روز بیستوپنجم اعتراضات، روزی نبود که خیابانها خبر اول باشند؛ این روز، لحظهای بود که حکومت رسماً اعلام کرد قرار نیست حقیقت به مردم برگردد—نه با اینترنت، نه با آمار، نه با پاسخگویی. جملهی کلیدی امروز، نه در میدان، که در زبانِ قدرت گفته شد: «زمان بازگشت اینترنت مشخص نیست.»
این عبارت، یک اطلاعرسانی ساده نیست؛ یک سیاست است. یعنی خاموشی ارتباطی دیگر «اقدام موقت» نیست، بلکه وضعیت دائمیِ قابل تمدید است: سکوتی که هر وقت لازم باشد ادامه مییابد تا سندی بیرون نرود، عددی تثبیت نشود و روایت رسمی، بدون رقیب، روی خاکستر قربانیان ساخته شود.
در همین بستر، دادههای تجمیعی نشان میدهد شمار جانباختگانِ تأییدشده به ۴٬۹۰۲ نفر رسیده و ۹٬۳۸۷ مورد مرگ دیگر هنوز در مرحله بررسی است؛ ۷٬۳۸۹ مجروح با جراحات شدید و ۲۶٬۵۴۱ بازداشت نیز ثبت شدهاند. این ارقام—حتی اگر «حداقلی» باشند—نشانه یک بحرانِ «مدیریتشده» نیستند؛ نشانه یک فاجعهی سازمانیافتهاند.
خاموشی اینترنت؛ از «ابزار امنیتی» تا «سپر جنایت»
وقتی دبیر شورای امنیت کشور میگوید «زمان بازگشت اینترنت مشخص نیست»، یعنی حکومت به نقطهای رسیده که دیگر حتی تظاهر به عادیسازی هم لازم نمیبیند. این یعنی:
-
خانوادهها همچنان باید در تاریکی دنبال نام و نشانی عزیزانشان بگردند؛
-
شاهدان باید در بیصدایی و ترس، تصاویر را پنهان کنند یا از بین ببرند؛
-
و نهادهای مستقل باید با دادههای دیررس، پراکنده و پرریسک کار کنند.
خاموشی ارتباطات در این مرحله، فقط مانع اطلاعرسانی نیست؛ بخشی از سازوکار سرکوب است. چون هر ساعت قطع اینترنت، یعنی یک ساعت بیشتر برای حذف ردپا، فشار بر خانوادهها، بازداشت بیخبر، پروندهسازی بیصدا، و «ساختن حقیقت» در اتاقهای امنیتی.
ثباتِ کنترل میدانی؛ خیابان کمصدا شده، نه جامعه
گزارشها نشان میدهد سطح تجمعات علنی کاهش یافته، اما نیروهای امنیتی همچنان با همان شدت حضور دارند. این «کاهش»، نشانه پایان اعتراض نیست؛ نتیجه ترکیب سه سلاح است:
-
سرکوب میدانی
-
بازداشتهای گسترده و فلهای
-
قطع ارتباطات برای قطع سازماندهی و انتقال تصویر
در واقع، حکومت موفق نشده بحران را حل کند؛ فقط توانسته صدای بحران را پایین بیاورد. جامعه هنوز ناراضی است، اما «کانالهای بروز» را بستهاند؛ درست مثل دیگی که شعلهاش روشن است اما درِ آن را محکم قفل کردهاند.
جنگ روایتها؛ بازی با عددها برای دفن حقیقت
محور اصلی امروز، جنگ روی عدد بود. از یکسو دادههای مستقل—هرچند با محدودیت—افزایش سنگین تلفات را نشان میدهد. از سوی دیگر، حکومت با آمارهای محدود و گزینشی تلاش میکند یک «سقف رسمی» بسازد و بعد هر عدد بالاتر را «دروغ» بنامد.
اعلام عدد ۳٬۱۱۷ جانباخته توسط پزشکی قانونی، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است:
نه برای روشن کردن حقیقت، بلکه برای قفل کردن حقیقت در یک عدد قابل کنترل.
و بعد، همان روایت قدیمی و فرسوده دوباره تولید میشود:
«تروریستها»، «عوامل آموزشدیده»، «خشونت سازمانیافته»، «سوءبرداشت از شماره پروندهها»…
اینها توضیح نیست؛ فرافکنی رسمی است. یک تلاش برای جابهجا کردن محور افکار عمومی از «کشتار» به «تخریب»، از «قربانی» به «متهم»، و از «پاسخگویی» به «تبلیغات امنیتی».
وقتی همزمان اینترنت قطع است، رسانهها زیر فشارند و شاهدان در خطرند، روایت رسمی دقیقاً همان چیزی میشود که حکومت میخواهد: روایتی بدون امکان راستیآزمایی عمومی.
«تثبیت سرکوب» در فاز جدید؛ از خیابان به دادگاه و پرونده
یکی از خطرناکترین نشانههای روز بیستوپنجم این است که حکومت در نبود تجمعات وسیع علنی، سرکوب را متوقف نکرده—بلکه آن را نهادینه کرده است:
-
برخورد قضایی سریعتر
-
پروندهسازی گستردهتر
-
فشار برای «معرفی خود» و تهدید «فریبخوردهها»
-
و تکرار ادبیات امنیتی برای توجیه خشونت
این یعنی سرکوب از حالت واکنشی خارج شده و وارد فاز مهندسی ترس شده است: کنترل جامعه در بلندمدت، با ابزار حقوقی-امنیتی، نه فقط با باتوم خیابانی.
فشارهای جهانی؛ اما حکومت میخواهد با «عددسازی» از زیر بار پاسخگویی فرار کند
واکنشهای بینالمللی ادامه دارد، اما حکومت همزمان تلاش میکند با «عدد رسمی» و «روایت امنیتی»، هزینه پاسخگویی را کم کند. هدف روشن است:
-
اگر عدد را پایین نگه دارند،
-
اگر مسئولیت را به «دیگران» نسبت دهند،
-
اگر اینترنت را نگه دارند،
آن وقت میتوانند بحران را به مرور از صدر اخبار خارج کنند—بدون آنکه حقیقت روشن شود و بدون آنکه عاملان پاسخگو شوند.
جمعبندی: امروز حکومت گفت «حقیقت را زمانبندی نمیکنیم؛ کنترل میکنیم»
روز بیستوپنجم، روز تثبیت یک پیام بود:
حکومت نه به دنبال آرام کردن جامعه، بلکه به دنبال مدیریت حقیقت است.
«زمان نامشخص» یعنی ادامه خاموشی؛
خاموشی یعنی حذف سند؛
حذف سند یعنی امکان انکار؛
و انکار یعنی تداوم سرکوب بدون هزینهی فوری.
اما واقعیت، حتی اگر با اینترنت قطع شود، از بین نمیرود.
عددها جمع میشوند، خانوادهها فراموش نمیکنند، و تاریخ با «روایت رسمی» نوشته نمیشود.
اگر امروز حکومت تلاش کرد مرگ را در آمارهای گزینشی دفن کند، فردا همین آمارها میتواند تبدیل به پروندهای شود که نه با سانسور، نه با تهدید، و نه با قطع اینترنت پاک نمیشود:
پروندهی مسئولیت.
