در بیستوسومین روز جنگی که مردم ایران هیچ نقشی در آغاز آن نداشتند اما هر روز بهایش را با جان، خانه، امنیت و آینده خود میپردازند، بار دیگر روشن شد که قربانی اصلی این فاجعه، جامعهای است که سالها زیر سلطه یک حکومت سرکوبگر، ماجراجو و فاجعهساز به حاشیه رانده شده است. جمهوری اسلامی با دههها سیاست خصمانه، ایدئولوژی جنگطلبانه، دشمنتراشی مزمن، و بیاعتنایی مطلق به جان و رفاه مردم، کشور را به نقطهای رسانده که اکنون حتی کودکان نیز به بخشی از آمار روزانه مرگ تبدیل شدهاند.
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۲۰۶ حمله در قالب ۱۱۲ رویداد در ۱۵ استان کشور ثبت شده است. این رویدادها در مجموع به ۴ مورد تلفات انسانی منجر شدند. با کشته شدن یک کودک در این روز، اکنون برآورد میشود که دستکم ۱۵ درصد از کل کشتهشدگان این جنگ، افراد زیر ۱۸ سال بودهاند؛ آماری تکاندهنده که نه فقط شدت فاجعه، بلکه عمق ورشکستگی اخلاقی و سیاسی حاکمیتی را نشان میدهد که کشور را به این جهنم کشاند.
بر اساس دادههای ثبتشده تا پایان روز ۲ فروردین ۱۴۰۵، دستکم ۱ غیرنظامی کشته و ۳ غیرنظامی زخمی شدهاند. در آمار تجمیعی از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون نیز شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۴۰۷ نفر رسیده است؛ از جمله دستکم ۲۱۴ کودک. همچنین ۱۱۶۷ کشته نظامی و ۶۵۷ کشته با وضعیت نامشخص نیز ثبت شدهاند. این اعداد، ترجمه مستقیم حکمرانی یک رژیم فاسد، ایدئولوژیک و ضدانسانیاند که سالها ایران را به انبار باروت بدل کرد و اکنون از دل همین سیاستها، مرگ و ویرانی بر سر مردم آوار شده است.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
پراکندگی حملات در این روز همچنان گسترده بوده و ۱۵ استان را در بر گرفته است. در بخش بزرگی از رویدادها، روش حمله هنوز در دسته «نامشخص» قرار دارد، اما در موارد شناساییشده، حملات هوایی و پهپادی بیشترین سهم را داشتهاند.
استان تهران با ۳۹ درصد از کل حملات، همچنان در صدر فهرست استانهای هدف قرارگرفته قرار دارد. پس از آن، هرمزگان با ۱۹ درصد و اصفهان با ۱۰ درصد در رتبههای بعدی دیده میشوند. بوشهر، خوزستان و البرز نیز در ادامه این فهرست قرار دارند. این تمرکز جغرافیایی، بار دیگر نشان میدهد که جنگ نه در حاشیه، بلکه در قلب زندگی شهری و بر بستر زیست روزمره مردم جریان دارد.
اما آنچه این وضعیت را فاجعهبارتر میکند، صرفاً حجم حملات نیست؛ بلکه این واقعیت است که جمهوری اسلامی سالها ساختار نظامی، امنیتی و سرکوبگر خود را در متن شهرها، در مجاورت زندگی مردم و در دل بافتهای مسکونی و خدماتی گسترش داده و به این ترتیب، عملاً جامعه را در معرض آسیب مستقیم قرار داده است. این همان منطق حکومتهای فاشیستی است: مردم نه شهروند، بلکه سپر و ابزارند.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات منجر به آسیب به ۲۱ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد شده است. این اهداف طیفی از مراکز نظامی، زیرساختی و اماکن در حال بررسی را در بر میگیرند.
نمونههایی از اهداف ثبتشده عبارتاند از:
۱- پادگان گرمدره
۲- پایگاه هوایی بوشهر
۳- پایگاه دریایی ارتش در بوشهر
۴- پایگاه هوایی بندرعباس
۵- پایگاه هوانیروز اصفهان
در بسیاری از این موارد، ماهیت دقیق هدف هنوز در حال بررسی است. با این حال، تجربه روزهای گذشته نشان داده است که حتی زمانی که هدف ماهیت نظامی دارد، پیامدهای حمله غالباً دامان غیرنظامیان را نیز میگیرد؛ زیرا ساختار نظامیگری جمهوری اسلامی، عمداً یا از سر بیکفایتی، از ابتدا در همتنیده با فضاهای مسکونی، صنعتی و عمومی طراحی شده است.
تأسیسات دارای حمایت ویژه و اهداف غیرنظامی
بر اساس دادههای مقدماتی، در ۲۴ ساعت گذشته چند هدف دارای حمایت ویژه نیز در فهرست آسیبها قرار گرفتهاند؛ اهدافی که آسیب به آنها از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه و از منظر انسانی، اهمیت ویژه دارد.
