سایه سنگین سیاستهای جنگافروزانه جمهوری اسلامی بر جان مردم ایران
در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، دادههای اولیه گردآوریشده از منابع میدانی و گزارشهای منتشرشده، تصویری از یک عملیات نظامی گسترده و چندموجی ارائه میدهد. ثبت دستکم ۵۹ رخداد در ۱۸ استان، برآورد حداقلی ۳۳۳ آسیبدیده غیرنظامی، ثبت تلفات نظامی، آسیب به زیرساختها و مراکز آموزشی، اختلال شدید در اینترنت و ارتباطات، و واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی تنها بخشی از پیامدهای نخستین روز این بحران نظامی است.
با این حال، در پس این تحولات نظامی، واقعیتی عریان و تلخ قرار دارد: مردم ایران بار دیگر قربانی سیاستهای ماجراجویانه و جنگافروزانه حکومت جمهوری اسلامی شدهاند. حکومتی که طی دهههای گذشته با رویکردی ایدئولوژیک، امنیتی و تنشزا در منطقه، ایران را به یکی از کانونهای اصلی بحرانهای ژئوپلیتیک تبدیل کرده و اکنون هزینه این سیاستها را مردم عادی با جان و زندگی خود میپردازند.
این گزارش، نخستین تصویر دادهمحور از ابعاد حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ را ارائه میدهد؛ تصویری که چند لایه بحران را همزمان آشکار میکند: الگوی نظامی حملات، تلفات انسانی، آسیب به زیرساختها، اختلال ارتباطات و واکنشهای داخلی و بینالمللی.
در این مرحله، ارقام و برآوردها با رویکردی محافظهکارانه تنظیم شدهاند تا از بزرگنمایی یا دوبارهشماری جلوگیری شود. بنابراین این گزارش را باید نخستین تصویر منسجم از یک وضعیت در حال تحول دانست که با تکمیل دادهها و راستیآزماییهای بعدی دقیقتر خواهد شد.
بخش اول: نمای کلی حملات و الگوی اولیه رخدادها
بر پایه دادههای اولیه، دستکم ۵۹ رخداد نظامی در ۱۸ استان ایران ثبت شده است؛ رخدادهایی که از نظر پراکندگی جغرافیایی و زمان وقوع، نشاندهنده یک عملیات گسترده و چندمرحلهای هستند.
بخش عمده این حملات با موشکهای کروز انجام شده و حدود ۷۳ درصد رخدادها ماهیت موشکی داشتهاند. در کنار آن، مواردی از حملات پهپادی و حملاتی با روش نامشخص نیز ثبت شده است.
از نظر جغرافیایی، تهران بیشترین تعداد رخداد را داشته و پس از آن استانهای آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار دارند. در استانهای بوشهر، فارس، هرمزگان، سیستانوبلوچستان، خوزستان و البرز نیز چندین رخداد ثبت شده است.
بیش از نیمی از حملات در یک بازه زمانی فشرده در ساعات صبح رخ دادهاند. حدود ۵۶ درصد موارد بین ساعت ۹ تا ۹:۳۰ صبح ثبت شدهاند و موج دوم حملات در حوالی ساعت ۱۹ رخ داده است.
با وجود این گستردگی، در بسیاری از موارد ماهیت دقیق اهداف هنوز در حال بررسی است. حدود ۷۰ درصد اهداف در دسته «نامشخص» قرار دارند، در حالی که حدود ۱۹ درصد اهداف نظامی و نزدیک به ۱۲ درصد اهداف غیرنظامی گزارش شدهاند.
آنچه از این دادهها بهوضوح آشکار است، این است که بحران نظامی ایجاد شده نه در خلأ بلکه در بستر سالها تنشسازی منطقهای جمهوری اسلامی شکل گرفته است؛ سیاستهایی که ایران را در مسیر رویاروییهای پرهزینه قرار دادهاند.
بخش دوم: تلفات غیرنظامی و پیامدهای انسانی
بر اساس دادههای پالایششده، تاکنون دستکم ۱۳۳ غیرنظامی کشته و ۲۰۰ نفر مجروح شدهاند؛ یعنی مجموعاً حداقل ۳۳۳ آسیبدیده غیرنظامی.
این عدد یک برآورد حداقلی است و احتمالاً با تکمیل اطلاعات افزایش خواهد یافت.
