مقدمه
اعتراضات آبانماه ۱۳۹۸ یکی از گستردهترین و خونینترین اعتراضات مردمی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود. این اعتراضات که در واکنش به افزایش ناگهانی و بیسابقه قیمت بنزین آغاز شد، به سرعت از خواستههای اقتصادی فراتر رفت و به یک جنبش اعتراضی علیه کل ساختار دیکتاتوری و فاشیستی جمهوری اسلامی تبدیل شد. واکنش حکومت به این اعتراضات با سرکوب گسترده، بیرحمانه و استفاده از نیروهای نظامی و امنیتی برای کشتار و دستگیری معترضان همراه بود. در نتیجه این سرکوب خونین، هزاران نفر کشته، زخمی و بازداشت شدند. این سرکوب نشاندهنده عزم حکومت فاشیستی و ضد حقوق بشر جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت به هر قیمتی بود، حتی اگر به بهای جان هزاران شهروند بیگناه تمام شود.
زمینههای اعتراض
افزایش ناگهانی قیمت بنزین:
افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸، که بهطور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی صورت گرفت، جرقهای برای شعلهور شدن اعتراضات مردمی در سراسر کشور بود. این تصمیم که به تصویب شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا و با تأیید رهبر جمهوری اسلامی، سید علی خامنهای، گرفته شد، قیمت بنزین را بهطور ناگهانی تا ۳۰۰ درصد افزایش داد. این افزایش ناگهانی در حالی رخ داد که اکثریت مردم ایران در اثر تحریمهای اقتصادی، تورم شدید و بیکاری فزاینده، تحت فشارهای اقتصادی سنگینی قرار داشتند.
فشارهای اقتصادی و اجتماعی:
اعتراضات آبانماه ۱۳۹۸ در شرایطی به وقوع پیوست که جامعه ایران به شدت تحت فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای بینالمللی، فساد گسترده دولتی و ناکارآمدی مدیریتی قرار داشت.
• تحریمهای بینالمللی: تحریمهای اعمالشده توسط ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی، به ویژه پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، اقتصاد ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داده بود. کاهش شدید صادرات نفت، کاهش ارزش پول ملی و افزایش بیکاری از جمله عواقب این تحریمها بودند که بر زندگی روزمره مردم ایران تأثیرات عمیقی گذاشتند.
• تورم و فقر: افزایش بیسابقه قیمتها، به ویژه در کالاهای اساسی، زندگی مردم را دشوارتر کرده بود. بسیاری از خانوادهها توانایی تأمین نیازهای اولیه خود را از دست داده بودند و نرخ فقر بهطور چشمگیری افزایش یافته بود.
• فساد و ناکارآمدی دولتی: فساد گسترده در نهادهای دولتی و عدم شفافیت در مدیریت اقتصادی، نارضایتی عمومی را تشدید کرده بود. مردم احساس میکردند که ثروت ملی به جای توزیع عادلانه، به دست مقامات و افراد نزدیک به حکومت سرازیر شده و این نابرابری اجتماعی به یکی از اصلیترین دلایل اعتراضات تبدیل شده بود.
گسترش اعتراضات و شعارهای ضد حکومتی
شروع اعتراضات در شهرهای کوچک:
اعتراضات ابتدا در شهرهای کوچک و محروم مانند سیرجان، بهبهان و مشهد آغاز شد، اما به سرعت به شهرهای بزرگتر مانند تهران، اصفهان، شیراز و تبریز گسترش یافت.
• شعارهای اقتصادی: در آغاز اعتراضات، شعارها بیشتر حول محور مسائل اقتصادی و افزایش قیمت بنزین متمرکز بود. اما با گذشت زمان و تشدید سرکوبها، شعارهای ضد حکومتی جایگزین آنها شدند.
• شعارهای ضد حکومتی: یکی از ویژگیهای برجسته اعتراضات آبان ۱۳۹۸، استفاده گسترده از شعارهای ضد حکومتی بود. شعارهایی نظیر «مرگ بر دیکتاتور»، «خامنهای حیا کن، مملکتو رها کن»، «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به سرعت در میان معترضان رایج شد. این شعارها نشان از نارضایتی عمیق مردم از کل ساختار حاکمیت فاشیستی جمهوری اسلامی داشت و نشان میداد که اعتراضات فراتر از مسائل اقتصادی، به یک جنبش گسترده سیاسی تبدیل شده است.
