در نخستین روز سال ۱۴۰۵، مردم ایران به جای آغاز سالی تازه با امنیت و آرامش، بار دیگر زیر سایه انفجار، آوار، مرگ و وحشت بیدار شدند. جنگی که ریشههای آن را باید در دههها ماجراجویی، سیاستهای تنشزا، نظامیگری ایدئولوژیک و حکمرانی فاجعهبار جمهوری اسلامی جستوجو کرد، اکنون هر روز جان غیرنظامیان بیشتری را میگیرد و شهرهای ایران را به میدان سوختن و ویرانی بدل میسازد. در این میان، تهران همچنان کانون اصلی حملات است؛ پایتختی که مردمش همزمان قربانی جنگ خارجی و گروگان سیاستهای فاجعهساز حاکمیتی هستند که کشور را به این پرتگاه کشانده است.
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۳۴۸ حمله در قالب ۱۵۴ رویداد در ۱۶ استان کشور ثبت شد؛ حملاتی که در مجموع به ۱۶ مورد تلفات انسانی منجر شدند. بنا بر دادههای ثبتشده، ۵۳ درصد از کل حملات این روز بر استان تهران متمرکز بوده است. در همین روز، دستکم ۸ غیرنظامی کشته و ۶ غیرنظامی زخمی شدند؛ در میان کشتهشدگان، ۳ کودک و ۲ زن نیز دیده میشوند. این ارقام، تنها آمار نیستند؛ هر عدد، نامیست، خانهایست، خانوادهایست و آیندهایست که زیر آوار جنگ و بیکفایتی یک حکومت سرکوبگر دفن شده است.
از آغاز درگیریها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا پایان روز اول فروردین ۱۴۰۵، شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۴۰۶ نفر رسیده است؛ از جمله دستکم ۲۱۳ کودک. همچنین ۱۱۶۷ نیروی نظامی و ۶۵۷ فرد با وضعیت نامشخص نیز در شمار کشتهشدگان ثبت شدهاند. این آمار تکاندهنده نشان میدهد که بهای واقعی جنگ را نه فرماندهان پشت میز و نه نظریهپردازان تبلیغات رسمی، بلکه مردم عادی، کودکان، زنان و خانوادههایی میپردازند که هیچ سهمی در تصمیمات جنگافروزانه نداشتهاند.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
پراکندگی جغرافیایی حملات در این روز همچنان گسترده بوده، اما تمرکز اصلی بار دیگر بر تهران قرار داشته است. پس از تهران، استان خوزستان با ۱۲ درصد و البرز با ۸ درصد از حملات در رتبههای بعدی قرار دارند. مازندران، اصفهان و گیلان نیز از جمله استانهایی بودند که در ادامه هدف حملات قرار گرفتند.
الگوی حملات نشان میدهد که هرچند بخشی از نوع حملات هنوز در دسته «نامشخص» باقی مانده، اما در موارد قابل شناسایی، حملات هوایی و پهپادی بیشترین سهم را داشتهاند. این حجم از حملات در روز نخست سال نو، بهخوبی نشان میدهد که جنگ نه تنها فروکش نکرده، بلکه به بخشی از زیست روزمره مردم ایران تبدیل شده است؛ مردمی که حکومت جمهوری اسلامی سالها با سیاستهای شکستخورده، کشورشان را به چنین موقعیتی کشانده است.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات ثبتشده منجر به آسیب به ۲۴ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد شدهاند. این اهداف شامل طیفی از مراکز نظامی، امنیتی، زیرساختی و اماکنی با ماهیت در حال بررسی بودهاند.
نمونههایی از اهداف ثبتشده عبارتاند از:
۱- قرارگاه منطقهای سیدالشهدا سپاه در اصفهان
۲- مقر وابسته به نیروی دریایی در بندرعباس
۳- ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تهران
۴- پایگاه چهارم شکاری وحدتی در دزفول
۵- سپاه الغدیر در یزد
با وجود آنکه برخی از این اهداف ماهیت نظامی دارند، واقعیت این است که سیاستهای جمهوری اسلامی در درهمتنیدن ساختار نظامی با بافت شهری و مناطق پرجمعیت، عملاً شهروندان را به سپر انسانی بدل کرده است. این همان منطق بیرحمانه و ضدانسانی یک نظام ایدئولوژیک است که سالها منافع بقا و نمایش قدرت خود را بر جان مردم ترجیح داده است.
تأسیسات دارای حمایت ویژه و اهداف غیرنظامی
در میان موارد آسیبدیده، چندین مرکز دارای حمایت ویژه نیز ثبت شدهاند؛ مکانهایی که بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه اصولاً نباید در معرض حمله قرار گیرند. در ۲۴ ساعت گذشته، این موارد بهطور مقدماتی ثبت شدهاند:
۱- مجموعه گردشگری و اقامتی ریتاج در اهواز
۲- مجتمع غنیسازی شهید احمدیروشن در نطنز
۳- بیمارستان امام علی در اندیمشک
۴- یک سالن ورزشی در تهران
۵- دو اسکله مسافری و صیادی در بوشهر
آسیب به بیمارستان، سالن ورزشی و اسکلههای مسافری و صیادی، صرفاً ثبت چند نقطه در گزارش نیست؛ اینها نماد فروپاشی امنیت عمومی و گسترش دامنه رنج به زندگی روزمره مردماند. در کشوری که حکومتش سالها منابع ملی را صرف پروژههای بیپایان نظامی، تبلیغاتی و امنیتی کرده، زیرساختهای غیرنظامی و خدمات عمومی نه تابآوری کافی دارند و نه حمایتی واقعی از سوی ساختار قدرت دریافت میکنند.