این موارد عبارتاند از:
۱- یک ساختمان مسکونی در تبریز
۲- شش واحد مسکونی در محمدشهر
۳- مجموعه ورزشی شهدای کارگر در مسجدسلیمان
۴- نیروگاه سیکل ترکیبی بندرعباس
۵- نیروگاه گنو در بندرعباس
آسیب به ساختمانهای مسکونی و زیرساختهای حیاتی مانند نیروگاهها فقط یک «خسارت جانبی» نیست؛ نشانه فروپاشی امنیت عمومی و گسترش بیثباتی به همه سطوح زندگی است. در چنین وضعیتی، حکومت نه تنها از مردم محافظت نمیکند، بلکه با سالها فساد، غارت منابع، تضعیف زیرساختها و تبدیل کشور به میدان تقابلهای پرهزینه، عملاً مردم را بیدفاع و بیپناه رها کرده است.
تلفات غیرنظامیان
در این روز، دستکم ۱ کودک کشته و ۳ غیرنظامی، از جمله ۱ زن، زخمی شدهاند. هرچند رقم روزانه در مقایسه با برخی روزهای قبل پایینتر به نظر میرسد، اما همین کشته شدن یک کودک بهتنهایی برای ثبت یک فاجعه کافی است. جنگی که در آن سهم کودکان از مرگ به بیش از ۱۵ درصد رسیده، نه فقط یک منازعه نظامی، بلکه یک سقوط تمامعیار انسانی و اخلاقی است.
این کودکان قربانی «تصادف تاریخ» نشدهاند؛ آنها قربانی حکومتی هستند که سالها ایران را به سوی تنش، تحریم، سرکوب، دشمنی منطقهای و انزوای بینالمللی سوق داده و همزمان کوچکترین مجالی برای اصلاح، پاسخگویی و عقلانیت باقی نگذاشته است. جمهوری اسلامی در برابر این کودکان، نه فقط از نظر سیاسی، بلکه از نظر تاریخی و اخلاقی نیز مسئول است.
تلفات نظامی
در بازه این گزارش، موردی از تلفات نظامی بهصورت قطعی ثبت نشده است. با این حال، مانند روزهای گذشته، این به معنای نبود تلفات نظامی نیست، بلکه بیش از هر چیز بازتاب سانسور، پنهانکاری و ماهیت امنیتی اطلاعات در ساختار بسته جمهوری اسلامی است.
نظامی که سالها با تبلیغات توخالی از «اقتدار» سخن گفته، امروز حتی در اعلام واقعیت تلفات خود نیز صداقت ندارد. این همان صورت واقعی یک حکومت ایدئولوژیک و فریبکار است: در زمان صلح با دروغ حکومت میکند و در زمان جنگ با پنهانکاری.
ابعاد کلی فاجعه
تا پایان این روز، شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۴۰۷ نفر رسیده است؛ از جمله ۲۱۴ کودک. این یعنی صدها خانواده برای همیشه داغدار شدهاند و هزاران زندگی زیر فشار جنگ، آوارگی، آسیب روحی و ویرانی زیرساختی از هم پاشیده است.
در کنار این، آمار رسمی منتشرشده نیز از ابعاد بسیار گسترده آسیبها حکایت دارد. وزیر بهداشت از کشته شدن حدود ۲۱۰ کودک، مجروح شدن ۱۵۱۰ فرد زیر ۱۸ سال، و آسیب به ۳۰۰ مرکز بهداشتی، درمانی و اورژانس خبر داده است. همچنین استاندار استان مرکزی اعلام کرده که بیش از ۲۰ واحد صنعتی و ۹۰۰ منزل مسکونی در این استان دچار خسارت شدهاند. این یعنی جنگ فقط جان نمیگیرد؛ معیشت، سرپناه، آموزش، درمان و آینده را نیز نابود میکند.
جمعبندی
بیستوسومین روز جنگ، با ۲۰۶ حمله، کشته شدن یک کودک و زخمی شدن سه غیرنظامی دیگر، یک بار دیگر نشان داد که مردم ایران همچنان در میانه آتشی گرفتارند که افروختنش حاصل دههها سیاست ویرانگر جمهوری اسلامی بوده است. امروز دیگر تردیدی باقی نمانده که این حکومت، با ماهیت سرکوبگر، جنگافروز، فرقهگرا و ضدملی خود، یکی از اصلیترین مسئولان این فاجعه تاریخی است.
جمهوری اسلامی نه توان حفظ صلح را داشت، نه توان حفاظت از مردم را دارد، و نه حتی شجاعت پذیرش مسئولیت را. در حالی که کودکان زیر آوار میمانند، زنان زخمی میشوند، خانهها ویران میگردند و زیرساختهای حیاتی یکی پس از دیگری آسیب میبینند، این رژیم همچنان در همان منطق پوسیده امنیتی، تبلیغاتی و ایدئولوژیک خود اسیر مانده است.
این جنگ، فقط جنگ موشکها نیست؛ جنگی است علیه جان مردم، علیه کودکی، علیه خانه، علیه حافظه جمعی، و علیه آینده ایران. و در قلب این ویرانی، نام جمهوری اسلامی به عنوان معمار اصلی این بنبست خونین ثبت خواهد شد.