در کنار این برآورد، یک آمار تجمیعی دیگر از ۲۰۱ کشته و ۷۴۷ مصدوم نیز منتشر شده است که به دلیل احتمال همپوشانی در این مرحله در جمعبندی نهایی لحاظ نشده است.
بیشترین تلفات ثبتشده مربوط به استانهای هرمزگان و فارس است. همچنین مواردی از آسیب به غیرنظامیان در تهران، قزوین و خوزستان گزارش شده است.
در میان محلهای آسیبدیده، مدارس و فضاهای مرتبط با کودکان نیز دیده میشوند؛ موضوعی که از نظر انسانی و حقوقی بسیار نگرانکننده است.
این واقعیت تلخ بار دیگر نشان میدهد که در جنگها، همواره مردم عادی نخستین و بزرگترین قربانیان هستند؛ مردمی که هیچ نقشی در تصمیمات خطرناک حکومت جمهوری اسلامی نداشتهاند اما اکنون بهای آن را میپردازند.
بخش سوم: تلفات نظامی
در دادههای اولیه، دستکم ۸ نیروی نظامی کشته و ۲ نفر مجروح شدهاند.
با توجه به محدودیت انتشار اطلاعات نظامی و امنیتی، این عدد نیز یک برآورد حداقلی و محافظهکارانه است و احتمال افزایش آن وجود دارد.
بیشترین موارد ثبتشده در تهران، سیستانوبلوچستان و آذربایجان غربی گزارش شدهاند.
بخش چهارم: آسیب به زیرساختها و اهداف حملات
در مجموع ۱۴ هدف متمایز در ۷ استان ثبت شده است.
از این میان:
۹ هدف نظامی
۳ زیرساخت غیرنظامی
۲ مرکز آموزشی
در میان اهداف غیرنظامی، مواردی مانند:
فرودگاه مهرآباد
شهرک صنعتی
مدارس و سالن ورزشی کودکان
ثبت شدهاند.
این دادهها نشان میدهد که اگرچه تمرکز حملات بر اهداف نظامی بوده، اما آسیب به زیرساختهای غیرنظامی و آموزشی نیز رخ داده است.
بخش پنجم: قطع اینترنت و کنترل اطلاعات
همزمان با حملات، ایران با اختلال شدید اینترنت مواجه شد.
سطح اتصال اینترنت ابتدا به ۵۴ درصد و سپس تنها ۴ درصد وضعیت عادی کاهش یافت.
در ادامه گزارشهایی از قطع ۱۲ ساعته اینترنت سراسری منتشر شد.
این الگو نشان میدهد که حکومت جمهوری اسلامی در کنار بحران نظامی، کنترل شدید جریان اطلاعات و محدودسازی ارتباطات را نیز در دستور کار قرار داده است؛ رویکردی که در بحرانهای پیشین نیز بارها مشاهده شده است.
بخش ششم: واکنشهای داخلی و بینالمللی
واکنشهای بینالمللی عمدتاً بر نگرانی درباره جان غیرنظامیان و لزوم کاهش تنش تمرکز داشتند.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل این حملات را نقض منشور ملل متحد خواند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نسبت به تلفات غیرنظامیان ابراز نگرانی کرد.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ خواستار رعایت قوانین جنگ شد.
در داخل ایران، واکنش نهادهای حکومتی عمدتاً بر امنیتیسازی فضای اطلاعرسانی متمرکز بود. دادستانی کشور هشدار داد که هرگونه انتشار اطلاعاتی که بهزعم آنها «شایعه» تلقی شود، با برخورد قضایی مواجه خواهد شد.
رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی نیز تهدید کردند که یگانهای ایست و بازرسی در سراسر کشور مسلح شدهاند و مجوز تیراندازی دارند.
جمعبندی اولیه
آنچه در نخستین روز این جنگ دیده میشود، تنها یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم سالها سیاست تنشآفرین و ایدئولوژیک حکومت جمهوری اسلامی است.
حکومتی که با ماجراجوییهای منطقهای، توسعه برنامههای نظامی پرتنش و دشمنتراشی مستمر، ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه قرار داده است.
در این میان، بار دیگر مردم ایران بزرگترین قربانیان این سیاستها هستند؛ مردمی که نه در تصمیمگیریهای کلان نقشی دارند و نه از پیامدهای آن مصون میمانند.
با ادامه راستیآزماییها و تکمیل دادههای میدانی، در گزارشهای بعدی تصویر دقیقتری از ابعاد انسانی، نظامی و زیرساختی این بحران ارائه خواهد شد.