تلفات غیرنظامیان
در این روز، دستکم ۸ غیرنظامی کشته و ۶ غیرنظامی زخمی شدهاند. در میان کشتهشدگان، ۳ کودک و ۲ زن حضور دارند و در میان مجروحان نیز ۲ کودک و ۳ زن دیده میشوند. این ارقام، بهویژه در نخستین روز سال، تصویری روشن از عمق فاجعه انسانی به دست میدهد.
مرگ کودکان و زنان در چنین ابعادی، فقط نتیجه حملات روزانه نیست؛ محصول نهایی حکمرانی یک رژیم ماجراجو، فاسد و امنیتی است که با شعارهای توخالی، کشور را سالها در معرض جنگ، تحریم، انزوا و ویرانی قرار داده است. جمهوری اسلامی نه توان حفاظت از مردم را دارد، نه اراده پاسخگویی به آنها را، و نه حتی صداقت پذیرش مسئولیت تاریخی خود را.
تلفات نظامی
در بازه گزارشدهی، ۲ نیروی نظامی کشته شدهاند. با این حال، برآورد واقعی تلفات نظامی احتمالاً بالاتر از این ارقام است، چرا که اطلاعات مرتبط با نیروهای نظامی در فضای امنیتی شدید، سانسور، محدودیت دسترسی و پنهانکاری حکومتی قرار دارد.
این نیز یکی دیگر از جلوههای ماهیت فریبکارانه جمهوری اسلامی است: حکومتی که در تبلیغات رسمی خود مدعی «اقتدار» و «کنترل میدان» است، اما در عمل حتی از اعلام شفاف تلفات و ابعاد واقعی خسارت نیز هراس دارد. نظامی که جان شهروندان را بازیچه کرده، حتی حقیقت را هم تاب نمیآورد.
تلفات نامشخص اما تأییدشده
در این روز، برخی موارد تلفات هنوز از نظر طبقهبندی نهایی روشن نشدهاند و در دسته «نامشخص» باقی ماندهاند. همچنین ۱۰ مورد دفن مربوط به قربانیان روزهای گذشته ثبت شده است؛ آماری که نشان میدهد ابعاد واقعی فاجعه، همواره با تأخیر و بهتدریج آشکار میشود.
ابعاد کلی فاجعه و مسئولیت جمهوری اسلامی
اگرچه حملات روزانه و عاملان مستقیم آنها در سطح نظامی مشخصاند، اما در سطح سیاسی و تاریخی، مسئولیت اصلی کشیدهشدن ایران به این جهنم جنگی، متوجه جمهوری اسلامی است. این حکومت فاشیستی-ایدئولوژیک، با دههها سیاست تنشزایی، دشمنتراشی، فرقهگرایی، مداخلهگری منطقهای، بیاعتنایی به منافع ملی و سرکوب هر صدای منتقد، کشور را به موقعیتی رسانده که اکنون مردمش باید هزینه آن را با خون، آوارگی، ترس و ویرانی بپردازند.
جمهوری اسلامی نه تنها در جلوگیری از جنگ شکست خورده، بلکه حتی در دل جنگ نیز رفتاری مسئولانه در قبال شهروندان خود ندارد. قطع ارتباطات، سانسور، پنهانکاری، استفاده تبلیغاتی از قربانیان، و استمرار زبان تهدید و سرکوب در داخل کشور، نشان میدهد که این حکومت حتی در میانه فاجعه نیز از خصلت ضدانسانی و سرکوبگر خود دست برنداشته است.
جمعبندی
روز اول فروردین ۱۴۰۵ با ۳۴۸ حمله، تمرکز ۵۳ درصدی بر تهران، کشتهشدن دستکم ۸ غیرنظامی و زخمیشدن ۶ نفر دیگر، یک بار دیگر نشان داد که مردم ایران در میان دو لبه مرگ گرفتار شدهاند: از یک سو حملات ویرانگر نظامی، و از سوی دیگر رژیمی که سالها بذر این ویرانی را کاشته و اکنون نیز به جای حفاظت از مردم، همچنان مشغول پنهانکاری، تبلیغات و تداوم همان سیاستهای فاجعهبار است.
این جنگ، تنها جنگ موشکها و پهپادها نیست؛ جنگی است علیه زندگی مردم، علیه کودکی، علیه خانه، علیه امنیت، و علیه آینده. و در قلب این فاجعه، جمهوری اسلامی ایستاده است؛ حکومتی که با سیاستهای پوسیده، ماجراجویانه و ضدملی خود، ایران را به آستانه فروپاشی انسانی کشانده و همچنان میکوشد خود را از مسئولیت این جنایت تاریخی مبرا نشان دهد.
