در سی‌ونهمین روز جنگ، دامنه تخریب از صنایع و مراکز نظامی فراتر رفت و به یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های کشور یعنی شبکه حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای رسید؛ زیرساختی که ستون فقرات جابه‌جایی انسان، کالا و خدمات در ایران است. در این روز، دست‌کم ۴۲۵ حمله در قالب ۱۷۷ رویداد در ۱۶ استان کشور ثبت شد و ۱۰۱ تلفات انسانی برجای گذاشت. حمله به خطوط راه‌آهن، پل‌های کلیدی و محورهای مواصلاتی، نشانه‌ای آشکار از ورود جنگ به مرحله‌ای است که هدف آن نه فقط ضربه نظامی، بلکه مختل کردن کامل زندگی روزمره و اقتصاد کشور است.

بر اساس داده‌های ثبت‌شده تا پایان روز ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۳۶ غیرنظامی کشته و ۴۸ نفر دیگر مجروح شده‌اند. با این آمار، مجموع کشته‌شدگان غیرنظامی از آغاز جنگ به ۱۷۰۱ نفر رسیده که دست‌کم ۲۵۴ کودک در میان آن‌ها هستند؛ آماری که بار دیگر نشان می‌دهد قربانیان اصلی این جنگ، مردمی هستند که هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌های کلان نداشته‌اند.

اما آنچه این روز را متمایز می‌کند، نه فقط تعداد حملات، بلکه ماهیت اهداف آن است: زیرساخت‌هایی که مستقیماً با زندگی روزمره مردم در ارتباط‌اند. این همان نقطه‌ای است که پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی به‌طور عریان آشکار می‌شود؛ حکومتی که کشور را به درگیری کشانده، اما هیچ سازوکار مؤثری برای حفاظت از مردم و زیرساخت‌های حیاتی ندارد.


نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

در این روز، حملات در ۱۶ استان کشور پراکنده بود. استان تهران با سهم ۲۷ درصدی همچنان در صدر مناطق هدف قرارگرفته قرار دارد. پس از آن، استان البرز با ۱۹ درصد و خوزستان با ۱۷ درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. اصفهان، قزوین و قم نیز از دیگر استان‌های درگیر این موج حملات هستند.

کاهش نسبی سهم تهران نسبت به روزهای قبل، در واقع نشان‌دهنده گسترش جغرافیایی جنگ به سایر مناطق کشور است؛ روندی که به‌وضوح نشان می‌دهد جنگ در حال تبدیل شدن به یک بحران سراسری و فراگیر است.


اهداف مورد اصابت و آسیب‌دیده

در این ۲۴ ساعت، دست‌کم ۵۳ هدف مختلف مورد اصابت قرار گرفته‌اند. از جمله:

۱- پادگان لشکر ۸ در اصفهان
۲- پایگاه چهارم شکاری در دزفول
۳- تأسیسات دفاعی در جزیره خارگ
۴- پاسگاه مرزی جنوبی در جزیره مینو
۵- پادگان عاشورا در نجف‌آباد

با این حال، همانند روزهای گذشته، نزدیکی بسیاری از این اهداف به مناطق شهری باعث شده که اثرات حملات مستقیماً متوجه غیرنظامیان شود. این موضوع بار دیگر نشان می‌دهد که ساختار نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه عملاً مردم را در معرض خطر مستقیم قرار داده است.


تأسیسات غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی آسیب‌دیده

آنچه در این روز بیش از همه جلب توجه می‌کند، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حمل‌ونقل و ارتباطی کشور است:

۱- خط راه‌آهن البرز – زنجان (کرج)
۲- پل راه‌آهن هفت‌چشمه (میانه)
۳- آزادراه تبریز – تهران
۴- پل رودخانه سرخه‌حصار (ری)
۵- کنیسه یهودیان خراسانی (تهران)

حمله به چنین زیرساخت‌هایی، به‌معنای قطع ارتباط میان شهرها، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و در نهایت فشار مضاعف بر زندگی مردم است. این وضعیت، کشور را به‌سمت نوعی «انزوای داخلی» سوق می‌دهد؛ جایی که حتی جابه‌جایی کالاهای اساسی نیز با چالش جدی مواجه می‌شود.

در این میان، نقش جمهوری اسلامی غیرقابل انکار است. حکومتی که سال‌ها منابع کشور را صرف پروژه‌های نظامی و سیاست‌های تنش‌زا کرده، امروز نه توان بازدارندگی دارد و نه ظرفیت مدیریت بحران. نتیجه این سیاست‌ها، کشوری است که زیرساخت‌هایش یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد و مردمش بدون پناه در برابر جنگ رها شده‌اند.


تلفات غیرنظامیان

در این روز، دست‌کم ۳۶ غیرنظامی، از جمله ۶ کودک و ۳ زن، کشته و ۴۸ نفر دیگر مجروح شده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که حتی با تمرکز حملات بر زیرساخت‌ها، همچنان مردم عادی قربانی اصلی هستند.

افزایش تعداد کودکان در میان قربانیان، تصویری تلخ از واقعیت این جنگ ارائه می‌دهد: جنگی که نه‌تنها حال، بلکه آینده یک نسل را نیز هدف گرفته است.


تلفات نظامی

در این بازه، گزارشی از تلفات نظامی منتشر نشده است. با این حال، همانند روزهای گذشته، این احتمال وجود دارد که آمار واقعی بسیار بیشتر باشد. ساختار بسته و غیرشفاف جمهوری اسلامی، همواره مانع از دسترسی به اطلاعات دقیق درباره تلفات نظامی شده و این خود نشان‌دهنده شکاف عمیق میان حکومت و جامعه است.


تلفات نامشخص و دفن‌ها

در این روز، ۳ کشته و ۱۴ مجروح در دسته نامشخص ثبت شده‌اند. همچنین یک مورد دفن مربوط به روزهای گذشته گزارش شده است؛ نشانه‌ای از تداوم اثرات مرگبار این جنگ فراتر از زمان وقوع حملات.


جمع‌بندی

سی‌ونهمین روز جنگ، نقطه‌ای بود که در آن زیرساخت‌های حیاتی حمل‌ونقل کشور به‌طور مستقیم هدف قرار گرفتند؛ اتفاقی که پیامدهای آن می‌تواند بسیار فراتر از تلفات روزانه باشد و زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.

این روز بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی، با سیاست‌های تنش‌زا، مدیریت ناکارآمد و بی‌توجهی به منافع ملی، کشور را به وضعیتی رسانده که نه امنیت دارد، نه ثبات و نه آینده‌ای قابل پیش‌بینی. وقتی پل‌ها، راه‌آهن‌ها و جاده‌ها هدف قرار می‌گیرند، دیگر فقط از جنگ صحبت نمی‌کنیم؛ بلکه از فروپاشی تدریجی یک کشور سخن می‌گوییم.

جمهوری اسلامی در این بحران، نه تنها نتوانسته از مردم محافظت کند، بلکه با عملکرد خود، یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری این وضعیت بوده است. مردمی که امروز زیر آوار، در بیمارستان‌ها، یا در جاده‌های تخریب‌شده گرفتار شده‌اند، هزینه تصمیم‌هایی را می‌پردازند که هیچ‌گاه در آن‌ها نقشی نداشته‌اند.