در سیوهشتمین روز جنگ، شدت حملات به بالاترین سطح در ده روز گذشته رسید؛ روزی که نهتنها از نظر تعداد حملات، بلکه از نظر عمق تخریب و تمرکز بر زیرساختهای حیاتی، نقطهای هشداردهنده در روند این درگیری محسوب میشود. در این روز، دستکم ۵۷۳ حمله در قالب ۲۱۵ رویداد در ۲۰ استان کشور ثبت شد و ۱۰۹ تلفات انسانی برجای گذاشت. تمرکز گسترده حملات بر صنایع مادر، بهویژه بخش انرژی، نشان میدهد که جنگ بهطور فزایندهای به سمت فلجسازی ساختارهای اقتصادی کشور پیش میرود؛ ساختارهایی که سالهاست زیر سایه سیاستهای ناکارآمد و ماجراجویانه جمهوری اسلامی آسیبپذیر شدهاند.
بر اساس دادههای ثبتشده تا پایان روز ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، دستکم ۴۹ نظامی کشته و ۵۸ نفر دیگر مجروح شدهاند. در همین حال، مجموع کشتهشدگان غیرنظامی از آغاز جنگ به ۱۶۶۵ نفر رسیده که دستکم ۲۴۸ کودک در میان آنها هستند؛ آماری که بیش از هر چیز نشان میدهد قربانی اصلی این جنگ، مردم عادی هستند، نه تصمیمگیرندگان آن.
آنچه در این روز رخ داد، صرفاً یک افزایش عددی در حملات نبود؛ بلکه نشانهای از فروپاشی تدریجی امنیت داخلی در کشوری است که حکومت آن سالها با شعار «امنیت» و «اقتدار» مشروعیتسازی کرده است. جمهوری اسلامی، که منابع کشور را صرف توسعه نظامی و تنشزایی خارجی کرد، اکنون حتی قادر به حفاظت از زیرساختهای حیاتی و جان شهروندان خود نیست.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
حملات ثبتشده در این روز، گستره وسیعی از کشور را دربر گرفت. استان تهران با سهم ۵۴ درصدی، همچنان در صدر مناطق هدف قرارگرفته قرار دارد؛ آماری که نشان میدهد پایتخت، بهعنوان قلب سیاسی و اقتصادی کشور، بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته است. پس از تهران، استانهای فارس (۷ درصد) و خوزستان (۵ درصد) قرار دارند و در ادامه البرز، اصفهان، هرمزگان، بوشهر و سیستان و بلوچستان نیز از جمله مناطق آسیبدیده هستند.
این توزیع جغرافیایی نشان میدهد که جنگ دیگر محدود به نقاط خاص نیست و عملاً به یک بحران سراسری تبدیل شده است؛ بحرانی که ریشه آن را باید در سیاستهای تنشمحور و بیثباتکننده جمهوری اسلامی در سالهای گذشته جستوجو کرد.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در این ۲۴ ساعت، دستکم ۶۱ هدف مختلف مورد اصابت قرار گرفتهاند. نمونههایی از این اهداف عبارتاند از:
۱- پایگاه شکاری در تبریز
۲- مقر پایگاه میثاق در آبادان
۳- مقر تیپ الغدیر در یزدانشهر
۴- تأسیسات نیروی دریایی در کنارک
۵- منطقه نظامی پارچین در تهران
این فهرست نشان میدهد که بخش قابل توجهی از حملات متوجه اهداف نظامی بوده، اما همانطور که در روزهای گذشته نیز دیده شده، نزدیکی این اهداف به مناطق شهری باعث شده که پیامدهای حملات مستقیماً متوجه غیرنظامیان شود؛ واقعیتی که بار دیگر ناکارآمدی ساختار نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی در حفاظت از مردم را آشکار میکند.
تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی آسیبدیده
در کنار اهداف نظامی، مجموعهای از مراکز غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی نیز در این روز آسیب دیدهاند:
۱- دانشگاه صنعتی شریف (تهران)
۲- شرکت دماند، تأمینکننده برق تأسیسات نفتی (عسلویه)
۳- سیلوهای کشاورزی (مهران)
۴- یک مدرسه (کرمانشاه)
۵- پست برق ۱۳۲ کیلوولت (مشهد)
حمله به چنین اهدافی نشاندهنده ورود جنگ به مرحلهای است که در آن، زیرساختهای علمی، آموزشی، انرژی و حتی تأمین غذا هدف قرار میگیرند. این یعنی جنگ نهتنها حال، بلکه آینده کشور را نیز نشانه گرفته است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: حکومتی که دههها منابع کشور را صرف اهداف ایدئولوژیک و نظامی کرده، چرا امروز حتی قادر به حفاظت از ابتداییترین زیرساختهای زندگی مردم نیست؟
تلفات غیرنظامیان
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۴۹ غیرنظامی، از جمله ۴ کودک و ۲ زن، کشته و ۵۸ نفر دیگر زخمی شدهاند. این ارقام، در کنار آمار تجمیعی، نشان میدهد که هزینه اصلی این جنگ را شهروندانی میپردازند که هیچ نقشی در تصمیمگیریهای کلان نداشتهاند.
جمهوری اسلامی، همانند گذشته، در قبال این تلفات نه پاسخگو است و نه شفاف. این حکومت بار دیگر نشان داده که جان مردم برایش نه اولویت است و نه خط قرمز.
تلفات نظامی
در این بازه، تنها ۲ کشته نظامی بهصورت رسمی ثبت شده است؛ آماری که بهاحتمال بسیار کمتر از واقعیت است. در ساختار بسته و امنیتی جمهوری اسلامی، اطلاعات مربوط به تلفات نظامی همواره با پنهانکاری همراه بوده و هست. این در حالی است که عدم شفافیت در چنین شرایطی، خود بخشی از بحران است و نشاندهنده بیاعتمادی عمیق حکومت به مردم است.
جمعبندی
سیوهشتمین روز جنگ، روزی بود که شدت حملات به اوج رسید، زیرساختهای حیاتی بیش از پیش هدف قرار گرفتند و بار دیگر مشخص شد که این جنگ، پیش از هر چیز، علیه مردم ایران است. در این میان، نقش جمهوری اسلامی را نمیتوان نادیده گرفت؛ حکومتی که با سیاستهای پرهزینه، انزواگرایانه و تنشزا، کشور را به چنین نقطهای رسانده است.
وقتی دانشگاهها، نیروگاهها، سیلوهای غذایی و مناطق مسکونی هدف قرار میگیرند، دیگر نمیتوان از «مدیریت بحران» سخن گفت. این وضعیت، نتیجه سالها تصمیمگیری غلط، فساد ساختاری و بیتوجهی به منافع ملی است.
جمهوری اسلامی امروز نهتنها نتوانسته از مردم ایران محافظت کند، بلکه با سیاستهای خود، یکی از عوامل اصلی شکلگیری این فاجعه بوده است. جنگی که امروز در جریان است، فقط نتیجه یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه محصول مستقیم حکمرانیای است که کشور را به لبه فروپاشی کشانده و مردم را در میان آتش و ویرانی تنها گذاشته است.
