در هشتمین روز جنگ، دامنه حملات نظامی بیش از پیش سراسر ایران را دربر گرفت و صدای انفجار، ویرانی و مرگ از تهران تا غرب و جنوب کشور امتداد یافت. اگرچه حملات از سوی آمریکا و اسرائیل ادامه دارد، اما واقعیت بنیادین این است که مسئول اصلی کشاندن ایران به این جهنم، جمهوری اسلامی است؛ حکومتی فاشیستی، بحران‌ساز و ضدایرانی که سال‌ها با سیاست‌های ماجراجویانه، ایدئولوژیک و ویرانگر خود، کشور را به آستانه چنین فاجعه‌ای رساند و اکنون مردم ایران باید بهای آن را با جان، تن، خانه، مدرسه، زیرساخت و آینده خود بپردازند.

در طول ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۴۸۵ حمله در قالب ۱۳۳ رویداد در ۳۰ استان کشور ثبت شده است. این رویدادها در مجموع به ۵۳ تلفات انسانی شامل کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نظامیان انجامیده‌اند. گستره جغرافیایی حملات در روز هشتم تقریباً سراسر کشور را دربر گرفته، هرچند همچنان تمرکز اصلی حملات بر تهران و چند استان خاص باقی مانده است.

بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده، از نخستین دقایق تا پایان روز ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۳۳ غیرنظامی کشته و ۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. همچنین یک مورد مرگ نیز در سطح رویداد ثبت شده که طبقه‌بندی آن از نظر غیرنظامی یا نظامی بودن هنوز روشن نیست و برای جلوگیری از خطای آماری در دسته نامشخص قرار گرفته است.

داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش نشان می‌دهد:

  • کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۲۰۵ نفر

  • از جمله دست‌کم ۱۹۴ کودک

  • کشته‌شدگان نظامی: ۱۸۷ نفر

  • کشته‌شدگان نامشخص: ۲۸۳ نفر

همین ارقام به‌تنهایی برای اثبات عمق فاجعه کافی‌اند. جمهوری اسلامی سال‌ها با شعارهای پوچ «اقتدار» و «امنیت»، ایران را به مسیری سوق داد که اکنون نتیجه‌اش چیزی جز کشته‌شدن هزاران انسان، فروپاشی امنیت عمومی و تبدیل‌شدن زندگی روزمره مردم به میدان جنگ نیست. این حکومت نه‌فقط از مردم محافظت نکرد، بلکه آنان را به سپر زنده سیاست‌های خطرناک و ضدملی خود تبدیل کرد.


۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

رویدادهای ثبت‌شده امروز از پراکندگی جغرافیایی بسیار گسترده‌ای حکایت دارند. در بخش قابل‌توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز با قطعیت مشخص نشده و با عنوان نامشخص ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی سهم عمده‌ای داشته‌اند.

تحلیل اولیه نشان می‌دهد که استان تهران با حدود ۳۷ درصد از حملات ثبت‌شده همچنان در صدر قرار دارد. پس از آن، استان‌های خوزستان و کرمانشاه هر کدام با حدود ۶ درصد سهم بیشتری از حملات امروز را ثبت کرده‌اند. همچون روزهای گذشته، در مجموع نقاط غرب کشور در کنار تهران کانون اصلی تمرکز حملات را تشکیل می‌دهند.

این الگو به‌روشنی نشان می‌دهد که ایران وارد مرحله‌ای از بحران شده که دیگر محدود به چند محور درگیری نیست، بلکه یک وضعیت ملی و فراگیر است. این همان نقطه‌ای است که سیاست‌های جنون‌آمیز جمهوری اسلامی، ایران را به آن رسانده‌اند: کشوری که در آن ۳۰ استان در یک شبانه‌روز صدای جنگ را می‌شنوند و پایتخت آن همچنان در صدر فهرست حملات قرار دارد.

جمهوری اسلامی با دهه‌ها امنیتی‌کردن کشور، نظامی‌کردن فضا و گره‌زدن سرنوشت مردم به پروژه‌های پرهزینه و تنش‌آفرین، ایران را به سرزمینی بدل کرده که در آن هر روز انفجار، آژیر، مرگ و ویرانی عادی‌تر می‌شود.


۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت / آسیب‌دیده

در ۲۴ ساعت گذشته، هدف‌گیری یا آسیب‌دیدن ۶۳ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد احراز شده است. این موارد طیفی از اهداف را دربر می‌گیرند و در برخی موارد، خسارات ناشی از حملات مجاور یا پیامدهای ثانویه نیز گزارش شده است.

نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته عبارت‌اند از:

  1. فرودگاه مهرآباد – تهران

  2. شهرداری منطقه ۱۶ – تهران

  3. پادگان آماد و پشتیبانی شهید بروجردی – تهران

  4. قرارگاه مشترک پدافند هوایی خاتم‌الانبیا – اهواز

  5. پایگاه هشتم شکاری شهید بابایی – اصفهان

برای تعدادی از اهداف فوق، ماهیت دقیق هدف – اعم از غیرنظامی، نظامی یا دوگانه‌کاربری – همچنان در حال بررسی است و ممکن است با تکمیل اطلاعات، طبقه‌بندی آن‌ها بازبینی شود.

اما همین فهرست نیز به‌خوبی نشان می‌دهد که دامنه حملات تنها محدود به پایگاه‌های صرفاً نظامی نیست. از فرودگاه و شهرداری گرفته تا زیرساخت‌های شهری و تأسیسات مهم، همگی در فضای جنگی کنونی در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. این وضعیت بازتاب مستقیم ساختاری است که جمهوری اسلامی طی سال‌ها بر کشور تحمیل کرد:
یک ساختار پادگانی، امنیتی و بحران‌زا که در آن مرز میان فضای زندگی مردم و ماشین نظامی حکومت روزبه‌روز محوتر شده است.


۲.۱ تأسیسات تحت حفاظت حقوق بین‌الملل بشردوستانه

بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مراکز درمانی، خدمات اورژانس، مراکز آموزشی، مناطق مسکونی و تأسیسات حیاتی برای بقای جمعیت غیرنظامی از حمایت ویژه برخوردارند.

در ۲۴ ساعت گذشته، موارد زیر به‌طور مقدماتی در میان تأسیسات آسیب‌دیده ثبت شده‌اند:

  1. یک پایگاه اورژانس – تهران

  2. یک درمانگاه – زنگنه

  3. مدرسه دخترانه – خمین

  4. یک منزل مسکونی – اسلام‌شهر

  5. آب‌شیرین‌کن جزیره قشم – قشم

آسیب‌دیدن پایگاه اورژانس، درمانگاه، مدرسه دخترانه، منزل مسکونی و آب‌شیرین‌کن، نشان می‌دهد که جنگ اکنون مستقیماً به ارکان حیاتی زندگی مردم رسیده است. این دیگر فقط حمله به ساختارهای نظامی نیست؛ این حمله به سلامت، آموزش، مسکن و زیرساخت‌های اساسی بقاست.

و باز هم باید تأکید کرد که این وضعیت، نتیجه مستقیم سیاست‌های فاشیستی و ضدملی جمهوری اسلامی است. حکومتی که مدام ادعای «حفظ منافع ملی» داشت، امروز کشوری تحویل داده که در آن حتی آب، درمان، مدرسه و خانه نیز از آتش جنگ در امان نیستند.


۳. تلفات غیرنظامیان

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۳۳ غیرنظامی – از جمله یک زن – کشته و ۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. تمامی این طبقه‌بندی‌ها مقدماتی‌اند و با دسترسی به اطلاعات جدید ممکن است به‌روزرسانی شوند.

اما حتی همین آمار اولیه هم گویای یک واقعیت هولناک است: تلفات غیرنظامیان نه یک پیامد جانبی محدود، بلکه یکی از محورهای اصلی این بحران است. وقتی شمار کشته‌شدگان غیرنظامی از آغاز جنگ به ۱۲۰۵ نفر رسیده و دست‌کم ۱۹۴ کودک در میان آن‌ها دیده می‌شوند، دیگر سخن از یک بحران معمولی نیست؛ ما با یک فاجعه تمام‌عیار انسانی روبه‌رو هستیم.

هر کشته غیرنظامی، هر کودک جان‌باخته، هر خانواده سوگوار، سندی زنده علیه حکومتی است که ایران را به این روز انداخت. جمهوری اسلامی سال‌ها با تبلیغات دروغین خود تلاش کرد خود را سپر مردم جا بزند، اما امروز بیش از هر زمان روشن است که این حکومت نه سپر مردم، بلکه عامل قرار گرفتن آنان در خط مقدم مرگ و ویرانی بوده است.


۴. تلفات نظامی

در بازه گزارش‌دهی، ۸ نیروی نظامی کشته شده‌اند. تلفات نظامی عمدتاً در چارچوب حمله به پایگاه‌های ارتش و سپاه پاسداران گزارش شده‌اند. در صورت امکان، وابستگی سازمانی و زمینه عملیاتی این افراد در حال ارزیابی است، اما تمامی جزئیات هنوز به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند.

در برخی رویدادها، افرادی در نزدیکی اهداف نظامی کشته شده‌اند، اما وضعیت رسمی آنان هنوز با قطعیت روشن نیست. این موارد همچنان در دست بررسی قرار دارند و در صورت دستیابی به اطلاعات معتبر، طبقه‌بندی آن‌ها ممکن است اصلاح شود.

