مقدمه
بازداشتگاه سروش، واقع در شرق مشهد، از مراکز مخوف بازجویی و شکنجه در جمهوری اسلامی است که تحت مدیریت پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فراجا (پاوا) فعالیت میکند. این مرکز که در ابتدا برای نگهداری متهمان جرایم عمومی مانند قاچاق مواد مخدر، خرید و فروش اسلحه و مشروبات الکلی استفاده میشد، در سالهای اخیر به یکی از مراکز اصلی سرکوب و اعترافگیری اجباری از معترضان، فعالان مدنی و زندانیان سیاسی تبدیل شده است. بازداشتشدگان سابق از تجربههای هولناک خود در این مرکز میگویند: شکنجههای شدید جسمی و روانی، اعترافات اجباری، سلولهای غیربهداشتی و رفتارهای غیرانسانی مأموران امنیتی، تنها بخشی از واقعیتهای تاریک بازداشتگاه سروش است.
محل شکنجه و اعترافات اجباری
بازداشتشدگان گزارش دادهاند که از لحظه ورود به بازداشتگاه، تحت ضربوشتم قرار گرفته و در شرایطی غیرانسانی نگهداری میشوند. یکی از آنها که در سال ۱۴۰۱ در این مرکز بازداشت شده بود، درباره نحوه انتقال و محیط این بازداشتگاه گفت:
"در یکی از سلولهای کوچک، شبیه به قفس باغوحش، بهصورت انفرادی نگه داشته شدم. هر روز با چشمبند برای بازجویی به اتاقی منتقل میشدم که مأموران امنیتی، با استفاده از ضرب و شتم، تلاش داشتند من را مجبور به اعتراف به جرمهایی کنند که مرتکب نشده بودم."
او تأکید میکند که این مرکز عملاً اداره آگاهی مشهد است که اکنون به یکی از مراکز سرکوب مخالفان تبدیل شده است.
شرایط غیرانسانی و رفتار وحشیانه مأموران
بازداشتگاه سروش دارای دو سالن مجزا برای مردان و زنان است. یکی از بازداشتشدگان درباره وضعیت نگهداری در این مرکز میگوید:
"در بدو ورود، از تمامی اندام بدنم عکسبرداری شد، لباسهای معمولیام را گرفتند و یک لباس راهراه آبی که مخصوص اعزام به دادگاه بود، به من دادند. سلولها ۶ در ۵ متر بودند، درب آنها میلهای بود و در هر سلول یک دوربین مداربسته نصب شده بود تا دائماً بازداشتشدگان تحت نظارت باشند."
او درباره وضعیت بهداشتی و غذایی نیز گفت:
"سرویس بهداشتی داخل سلولها بهقدری کثیف بود که اکثر بازداشتشدگان از آن استفاده نمیکردند. غذای ارائهشده شامل مقدار اندکی نان و پنیر در وعده صبحانه و برنج بیکیفیت در وعدههای ناهار و شام بود که به هیچوجه نیازهای غذایی بازداشتشدگان را تأمین نمیکرد."
شکنجههای وحشیانه برای اعترافات ساختگی
شکنجههای شدید جسمی یکی از روشهای رایج در این بازداشتگاه است. یک بازداشتشده درباره تجربه وحشتناک خود در بازجوییها گفت:
"دستبندم را از پشت بسته و به زانوهایم قفل کردند، سپس با شلنگ سیاه روی کف پاهایم ضربه میزدند. شدت ضربات بهحدی بود که تا چند روز قادر به راه رفتن نبودم. مأموران همچنین با استفاده از وزنههای سربی، ضرباتی محکم به بدنم وارد میکردند که باعث کبودی و زخمهای شدید میشد."
برخی دیگر از بازداشتشدگان گزارش دادهاند که مأموران برای اعترافگیری از روشهای روانی نیز استفاده میکنند. آنها مجبور میشوند متونی را که از قبل برایشان آماده شده، حفظ کنند و در مقابل دوربین اعترافات جعلی ارائه دهند. در صورت مقاومت، مورد ضربوشتم شدید قرار میگیرند.
پخش داروهای آرامبخش و کنترل روانی بازداشتشدگان
طبق شهادت برخی بازداشتشدگان، مأموران بازداشتگاه هر شب داروهای آرامبخش و قرصهای خوابآور مانند کلونازپام را بین افراد توزیع میکردند. یکی از آنها میگوید:
"مأموری که به ‘دکتر’ معروف بود، شبها داروهای قوی توزیع میکرد. پس از روزهایی که تحت شکنجه شدید قرار میگرفتم، ناچار میشدم از مسکنهایی مانند بروفن استفاده کنم تا دردهای جسمانیام را تسکین دهم."
عدم نظارت و مسئولیتپذیری نهادهای حکومتی
در بازداشتگاه سروش، بازداشتشدگان از حق ارتباط با خانواده، وکیل و هرگونه دسترسی به بازرسی قضایی محروم هستند. طبق گفتههای بازداشتشدگان، این مرکز تحت نظارت سازمان زندانها نیست و بهطور مستقیم توسط نهادهای امنیتی اداره میشود.
جمهوری اسلامی در گذشته نیز مراکزی مانند بازداشتگاه کهریزک را ایجاد کرده بود که به دلیل گزارشهای متعدد شکنجه و قتل بازداشتشدگان، با رسوایی جهانی مواجه شد. اکنون بازداشتگاه سروش مشهد، به محلی جدید برای تکرار همان جنایات تبدیل شده است.
لزوم اقدام فوری و پیگیری بینالمللی
وجود بازداشتگاههایی مانند سروش، که خارج از کنترل سازمانهای ناظر و تحت مدیریت مستقیم نیروهای امنیتی فعالیت میکنند، نشاندهنده ماهیت سرکوبگر و فاشیستی جمهوری اسلامی است. در حالی که نهادهای حقوق بشری بارها درباره شکنجه و نقض حقوق بازداشتشدگان در ایران هشدار دادهاند، این مراکز همچنان بدون هیچ نظارتی به فعالیت خود ادامه میدهند.
این بازداشتگاه باید تحت نظارت سازمانهای مستقل و بینالمللی قرار گیرد و نهادهای امنیتی و قضایی مسئولیت کامل این جنایات را بپذیرند. جمهوری اسلامی نمیتواند برای همیشه این جنایات را پنهان کند، چراکه هر روز شاهدان بیشتری از این مراکز بیرون میآیند و روایتهای خود را منتشر میکنند.
بازداشتگاه سروش، یکی از صدها مرکز سرکوب در ایران است که نقض آشکار حقوق بشر در آن رخ میدهد. سکوت در برابر چنین مراکزی، تنها به ادامه جنایات این رژیم کمک خواهد کرد. وظیفه نهادهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر است که این موارد را مستندسازی کرده و برای توقف این سرکوبها اقدام کنند.
