندمحوره در حال پیشروی است. تمرکز حملات بر تهران و غرب کشور نیز بیانگر آن است که دامنه ناامنی به قلب سیاسی و جمعیتی کشور و نیز به استان‌های مرزی و حساس کشیده شده است. اما باز هم این مردم‌اند – نه آمران اصلی و نه بانیان بحران در ساختار قدرت – که باید هزینه این فاجعه را بپردازند.

جمهوری اسلامی سال‌ها کشور را در مسیر نظامی‌سازی، تقابل‌سازی و تنش دائمی پیش برد؛ اکنون همان منطق ویرانگر، ایران را به فضایی بدل کرده که شهروندانش در ۱۹ استان زیر سایه حملات و ترس دائمی زندگی می‌کنند.


۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت

در ۲۴ ساعت گذشته، اهداف مختلفی مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این فهرست تنها شامل اهدافی نیست که مستقیماً هدف حمله بوده‌اند، بلکه مواردی را نیز دربر می‌گیرد که در نتیجه حملات مجاور یا موج انفجار آسیب دیده‌اند. این فهرست جامع نیست و موارد ذکرشده نمونه‌ای از اهداف ثبت‌شده را نشان می‌دهد.

نمونه‌ای از اهداف مورد اصابت عبارت‌اند از:

  1. اداره اطلاعات در شهر سردشت

  2. پادگان امام علی سپاه پاسداران در سنندج

  3. کارخانه کاغذ در ملایر

  4. پایانه مرزی چذابه در دشت آزادگان

  5. کلانتری ۱۳۸ جنت‌آباد در تهران

در مورد شماری از اهداف فوق، ماهیت دقیق هدف – اعم از غیرنظامی، نظامی یا دوگانه‌کاربری بودن – همچنان در دست بررسی است و ممکن است با تکمیل اطلاعات، طبقه‌بندی آن‌ها اصلاح شود.

اما حتی همین فهرست محدود نیز نشان می‌دهد که حملات فقط متوجه پایگاه‌های صرفاً نظامی نبوده و به ساختارهای اداری، صنعتی، خدماتی و شهری نیز کشیده شده‌اند. این همان پیامد مستقیم تبدیل‌کردن ایران به یک جغرافیای امنیتی و پادگانی از سوی جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که به‌جای ساختن کشوری امن برای شهروندان، کشوری ساخت که در آن هر منطقه‌ای می‌تواند به بخشی از میدان جنگ تبدیل شود.


۲.۱ تأسیسات دارای حمایت تحت حقوق بین‌الملل بشردوستانه

بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، تأسیسات پزشکی، نهادهای آموزشی، مراکز بشردوستانه، اماکن مذهبی و مراکز خدمات اضطراری از حمایت ویژه برخوردارند.

در ۲۴ ساعت گذشته، آسیب به تأسیسات زیر که تحت حمایت حقوق بین‌الملل بشردوستانه قرار دارند، مستند شده است:

  1. یک ساختمان مسکونی در تهران

  2. ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی در تهران

  3. دبستان دخترانه یاس نبی در تهران

  4. شهرداری منطقه ۱۸ در تهران

  5. ورزشگاه بعثت در تهران

آسیب‌دیدن ساختمان مسکونی، مدرسه، شهرداری و دو ورزشگاه، تصویری به‌غایت نگران‌کننده از دامنه خسارات این جنگ ارائه می‌دهد. این فقط یک فهرست ساده از اهداف نیست؛ این نشانه فروپاشی مرز میان فضای زندگی غیرنظامیان و میدان درگیری است.

و این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی با سال‌ها سیاست ضدملی و خطرناک، برای مردم ایران رقم زده است: کشوری که در آن مدرسه دخترانه، ورزشگاه، ساختمان مسکونی و مرکز خدمات شهری هم دیگر از آتش جنگ در امان نیستند. حکومتی که مدام از «اقتدار» سخن می‌گفت، امروز حتی قادر نیست حداقل امنیت را برای کودکان در مدرسه و شهروندان در خانه فراهم کند.


