در نهمین روز جنگ، دامنه حملات نظامی بیش از پیش سراسر ایران را دربر گرفت و همزمان با تداوم انفجارها، آلودگی شدید هوا، آتش‌سوزی در زیرساخت‌های حیاتی و گسترش ناامنی، مردم ایران بار دیگر بهای سنگین سیاست‌های ویرانگر جمهوری اسلامی را پرداختند؛ حکومتی که سال‌ها با ماجراجویی نظامی، بحران‌آفرینی منطقه‌ای، سرکوب داخلی و بی‌اعتنایی مطلق به جان شهروندان، کشور را به آستانه چنین فاجعه‌ای رسانده است.

در طول ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۷۵۲ حمله در قالب ۱۴۸ رویداد در ۳۰ استان کشور ثبت شده است. این حملات در مجموع به ۸۳ تلفات انسانی، شامل کشته و زخمی شدن افراد در موقعیت‌های مختلف، انجامیده‌اند. اگرچه حملات از نظر جغرافیایی تقریباً سراسر کشور را در برگرفته، اما تهران همچنان در کنار چند استان دیگر در صدر مناطق هدف‌قرارگرفته قرار دارد.

بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده، از نخستین ساعات تا پایان روز ۱۷ اسفندماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۳۳ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شده‌اند. این موارد در سطح رویداد ثبت شده‌اند، اما در داده‌های فعلی هنوز امکان تفکیک قطعی آنها به‌عنوان غیرنظامی یا نظامی وجود ندارد؛ از این‌رو، برای جلوگیری از خطای آماری، این تلفات در دسته «نامشخص» قرار گرفته‌اند.

داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری در ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش، نشان می‌دهد:

  • کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۲۰۵ نفر

  • از جمله دست‌کم ۱۹۴ کودک

  • کشته‌شدگان نظامی: ۱۸۷ نفر

  • کشته‌شدگان نامشخص: ۳۱۶ نفر

این ارقام، تنها یک جمع‌بندی آماری نیستند؛ بلکه تصویری تکان‌دهنده از کشوری هستند که جمهوری اسلامی آن را با سیاست‌های پرهزینه، تنش‌زا و ضدملی خود به میدان آتش و مرگ بدل کرده است. حکومتی که سال‌ها بقای خود را بر توسعه ماشین سرکوب و درگیری استوار کرد، اکنون مردم را در میان دود، آتش، کمبود سوخت، اختلال خدمات حیاتی و ترس دائمی رها کرده است.

۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

رویدادهای ثبت‌شده امروز از پراکندگی جغرافیایی وسیعی حکایت دارند. در بخش قابل توجهی از موارد، نوع یا روش دقیق حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله روشن بوده، حملات هوایی و پهپادی در اکثریت گزارش‌ها دیده می‌شوند.

تحلیل اولیه نشان می‌دهد استان تهران با حدود ۳۴ درصد از حملات ثبت‌شده همچنان در صدر قرار دارد. پس از آن، استان‌های اصفهان و کرمانشاه بیشترین سهم را از حملات امروز داشته‌اند. همچنین خوزستان، البرز و استان‌های غرب کشور نیز در شمار مناطق با شدت بالای حملات قرار دارند.

ادامه تمرکز حملات بر تهران و غرب کشور، در کنار گسترش دامنه درگیری به ۳۰ استان، به‌روشنی نشان می‌دهد که کشور وارد مرحله‌ای از بحران فراگیر شده است. این وضعیت نه حاصل یک حادثه ناگهانی، بلکه نتیجه سال‌ها حکمرانی بی‌مسئولیت، امنیتی و فاجعه‌ساز جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که ایران را نه به سوی امنیت و ثبات، بلکه به سمت فرسایش، انزوا و جنگ سوق داد.

۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت یا آسیب‌دیده

در ۲۴ ساعت گذشته، هدف‌گیری یا آسیب‌دیدن ۱۲۴ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد احراز شده است. این موارد شامل طیف متنوعی از اهداف بوده و در برخی موارد، خسارات ناشی از حملات مجاور یا پیامدهای ثانویه نیز گزارش شده‌اند.

نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده عبارت‌اند از:

  1. پایگاه بسیج کمال اسماعیل در اصفهان

  2. پادگان ارتش در اصفهان

  3. تیپ ۱۸ الغدیر سپاه در شاهین‌شهر

  4. ستاد فرماندهی مرزبانی در کرمانشاه

  5. هنگ مرزی پاوه در پاوه

برای شماری از این اهداف، ماهیت دقیق آنها، اعم از غیرنظامی، نظامی یا دوگانه‌کاربری، همچنان در حال بررسی است و ممکن است با تکمیل اطلاعات، طبقه‌بندی‌ها اصلاح شوند.

با این حال، آنچه اکنون روشن است این است که فضای کشور بیش از هر زمان دیگری به یک جغرافیای جنگی تبدیل شده؛ جایی که زیرساخت‌ها، مراکز شهری، تأسیسات خدماتی و مناطق پرجمعیت، همگی در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. این همان نتیجه‌ای است که از دل سیاست‌های جمهوری اسلامی بیرون آمده: کشوری امنیتی، نظامی‌زده و بی‌پناه.

۲.۱ تأسیسات تحت حفاظت حقوق بین‌الملل بشردوستانه

بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مراکز درمانی، خدمات اورژانس، مراکز آموزشی، اماکن مسکونی و زیرساخت‌های حیاتی جمعیت غیرنظامی، از حمایت ویژه برخوردارند.

در ۲۴ ساعت گذشته، موارد زیر در میان تأسیسات آسیب‌دیده ثبت شده‌اند:

  1. انبارهای نفت در تهران و کرج

  2. استخر فجر کاوه در اصفهان

  3. ورزشگاه ملت در شاهین‌شهر

  4. مدرسه حوزه علمیه در قم

  5. ساختمان دادگستری در زرین‌شهر

در پی حمله به مخازن نفت در تهران و کرج، آتش‌سوزی گسترده موجب انتشار حجم زیادی از دود و آلاینده‌ها در آسمان پایتخت شد؛ وضعیتی که نه‌فقط سلامت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند، بلکه در کنار کاهش سهمیه بنزین، بر امکان جابه‌جایی شهروندان و ترک مناطق پرخطر نیز اثر مستقیم گذاشته است.

آنچه امروز بر فراز تهران دیده می‌شود، فقط دود نیست؛ این نشانه عینی فروپاشی امنیت زیستی و شهری در کشوری است که حکومت آن سال‌ها منابع ملی را به جای ایمن‌سازی زندگی مردم، صرف پروژه‌های تنش‌زا و بقای سیاسی خود کرد. «باران سیاه» تهران، محصول صرفاً یک حمله نیست؛ محصول سال‌ها حکمرانی ویرانگری است که مردم را در برابر هر بحران، بی‌دفاع و بی‌پناه گذاشته است.

۳. تلفات غیرنظامیان

در ۲۴ ساعت گذشته، هیچ موردی به‌عنوان تلفات تأییدشده غیرنظامی در دسته‌بندی قطعی ثبت فعال نشده است.

با این حال، این به معنای نبود قربانی غیرنظامی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد در داده‌های امروز، بخش بزرگی از تلفات هنوز از نظر ماهیت غیرنظامی یا نظامی بودن در حال بررسی است. همین ابهام نیز خود حاصل شرایط جنگی، محدودیت دسترسی، اختلال در ارتباطات و دشواری راستی‌آزمایی در بستر بحران است.

۴. تلفات نظامی

در بازه این گزارش نیز هیچ موردی به‌عنوان تلفات تأییدشده نظامی در دسته‌بندی قطعی ثبت فعال نشده است. تلفات نظامی معمولاً در پی حمله به پایگاه‌های ارتش و سپاه گزارش می‌شوند، اما در بسیاری از رویدادها هنوز تعیین قطعی هویت افراد کشته‌شده یا زخمی‌شده ممکن نشده است.

گمان می‌رود تلفات نیروهای نظامی بسیار بالاتر از ارقام فعلی باشد، اما به دلیل محرمانه‌بودن اطلاعات نظامی و فقدان دسترسی نهادهای مستقل به این حوزه، تنها بخشی از واقعیت قابل ثبت و مستندسازی است. این خود یکی دیگر از جلوه‌های ساختار بسته و غیرشفاف جمهوری اسلامی است؛ ساختاری که حتی در میانه جنگ نیز حقیقت را از مردم پنهان می‌کند.

