در سی‌ودومین روز جنگ، الگوی حملات بار دیگر تغییر کرد و تمرکز آن‌ها به‌طور چشمگیری به نقاط مرکزی ایران، به‌ویژه استان‌های اصفهان و فارس، منتقل شد. این جابه‌جایی جغرافیایی، نشان‌دهنده گسترش دامنه بحران و نفوذ آن به بخش‌های عمیق‌تری از کشور است؛ بحرانی که در بستر سیاست‌های ماجراجویانه، امنیتی و بی‌کفایتی جمهوری اسلامی شکل گرفته و اکنون به‌طور مستقیم زندگی مردم را در سراسر کشور هدف قرار داده است.

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۳۱۲ حمله در قالب ۱۶۴ رویداد در ۱۹ استان کشور ثبت شده است؛ حملاتی که در مجموع به ۵۱ تلفات انسانی منجر شده‌اند. در این میان، دست‌کم ۲۴ غیرنظامی کشته و ۲۴ غیرنظامی زخمی شده‌اند؛ آماری که نشان می‌دهد همچنان مردم عادی، کودکان و خانواده‌ها بیشترین هزینه این بحران را می‌پردازند.

از آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، شمار کشته‌شدگان غیرنظامی به ۱۵۹۸ نفر رسیده است؛ از جمله دست‌کم ۲۴۴ کودک. همچنین ۱۲۱۲ کشته نظامی و ۷۰۹ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شده‌اند. این ارقام، نه صرفاً آمار، بلکه سندی از یک فاجعه انسانی هستند که در نتیجه سیاست‌های فاشیستی، سرکوبگرانه و جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی رقم خورده است.

نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

حملات در این روز، گستره وسیعی از کشور را دربر گرفته‌اند، اما تمرکز آن‌ها بر چند استان کلیدی قابل‌توجه است. استان تهران با ۳۷ درصد همچنان در صدر قرار دارد، اما استان اصفهان با ۳۱ درصد و استان فارس با ۱۳ درصد سهم، به‌طور کم‌سابقه‌ای در مرکز حملات قرار گرفته‌اند. استان‌های هرمزگان، بوشهر و قزوین نیز در ادامه فهرست دیده می‌شوند.

این تغییر تمرکز، نشان‌دهنده گسترش دامنه جنگ به مناطق صنعتی، نظامی و شهری مرکزی کشور است؛ مناطقی که نقش مهمی در زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی دارند. این وضعیت، بار دیگر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی با سیاست‌های بی‌محابا و ایدئولوژیک خود، کل کشور را در معرض خطر قرار داده است.

اهداف مورد اصابت و آسیب‌دیده

در این بازه زمانی، ۴۱ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد مورد اصابت قرار گرفته‌اند. نمونه‌هایی از این اهداف عبارت‌اند از:

۱- پادگان لشکر زرهی ۸ در نجف‌آباد
۲- پایگاه هوانیروز وطن‌پور در اصفهان
۳- مقر تیپ ۵۵ هوابرد شیراز
۴- پایگاه هوایی در بوشهر
۵- صنایع دفاعی لنجان در اصفهان

این اهداف، نشان‌دهنده تمرکز حملات بر زیرساخت‌های نظامی و صنعتی هستند؛ اما در کنار آن، آسیب‌های گسترده به اماکن غیرنظامی نیز همچنان ادامه دارد.

تأسیسات غیرنظامی و اماکن آسیب‌دیده

در این روز، موارد زیر نیز در فهرست آسیب‌ها ثبت شده‌اند:

۱- یک درمانگاه در زنجان
۲- دبیرستان دخترانه شاهد آسیه در تهران
۳- ساختمان اداری و کتابخانه حسینیه اعظم در زنجان
۴- آسیب به ۳۰ واحد مسکونی در کرمانشاه
۵- یک چادر عشایری در بندر دیلم

حمله به چنین مراکزی، به‌ویژه مدارس، مراکز درمانی و خانه‌های مردم، نشان‌دهنده عمق بحران انسانی است. این وضعیت، نتیجه مستقیم ساختاری است که در آن، جمهوری اسلامی به‌جای تأمین امنیت مردم، آن‌ها را در معرض خطر قرار داده و کشور را به میدان درگیری تبدیل کرده است.

تلفات غیرنظامیان

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۲۴ غیرنظامی کشته و ۲۴ غیرنظامی زخمی شده‌اند؛ از جمله ۸ کودک در میان کشته‌شدگان. این ارقام، بار دیگر نشان می‌دهد که قربانیان اصلی این جنگ، مردمی هستند که هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌های کلان نداشته‌اند.

در نظام جمهوری اسلامی، جان انسان‌ها همواره در حاشیه قرار داشته است. این حکومت، بارها نشان داده که برای حفظ قدرت و پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود، حاضر است مردم را قربانی کند؛ چه در خیابان‌ها، چه در زندان‌ها، و چه اکنون در زیر آوار جنگ.

تلفات نظامی

در این بازه، تنها ۱ مورد کشته نظامی گزارش شده است. با این حال، به دلیل پنهان‌کاری ساختاری و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، احتمال می‌رود که آمار واقعی تلفات نظامی بالاتر باشد. جمهوری اسلامی، همچنان با پنهان‌کردن اطلاعات، تلاش می‌کند تصویر واقعی بحران را از مردم مخفی نگه دارد.

تلفات نامشخص و دفن‌ها

در این روز، ۲ مورد کشته همچنان در دسته نامشخص قرار دارند. همچنین ۱۵ مورد دفن ثبت شده که مربوط به قربانیان روزهای گذشته بوده‌اند. این موارد، نشان‌دهنده آن است که ابعاد واقعی فاجعه، با تأخیر آشکار می‌شود و بسیاری از قربانیان پس از روزها شناسایی می‌شوند.

جمع‌بندی

سی‌ودومین روز جنگ، با تمرکز حملات بر نقاط مرکزی ایران، نشان داد که این بحران به‌طور فزاینده‌ای در حال گسترش است. حملات به استان‌های اصفهان و فارس، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی و افزایش تلفات غیرنظامیان، همگی نشان‌دهنده عمق فاجعه‌ای هستند که کشور در آن گرفتار شده است.

جمهوری اسلامی، با سیاست‌های فاشیستی، سرکوبگرانه و جنگ‌افروز خود، نه‌تنها در جلوگیری از این وضعیت ناتوان بوده، بلکه خود یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری آن است. این حکومت، با بی‌توجهی به جان انسان‌ها و اصرار بر مسیرهای خطرناک، کشور را به نقطه‌ای رسانده که امروز، هیچ منطقه‌ای از آن از تبعات جنگ در امان نیست.

آنچه اکنون در ایران جریان دارد، فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها سوءمدیریت، فساد، سرکوب و اولویت‌دادن به ایدئولوژی بر انسان است. در این مسیر، جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرده که برای بقای خود، حاضر است هزینه آن را از جان و زندگی مردم پرداخت کند.