واکنش حکومت به اعتراضات و سرکوب بیرحمانه
نقش سید علی خامنهای:
رهبر جمهوری اسلامی، سید علی خامنهای، در اولین واکنش خود به اعتراضات، به صراحت از تصمیم دولت حمایت کرد و معترضان را «اشرار» خواند. او در یک سخنرانی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۸، با تأکید بر اینکه تصمیم افزایش قیمت بنزین «تخصصی» و «بر پایه نظرات کارشناسان» بوده است، از نیروهای امنیتی خواست تا با قاطعیت با معترضان برخورد کنند. این سخنان خامنهای عملاً مجوزی برای سرکوب بیرحمانه و استفاده از خشونت علیه معترضان بود. او همچنین به صراحت اعلام کرد که هرگونه اعتراض به تصمیمات حکومتی، به منزله اقدام علیه امنیت ملی است. این رویکرد سرکوبگرانه و ضد حقوق بشر، ماهیت دیکتاتوری و تروریسم رادیکال اسلامی حکومت جمهوری اسلامی را بهخوبی نشان میدهد.
نقش حسین سلامی و سپاه پاسداران:
حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در واکنش به گسترش اعتراضات، از آمادگی کامل نیروهای سپاه برای مقابله با «اغتشاشگران» خبر داد. نیروهای سپاه و بسیج تحت فرماندهی سلامی، بهطور گسترده در سرکوب اعتراضات شرکت کردند.
• استفاده از سلاحهای جنگی: گزارشها حاکی از آن است که نیروهای سپاه و بسیج در بسیاری از مناطق از سلاحهای جنگی علیه معترضان استفاده کردند. این نیروها در برخی موارد با شلیک مستقیم به سر و قلب معترضان، آنها را هدف قرار دادند که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از معترضان شد. این نوع استفاده از خشونت مرگبار نشاندهنده رویکرد فاشیستی و ضد انسانی سپاه پاسداران است.
• سرکوب در مناطق محروم: سپاه پاسداران به ویژه در مناطق محروم و حاشیهنشین شهرهای بزرگ، با شدت بیشتری به سرکوب معترضان پرداخت. در این مناطق، نیروهای امنیتی با استفاده از زرهپوشها و سلاحهای سنگین، به سوی مردم آتش گشودند و بسیاری را به قتل رساندند. این اقدامات نشاندهنده استبداد و وحشیگری نیروهای تحت امر سپاه در سرکوب اعتراضات مردمی است.
نقش عبدالرضا رحمانی فضلی:
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور وقت، که مسئولیت مدیریت نیروهای انتظامی و امنیتی را بر عهده داشت، برخورد شدید با معترضان را توجیه کرد و از نیروهای امنیتی خواست تا با قاطعیت وارد عمل شوند.
• شلیک مستقیم به معترضان: رحمانی فضلی بعدها در مصاحبهای اعتراف کرد که در برخی مناطق، نیروهای امنیتی به سمت معترضان «شلیک مستقیم» کردند. او در این مصاحبه از این اقدام بهعنوان «ضروری برای حفظ امنیت ملی» دفاع کرد و تلاش کرد تا شدت سرکوبها را توجیه کند. این اعترافها نشاندهنده همکاری کامل او با سیاستهای فاشیستی و سرکوبگرانه حکومت جمهوری اسلامی است.
• فرماندهی عملیات سرکوب: رحمانی فضلی از طریق شورای امنیت کشور (شاک)، عملیات سرکوب را در سراسر کشور هماهنگ کرد. او از نیروهای انتظامی و امنیتی خواست تا «با هرگونه تهدید علیه امنیت ملی به شدت برخورد کنند» و از هیچ ابزاری برای سرکوب اعتراضات دریغ نکنند. این اقدامات بهخوبی نشاندهنده نقش او در اجرای سیاستهای ضد حقوق بشری و استبدادی حکومت جمهوری اسلامی است.
