جنایات رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی علیه بهاییان، جنایتی سیستماتیک و برنامه‌ریزی‌شده است که تنها به دلیل باورهای مذهبی یک اقلیت دینی صورت گرفته و همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی که بر اساس ایدئولوژی سرکوب‌گرایانه و فاشیستی خود عمل می‌کند، از هیچ ظلم و ستمی علیه این جامعه مظلوم دریغ نکرده است. این حکومت جنایتکار که دم از دیانت و عدالت می‌زند، در طول سال‌های حکمرانی خود ثابت کرده که تنها هدفش به نابودی کشاندن تمامی صداها و باورهای مخالف با خط فکری منحط و قرون‌وسطایی‌اش است.

بهاییان از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون مورد بی‌رحمانه‌ترین انواع آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. از اخراج دسته‌جمعی دانشجویان و اساتید بهایی از دانشگاه‌ها و مدارس گرفته تا سلب حق استخدام، زندان‌های طولانی‌مدت، شکنجه، اعدام‌های خودسرانه و حتی تخریب منازل و اماکن مقدس بهاییان. این سیاست‌های سرکوبگرانه دقیقاً بر اساس دستورات صریح رژیم و با هدف به انزوا کشاندن و سرکوب کامل این جامعه انجام می‌شود. رژیم جمهوری اسلامی که هیچ مشروعیت انسانی و اخلاقی ندارد، با نقض آشکار حقوق بشر، این اقلیت دینی را از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم کرده است.

در طول سال‌های تحصیل، من دوستان بهایی داشتم که تنها به جرم اعتقادشان از دانشگاه اخراج شدند. این دوستان نه تنها دانشجویانی با استعداد و پرتلاش بودند، بلکه انسان‌هایی شریف و پاک بودند که هیچ‌گاه کوچک‌ترین تهدید یا خطری برای جامعه محسوب نمی‌شدند. اما رژیم جمهوری اسلامی با سیاست‌های نفرت‌پراکنانه خود، این افراد را از حق تحصیل و کار محروم کرد، آن‌ها را منزوی ساخت و خانواده‌هایشان را در تنگناهای شدید اقتصادی و اجتماعی قرار داد.

یکی از جنبه‌های فاجعه‌بار این جنایات، این است که این رژیم تلاش می‌کند حتی ایدئولوژی بهاییان را شیطانی جلوه دهد. اما بر خلاف این تبلیغات کثیف و دروغین، من در گردهمایی‌های بهاییان شرکت کردم و با چشمان خود دیدم که آموزه‌های این دین چیزی جز صلح، دوستی و عشق به هم‌نوع نیست. بهاییان در میان این همه ستم و تحقیر، همچنان به اصول اخلاقی و انسان‌دوستی خود وفادارند و هرگز به خشونت متوسل نشده‌اند. این واقعیت برهمگان روشن است که جمهوری اسلامی با تمام ابزارهای سرکوب‌گرانه‌اش در مقابل این حقیقت عاجز است: ایمان و انسانیت را نمی‌توان با زور و قهر خاموش کرد.

رژیم جمهوری اسلامی نه تنها دشمن بهاییان، بلکه دشمن تمامی ارزش‌های انسانی و حقوق بشری است. حکومتی که هیچ احترامی برای زندگی انسان‌ها قائل نیست، با اعدام‌های بی‌رویه، زندان‌های انفرادی، شکنجه و کشتار مخالفان و دگراندیشان، چهره‌ای جنایتکارانه از خود نشان داده است. این رژیم باید در برابر این جنایات پاسخگو باشد و جامعه جهانی نباید در برابر این بی‌عدالتی‌ها سکوت کند. حقوق بهاییان، همچون حقوق هر انسان دیگر، باید به رسمیت شناخته شود و فشارهای بین‌المللی بر جمهوری اسلامی برای پایان دادن به این ظلم‌ها باید افزایش یابد.

این حکومت در مسیر سقوط قرار دارد و روزی خواهد رسید که این جنایات در دادگاه‌های بین‌المللی و با استناد به تمامی مدارک و شواهد غیرقابل انکار محاکمه خواهد شد. هیچ ظلمی پایدار نیست و جمهوری اسلامی نیز روزی باید پاسخگوی تمام این جنایات هولناک باشد.