در روز جهانی حقوق بشر، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۴، میدان مقابل Alte Oper در فرانکفورت شاهد حضور شجاعانه مردمی بود که برای دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسانی گرد هم آمده بودند. من نیز در این تجمع حضور داشتم؛ در کنار کسانی که هر کدام روایتگر درد، رنج و مبارزه علیه سرکوب بودند.
هوا سرد بود، اما قلبهایمان گرم و پر از خشم و امید. پلاکاردها به زبان اعتراض بودند، با نوشتههایی همچون "Nein zu Hinrichtung" (نه به اعدام) که فریادی علیه ماشین مرگ و سرکوب حکومت ایران بود. اینجا، هر کلمه و هر تصویر، داستان جانهایی بود که بیرحمانه گرفته شدند، داستان زنانی که صدای آزادیخواهیشان خاموش شد، و جوانانی که به جرم "آزادیخواهی" از آینده محروم شدند.
در چهرههای حاضر در تجمع، میشد عزم و ارادهای شکستناپذیر را دید. کسانی که شاید کیلومترها از وطن دور بودند، اما هنوز هم زخمهای ایران را بر قلبشان حمل میکردند. مادرانی که اشکهایشان هنوز خشک نشده بود، جوانانی که آتش خشم و امید در چشمانشان شعله میکشید، و پناهندگانی که طعم تلخ تبعید را چشیده بودند.
این تجمع، تریبون حقطلبی و اعتراض علیه جنایات سیستماتیک رژیم ایران بود؛ جایی که صدای بیصدایان به آسمان برخاست. فریادها، پرچمها و شعارها، همگی پیام روشنی داشتند:
ما از یاد نمیبریم. ما نمیبخشیم. ما برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی ایستادهایم.
ما برای حقوق پایمالشدهمان سکوت نمیکنیم. این تجمع، تنها یک اعتراض نبود؛ سوگندی بود برای ادامهی راه. راهی که در آن، هر قدم، یک قدم به سوی آزادی، هر فریاد، پتکی بر دیوارهای ستم، و هر پلاکارد، سندی بر بیعدالتیهایی است که روزی پاسخ داده خواهند شد.
آن روز در فرانکفورت، صدای ما از مرزها عبور کرد؛ صدای زنانی که شجاعانه ایستادهاند، مردانی که از جان مایه گذاشتهاند و جوانانی که آزادی را زندگی میکنند. ما برای آیندهای آزاد، برای ایرانی بدون ظلم و بدون اعدام ایستادهایم و تا روزی که این رویا به حقیقت بپیوندد، دست از مبارزه برنخواهیم داشت.