شکنجه و سرکوب در بازداشتگاهها
در پی سرکوبهای خیابانی، هزاران نفر از معترضان در سراسر کشور بازداشت شدند. این بازداشتها بهطور گسترده و با خشونت شدید صورت گرفت. بازداشتشدگان به بازداشتگاههای مختلفی از جمله اوین، فشافویه، کهریزک و بازداشتگاههای مخفی سپاه منتقل شدند و در آنجا تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار گرفتند.
شکنجههای جسمی:
بسیاری از بازداشتشدگان گزارش دادند که در بازداشتگاهها مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتهاند.
• ضرب و شتم با باتوم و کابل: بازداشتشدگان بهطور مداوم با باتوم و کابلهای برق مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. این ضرب و شتمها بهویژه در روزهای اولیه بازداشت شدیدتر بود و هدف آن شکستن روحیه معترضان و وادار کردن آنها به اعترافات اجباری بود.
• شوکهای الکتریکی: در برخی بازداشتگاهها، از شوکهای الکتریکی بهعنوان یکی از ابزارهای شکنجه استفاده شد. این روش موجب آسیبهای شدید جسمانی و روانی به بازداشتشدگان شد و بسیاری از آنها را دچار آسیبهای دائمی کرد.
شکنجههای روانی:
بازداشتشدگان علاوه بر شکنجههای جسمی، تحت فشارهای روانی شدیدی نیز قرار داشتند.
• تهدید به تجاوز: بسیاری از بازداشتشدگان، بهویژه زنان، تحت تهدید به تجاوز قرار گرفتند. این تهدیدات بهمنظور شکستن روحیه معترضان و وادار کردن آنها به اعترافات اجباری صورت میگرفت. این رویکرد وحشیانه و ضد زن، بخشی از سیاستهای سرکوبگرانه و ضد انسانی حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی است.
• نگهداری طولانیمدت در سلولهای انفرادی: یکی دیگر از روشهای شکنجه روانی، نگهداری طولانیمدت بازداشتشدگان در سلولهای انفرادی بود. این سلولها که اغلب کوچک و تاریک بودند، شرایط سختی را برای زندانیان ایجاد میکردند و آنها را از هرگونه ارتباط با دنیای خارج محروم میکردند.
• محرومیت از خواب: بازداشتشدگان بهطور عمدی از خواب محروم میشدند و تحت بازجوییهای مداوم و بیوقفه قرار میگرفتند. این روش شکنجه باعث فرسایش شدید روحی و جسمی زندانیان میشد و آنها را به مرز فروپاشی روانی میرساند.
مرگ در بازداشتگاهها:
در جریان سرکوبها، تعدادی از بازداشتشدگان در اثر شکنجه یا شرایط سخت بازداشتگاهها جان خود را از دست دادند.
• پویا بختیاری: پویا بختیاری، یکی از شناختهشدهترین قربانیان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، در جریان تظاهرات در کرج به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. مرگ او و واکنشهای گسترده به آن، به نمادی از سرکوب خونین حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی تبدیل شد.
• فرزاد انصاریفر: فرزاد انصاریفر، از دیگر قربانیان این اعتراضات، در بهبهان به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. خانواده او بهشدت از سوی نیروهای امنیتی تحت فشار قرار گرفتند تا از پیگیری حقوقی مرگ فرزندشان صرفنظر کنند.
• نیکتا اسفندانی: نیکتا اسفندانی، یک دختر نوجوان ۱۴ ساله، نیز در جریان اعتراضات آبانماه در تهران جان خود را از دست داد. مقامات حکومتی ابتدا سعی در پنهان کردن مرگ او داشتند و ادعا کردند که او بر اثر بیماری فوت کرده است، اما بعداً مشخص شد که او در اثر شلیک گلوله کشته شده است. این اقدامات نشاندهنده بیرحمی و خشونت گسترده رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی است.
قطع اینترنت و تلاش برای پنهان کردن سرکوب
در جریان سرکوب اعتراضات، حکومت جمهوری اسلامی به مدت یک هفته دسترسی به اینترنت را در سراسر کشور قطع کرد.