۵. تلفات تأییدنشده

در میان داده‌های ثبت‌شده برای ۲۴ ساعت گذشته، هیچ موردی به‌عنوان تلفات تأییدنشده ثبت فعال نشده است.

۶. تلفات نامشخص اما تأییدشده

در زمان انتشار، ۳۳ مورد مرگ و ۵۰ مورد مجروحیت در ۲۴ ساعت گذشته همچنان در دسته نامشخص طبقه‌بندی شده‌اند؛ به این معنا که هنوز با قطعیت کافی مشخص نشده این افراد غیرنظامی بوده‌اند یا نظامی.

همچنین امروز ۱۳ مورد دفن که ناشی از حملات روزهای گذشته بوده ثبت شده است؛ نشانه‌ای دیگر از این واقعیت که اثرات این جنگ تنها در لحظه انفجار متوقف نمی‌شود، بلکه در بیمارستان‌ها، در خانه‌های سوگوار، در قبرستان‌ها و در حافظه جمعی جامعه ادامه پیدا می‌کند.

تعهدات بشردوستانه و پیامدهای فزاینده انسانی

اظهارات ثبت‌شده از سوی نهادهای حقوق بشری حاکی از نگرانی شدید نسبت به اثرات این حملات بر جمعیت غیرنظامی است. فراتر از مرگ‌ها و جراحات مستقیم، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی، از جمله تأسیسات آب‌شیرین‌کن، انبارهای نفت، و خدمات درمانی و دیالیز، هشداردهنده است.

تأسیسات آب‌شیرین‌کن و زیرساخت‌های مشابه، بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، از جمله اشیایی هستند که برای بقای غیرنظامیان ضرورت حیاتی دارند و حمله به آنها می‌تواند پیامدهای انسانی گسترده، طولانی‌مدت و غیرقابل جبران به بار آورد.

همچنین حمله به پالایشگاه‌ها و مخازن نفتی، در شهری مانند تهران با جمعیتی میلیونی، می‌تواند نه‌فقط به یک بحران فوری تنفسی و زیست‌محیطی، بلکه به بحرانی عمومی در حوزه سلامت، تردد، تأمین سوخت و خدمات درمانی منجر شود. گزارش‌های دریافتی از آسیب به مراکز دیالیز و خدمات درمانی نیز این نگرانی را تشدید کرده است.

این وضعیت، به‌وضوح پرسش‌های جدی درباره اصل تناسب، اصل تفکیک، و حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی در بستر درگیری ایجاد می‌کند. اما در سطحی بنیادی‌تر، یک حقیقت باز هم خود را تحمیل می‌کند: مردمی که امروز زیر دود، آوار، کمبود خدمات و ترس زیست می‌کنند، قربانی حکومتی هستند که نه‌تنها آنان را محافظت نکرد، بلکه کشور را به این پرتگاه سوق داد.

جمع‌بندی

نهمین روز جنگ، با ثبت ۷۵۲ حمله در ۳۰ استان، بار دیگر نشان داد که بحران وارد مرحله‌ای عمیق‌تر و فراگیرتر شده است. تداوم حملات به تهران، افزایش آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، آلودگی شدید هوا، انتشار دود و آلاینده‌ها، تهدید سلامت عمومی و ثبت ده‌ها کشته و زخمی نامشخص، همگی نشانه‌های یک فاجعه ملی در حال گسترش‌اند.

در مرکز این فاجعه، جمهوری اسلامی قرار دارد؛ حکومتی که با سیاست‌های فاشیستی، ماجراجویانه، سرکوبگر و ضدملی خود، ایران را به این نقطه رسانده است. این حکومت سال‌ها با شعارهای توخالی و پروژه‌های پرهزینه، نه‌تنها امنیت نیاورد، بلکه کشور را به میدان بحران دائمی بدل کرد و اکنون مردم ایران باید هزینه این جنون سیاسی را با جان و آینده خود بپردازند.

آنچه امروز بر تهران و دیگر شهرهای ایران می‌بارد، فقط خاکستر و دود نیست؛ نتیجه مستقیم سال‌ها حکمرانی‌ای است که منافع مردم را قربانی بقای خود کرد.