۳. تلفات غیرنظامی

تمامی آمار تلفات ارائه‌شده در این بخش بر اساس اطلاعات موجود در زمان انتشار است و با ادامه راستی‌آزمایی‌ها ممکن است به‌روزرسانی شود.

در ۲۴ ساعت گذشته، ۹ غیرنظامی کشته و ۳۸ غیرنظامی زخمی در ۱۹ استان گزارش شده‌اند. در میان کشته‌شدگان یک کودک نیز قرار دارد.

این آمار، هرچند در ظاهر عددی روزانه است، اما در واقع بخشی از یک فاجعه انباشته است؛ فاجعه‌ای که حالا دیگر از مرز هزار کشته غیرنظامی عبور کرده است. هر کشته، هر زخمی و هر کودک قربانی‌شده، نشانه‌ای روشن از این واقعیت است که مردم ایران در حال پرداخت بهای سنگین سیاست‌هایی هستند که هیچ نقشی در شکل‌گیری آن نداشته‌اند.

جمهوری اسلامی سال‌ها خود را «مدافع ملت» معرفی کرد، اما امروز بیش از هر زمان روشن است که این حکومت نه‌تنها حافظ مردم نیست، بلکه با سیاست‌های کور، پرهزینه و جنگ‌ساز خود، مردم را در معرض مستقیم مرگ و نابودی قرار داده است.


۴. تلفات نظامی

در بازه گزارش‌دهی، ۳ نیروی نظامی کشته شده‌اند. تلفات نظامی عمدتاً در چارچوب حمله به پایگاه‌های ارتش و سپاه پاسداران گزارش شده‌اند. در صورت امکان، وابستگی سازمانی و زمینه عملیاتی این افراد در حال ارزیابی است، اما تمامی جزئیات هنوز به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند.

در برخی رویدادها، افرادی در نزدیکی اهداف نظامی کشته شده‌اند اما وضعیت رسمی آنان هنوز به‌طور قطعی مشخص نشده است. این موارد همچنان در دست بررسی هستند و در صورت دستیابی به اطلاعات معتبر، طبقه‌بندی ممکن است اصلاح شود.

لازم به اشاره است که تمرکز این گزارش صرفاً بر وقایع درون مرزهای کشور است و اطلاعاتی درباره تلفات یا وقایع خارج از مرزهای ایران ارائه نمی‌شود.

در عین حال، همین تلفات نظامی نیز بازتاب این واقعیت است که جمهوری اسلامی با تبدیل ایران به یک سکوی دائمی منازعه، ساختارهای نظامی و امنیتی خود را نیز در کانون حملات قرار داده است؛ اما باز هم پیامد اصلی این وضعیت، به فضای عمومی کشور و جان و روان مردم سرریز می‌شود.


۵. تلفات تأییدنشده

تا زمان انتشار این گزارش، ۳۳۶ مورد تلفات همچنان در دست بررسی فعال قرار داشته و در حال حاضر به‌عنوان گزارش تأییدنشده طبقه‌بندی شده‌اند.

این وضعیت ممکن است به دلایل زیر ادامه داشته باشد:

▫️ نبود مدارک هویتی
▫️ گزارش‌های متناقض از منابع
▫️ اطلاعات ناکافی درباره وابستگی یا نقش فرد در زمان کشته یا زخمی شدن
▫️ ادامه تلاش‌های راستی‌آزمایی گزارش‌های منابع باز

این حجم از موارد تأییدنشده نه‌تنها نشان‌دهنده شدت بحران، بلکه نشانه‌ای از آشفتگی اطلاعاتی و محدودیت شدید در دسترسی به داده‌های دقیق است. در چنین وضعیتی، هرچه روشن‌تر می‌شود این است که پنهان‌کاری، اختلال ارتباطی و فضای کنترل‌شده اطلاع‌رسانی در ایران، خود بخشی از فاجعه‌اند؛ وضعیتی که جمهوری اسلامی همواره برای پنهان‌کردن ابعاد واقعی خسارت و مهار افکار عمومی از آن بهره برده است.