باید توجه داشت که تصور می‌رود تلفات نیروهای نظامی بسیار بالاتر از ارقام فعلی باشد، اما به دلیل ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و عدم دسترسی رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری به محل استقرار این نیروها، این بخش عمدتاً مبتنی بر گزارش‌هایی است که درباره افسران ارشد یا نیروهای حاضر در مناطق شهری منتشر شده‌اند.

با این حال، حتی این بخش ناقص نیز نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی با تنیدن ساختارهای نظامی و امنیتی خود در بطن زندگی شهری و کشوری، سطح خطر را برای کل جامعه به‌شدت افزایش داده است. آنچه امروز رخ می‌دهد، محصول مستقیم همین منطق مرگ‌بار و ضدانسانی است.


۵. تلفات تأییدنشده

در میان داده‌های ثبت‌شده برای ۲۴ ساعت گذشته، هیچ موردی به‌عنوان تلفات تأییدنشده ثبت فعال نشده است.


۶. تلفات نامشخص اما تأییدشده

در زمان انتشار، یک مورد مرگ در ۲۴ ساعت گذشته همچنان در دسته نامشخص طبقه‌بندی شده است؛ به این معنا که هنوز با قطعیت کافی مشخص نشده این فرد غیرنظامی بوده یا نیروی نظامی.

همچنین امروز ۳ مورد دفن که ناشی از حملات روزهای گذشته بوده‌اند، ثبت شده است. این نکته بار دیگر نشان می‌دهد که پیامد جنگ فقط در لحظه انفجار پایان نمی‌یابد؛ این بحران در بیمارستان‌ها، در خاکسپاری‌ها، در سوگ خانواده‌ها و در ترومای اجتماعی ادامه پیدا می‌کند.


یادداشت درباره روش‌شناسی

اطلاعات این گزارش از طریق شبکه مستندسازی جمع‌آوری شده است. داده‌ها از ترکیبی از گزارش‌های میدانی، منابع محلی، منابع پزشکی و اورژانس، شبکه‌های جامعه مدنی و منابع عمومی، از جمله تصاویر، ویدئوها و بیانیه‌های رسمی مرتبط، گردآوری می‌شوند. هر رویداد پیش از انتشار تحت یک فرایند بازبینی داخلی قرار می‌گیرد.

با توجه به ماهیت در حال تحول درگیری، اطلاعات به‌طور مستمر جمع‌آوری شده و وضعیت مستندسازی را در زمان انتشار منعکس می‌کنند.

ارقام ارائه‌شده در این گزارش ممکن است بازتاب‌دهنده دامنه کامل خسارات نباشند. ادامه درگیری، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در ارتباطات، دسترسی محدود به مناطق آسیب‌دیده و خطرات امنیتی برای منابع می‌تواند مستندسازی جامع را محدود کند.

تأخیر در گزارش‌های پزشکی، دشواری در تأیید هویت‌ها و دسترسی محدود به برخی استان‌ها نیز ممکن است به کم‌برآوردی موقت آمار منجر شود. با بهبود دسترسی یا ظهور شواهد بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی رویدادها ممکن است بازنگری شوند.


جمع‌بندی

هشتمین روز جنگ با ۴۸۵ حمله در ۳۰ استان، نشان می‌دهد که بحران نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه به سطحی رسیده که تقریباً سراسر ایران را دربر گرفته است. افزایش تلفات غیرنظامیان، ادامه مرگ کودکان، آسیب به پایگاه‌های اورژانس، درمانگاه‌ها، مدارس، منازل مسکونی و زیرساخت‌های حیاتی، همگی نشانه آن‌اند که مردم ایران در حال پرداخت بهایی فاجعه‌بار برای سیاست‌هایی هستند که هیچ نقشی در شکل‌گیری آن نداشته‌اند.

و در مرکز این فاجعه، جمهوری اسلامی ایستاده است؛ حکومتی فاشیستی، بحران‌آفرین و ضدملت که سال‌ها با سرکوب داخلی، ماجراجویی خارجی و امنیتی‌کردن تمام ابعاد زندگی، ایران را به این ورطه کشاند.
این جنگ فقط نتیجه حملات خارجی نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم دهه‌ها حکمرانی مخرب، پرهزینه و ضدایرانی جمهوری اسلامی است.

تا زمانی که این منطق ویرانگر بر سرنوشت ایران حاکم باشد، مردم ایران همچنان قربانیان اصلی خواهند بود؛ قربانیان حکومتی که نه امنیت آورد، نه رفاه، نه صلح، و اکنون حتی حق زیستن در خانه، مدرسه و شهر را نیز از مردم گرفته است.