• منع انتقال اطلاعات: این اقدام بهمنظور جلوگیری از انتشار اخبار و تصاویر سرکوبها و همچنین جلوگیری از هماهنگی معترضان صورت گرفت. با قطع اینترنت، حکومت توانست برای مدت کوتاهی کنترل اوضاع را در دست بگیرد و مانع از انتشار گسترده اطلاعات درباره سرکوبها شود. این اقدام، تلاشی آشکار برای پنهان کردن جنایات فاشیستی و ضد حقوق بشری حکومت بود.
• افزایش خشونت: در این مدت، نیروهای امنیتی و نظامی با خشونت بیسابقهای معترضان را سرکوب کردند و از انتقال اخبار و تصاویر این جنایات به خارج از کشور جلوگیری شد. این خشونتها نشاندهنده ماهیت تروریسم رادیکال اسلامی جمهوری اسلامی است.
• قطع ارتباطات: قطع اینترنت باعث شد تا خانوادهها نتوانند از وضعیت عزیزانشان که در اعتراضات شرکت کرده بودند، مطلع شوند و این امر به افزایش نگرانی و اضطراب در جامعه منجر شد.
واکنشها و پیگیریها
سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ با واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی مواجه شد.
• واکنشهای بینالمللی: بسیاری از نهادهای حقوق بشری، از جمله سازمان عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر، این سرکوب را بهشدت محکوم کردند و خواستار پاسخگویی مقامات جمهوری اسلامی شدند. گزارشهای اولیه حاکی از کشته شدن دستکم ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر در جریان این اعتراضات بود، هرچند تعداد دقیق قربانیان همچنان نامشخص و متناقض است. این واکنشها نشاندهنده محکومیت جهانی حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی است.
• اعتراضات خانوادهها: خانوادههای قربانیان اعتراضات آبانماه، با وجود فشارهای شدید امنیتی، به اعتراضات و دادخواهیهای خود ادامه دادند. آنها خواستار محاکمه و مجازات عاملان کشتار فرزندانشان شدند، اما با بیاعتنایی و سرکوب بیشتر مواجه شدند. این مبارزات نشاندهنده مقاومت مردم در برابر ظلم و استبداد حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی است.
• عدم پاسخگویی حکومت: علیرغم فشارهای بینالمللی و اعتراضات داخلی، حکومت جمهوری اسلامی هیچگونه مسئولیتی را در قبال این کشتارها نپذیرفت و مقامات مسئول همچنان در قدرت باقی ماندند. نهتنها مقامات ارشد، بلکه بسیاری از نیروهای امنیتی و نظامی که در سرکوب اعتراضات نقش داشتند، بهجای مجازات، تقدیر و تشویق شدند. این اقدامات نشاندهنده عدم پاسخگویی و عدم تعهد حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی به حقوق بشر است.
جمعبندی
سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از خونینترین و بیرحمانهترین سرکوبها در تاریخ معاصر ایران است. این سرکوب نشاندهنده شدت خشونت و بیرحمی حکومت دیکتاتوری و فاشیستی جمهوری اسلامی در مواجهه با نارضایتیهای مردمی بود. حکومت با استفاده از تمامی ابزارهای سرکوب، از نیروهای نظامی گرفته تا قطع اینترنت و کنترل شدید اطلاعات، سعی در خاموش کردن اعتراضات داشت. هرچند این سرکوب در کوتاهمدت توانست اعتراضات را متوقف کند، اما زخمهای عمیقی بر جامعه ایران برجای گذاشت و به افزایش نارضایتیها و کاهش اعتماد عمومی به نظام حاکم منجر شد. یاد قربانیان این اعتراضات و مقاومت مردم در برابر ظلم و استبداد، همواره بهعنوان نمادی از مبارزه برای آزادی و عدالت در تاریخ ایران باقی خواهد ماند. تجربه آبان ۱۳۹۸ نشان داد که حکومت جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت خود، حاضر است به هر قیمتی، حتی به بهای جان هزاران نفر از شهروندانش، دست به سرکوب بزند.