۶. تلفات نامشخص

در زمان انتشار، ۲۹ مورد تلفات – شامل ۱۷ کشته و ۱۲ زخمی در ۲۴ ساعت اخیر – همچنان به‌عنوان نامشخص طبقه‌بندی شده‌اند. این موارد شامل افرادی است که هنوز با قطعیت مشخص نشده غیرنظامی یا نظامی بوده‌اند، یا وضعیت سنی آنان – از جمله احتمال کودک‌بودن – به‌طور قطعی راستی‌آزمایی نشده است.

امروز همچنین ۱۸ مورد خاکسپاری قربانیان روزهای گذشته مستند شده است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد بحران فقط در لحظه حمله رخ نمی‌دهد، بلکه هر روز در گورستان‌ها، در سوگواری خانواده‌ها و در تداوم زخم اجتماعی بازتولید می‌شود.


یادداشتی درباره روش‌شناسی

اطلاعات این گزارش از طریق شبکه مستندسازی تثبیت‌شده گردآوری شده است. داده‌ها از ترکیبی از گزارش‌های میدانی، تماس‌های محلی، منابع پزشکی و اضطراری، شبکه‌های جامعه مدنی و منابع در دسترس عمومی – از جمله تصاویر، ویدئوها و بیانیه‌های رسمی مرتبط – جمع‌آوری می‌شود. هر رویداد گزارش‌شده پیش از انتشار از طریق یک فرآیند بررسی داخلی ثبت و ارزیابی می‌شود.

با توجه به ماهیت در حال تحول درگیری‌ها، اطلاعات به‌صورت مستمر گردآوری شده و وضعیت مستندسازی را در زمان انتشار منعکس می‌کند.

ارقام ارائه‌شده در این گزارش ممکن است بازتاب‌دهنده دامنه کامل خسارات نباشند. ادامه درگیری‌ها، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلالات ارتباطی، محدودیت دسترسی به مناطق آسیب‌دیده و خطرات امنیتی برای منابع، می‌توانند توانایی مستندسازی جامع رخدادها را محدود کنند.

تأخیر در گزارش‌های پزشکی، دشواری در تأیید هویت‌ها و محدودیت دسترسی به برخی استان‌ها نیز ممکن است به کم‌شماری موقت منجر شود. با بهبود دسترسی یا ظهور شواهد بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی رویدادها ممکن است به‌روزرسانی شوند.


جمع‌بندی

ششمین روز جنگ نشان می‌دهد که ایران در حال ورود به مرحله‌ای عمیق‌تر از یک بحران انسانی و امنیتی است. ثبت ۱۷۰ حمله در ۱۹ استان، افزایش شمار قربانیان غیرنظامی، عبور تعداد کشته‌شدگان غیرنظامی از ۱۱۶۸ نفر، تداوم مرگ کودکان، و آسیب به ساختمان‌های مسکونی، مدارس، ورزشگاه‌ها و مراکز عمومی، همگی نشانه‌هایی روشن از گسترش دامنه این فاجعه هستند.

اما در پشت همه این آمارها، یک حقیقت بنیادین قرار دارد:
جمهوری اسلامی مسئول اصلی کشاندن ایران به این وضعیت است.
حکومتی که با سیاست‌های ضدملی، ماجراجویانه، ایدئولوژیک و جنگ‌افروزانه، کشور را به لبه پرتگاه رساند و اکنون مردم باید هزینه آن را با خون، ترس، آوارگی، سوگ و نابودی زیرساخت‌های زندگی خود بپردازند.

این جنگ، فقط محصول حملات خارجی نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها حکومت‌داری فاجعه‌بار، امنیتی و ضدانسانی جمهوری اسلامی است.
و تا زمانی که این منطق ویرانگر بر سرنوشت ایران حاکم باشد، مردم ایران همچنان در معرض پرداخت بهایی خواهند بود که هرگز در شکل‌گیری آن نقشی نداشته‌اند.