در ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با ورود جنگ آمریکا–اسرائیل و ایران به دومین روز، دامنه حملات در سطح کشور گسترش یافت و پیامدهای انسانی آن نیز عمیقتر شد. بر پایه دادههای ثبتشده، دستکم ۷۲ رخداد در ۲۰ استان گزارش شد؛ تهران با ۳۷ رخداد، معادل بیش از نیمی از کل حملات ثبتشده، در صدر قرار گرفت. ترکیب این حملات شامل ۳۹ حمله موشکی، ۳۲ رخداد با روش نامشخص و یک حمله هوایی بوده است. همزمان، دستکم ۳۰ هدف یا تأسیسات در ۱۲ استان هدف قرار گرفتند که شامل ۱۵ هدف نظامی–امنیتی، ۷ زیرساخت یا مکان غیرنظامی، ۵ مرکز درمانی یا پایگاه اورژانس، ۲ منزل مسکونی و یک مدرسه بوده است.
اما آنچه این تحولات را از سطح یک درگیری صرف نظامی فراتر میبرد، نقش انکارناپذیر حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی در کشاندن ایران به این نقطه از فاجعه است. جنگی که امروز بر سر مردم ایران آوار شده، نه نتیجه انتخاب مردم، بلکه محصول مستقیم دههها ماجراجویی ایدئولوژیک، سیاستهای تنشزا، دشمنتراشی منطقهای و بیاعتنایی مطلق جمهوری اسلامی به جان و امنیت شهروندان است. جمهوری اسلامی، سالهاست ایران را نه بهعنوان کشوری برای زندگی مردم، بلکه بهعنوان میدان اجرای پروژههای امنیتی و بلندپروازیهای ویرانگر خود میبیند؛ و اکنون مردم، بهای این سیاست جنایتبار را با خون، ترس، آوارگی و نابودی زیرساختها میپردازند.
در ۲۴ ساعت منتهی به ۱۰ اسفند، بحران وارد مرحلهای شد که همزمان چند خط تحولی را در کنار هم پیش برد: از یکسو دامنه حملات افزایش یافت و وزن جغرافیایی آن بهطور چشمگیری به تهران منتقل شد؛ از سوی دیگر، تحولات سیاسی و انسانیِ همزمان، از جمله تأیید مرگ آیتالله علی خامنهای و انتشار گزارشهای متناقض درباره سرنوشت محمود احمدینژاد، فضای عمومی را وارد فاز تازهای از وحشت، بیثباتی و ابهام کرد.
در بعد انسانی، گزارشها از افزایش شمار قربانیان کودک در حمله به مدرسهای که روز گذشته هدف قرار گرفت، خبر میدهند؛ حادثهای که بهدلیل ماهیت هدف و ترکیب قربانیان، به یکی از هولناکترین و رسواترین وجوه این جنگ تبدیل شده است. همچنین گزارشهای متعدد از آسیب دیدن بیمارستان گاندی در تهران و تخلیه بیماران، از جمله کودکان، منتشر شد؛ رخدادهایی که بار دیگر نشان میدهد در جنگی که جمهوری اسلامی زمینهساز آن بوده، حتی مدرسه، بیمارستان و پناهگاه کودکان نیز از آتش مصون نمانده است.
همزمان، تداوم اختلال شدید و نزدیک به قطع کامل اینترنت – که ناظران مستقل آن را «نزدیک به خاموشی سراسری» توصیف کردهاند – عملاً جریان اطلاعرسانی، راستیآزمایی میدانی و دسترسی شهروندان به اطلاعات ایمنی را مختل کرده و فاصله زمانی میان وقوع رخدادها و ثبت جزئیات را افزایش داده است. این الگو، برای مردم ایران آشناست: جمهوری اسلامی حتی در میانه جنگ نیز پیش از هر چیز به دنبال کنترل روایت، سانسور واقعیت و خفهکردن صدای جامعه است.
گزارش پیشرو، تصویری روزانه و دادهمحور از تحولات همین بازه ۲۴ ساعته ارائه میکند.
بخش اول: نمای کلی حملات و الگوی رخدادها
بر پایه دادههای ثبتشده از تحولات روز ۱۰ اسفند، دستکم ۷۲ رخداد در ۲۰ استان ایران گزارش و ثبت شده است؛ رخدادهایی که از نظر پراکندگی جغرافیایی، نوع حمله و زمانبندی، نشاندهنده تداوم حملات در چند محور همزمان است. برای مقایسه، در ۹ اسفند دستکم ۶۰ رخداد ثبت شده بود؛ بنابراین روز دوم جنگ، از نظر تعداد و دامنه حملات، با افزایش آشکار همراه بوده است.
از نظر پراکندگی جغرافیایی، استان تهران با ۳۷ رخداد در صدر قرار دارد؛ یعنی بیش از نیمی از کل رخدادهای ثبتشده امروز، معادل حدود ۵۱ درصد، در پایتخت به وقوع پیوسته است. پس از تهران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی هر کدام با ۴ رخداد قرار میگیرند. استانهای البرز، سیستانوبلوچستان و زنجان هر کدام ۳ رخداد و استانهای لرستان، کردستان، کرمانشاه و خوزستان هر کدام ۲ رخداد داشتهاند. چندین استان دیگر نیز با یک رخداد ثبت شدهاند که نشاندهنده گستردگی جغرافیایی بحران در روز دوم جنگ است.
از نظر نوع حمله، دادههای امروز نشان میدهد که حملات موشکی همچنان سهم غالب را دارند، اما نسبت آن در مقایسه با روز نخست کاهش یافته است:
-
حملات موشکی: ۳۹ مورد، حدود ۵۴ درصد
-
روش نامشخص حمله: ۳۲ مورد، حدود ۴۴ درصد
-
حمله هوایی: ۱ مورد، حدود ۱ درصد
این تغییر مهم است؛ زیرا در حالی که روز نخست، حملات موشکی با فاصله زیاد الگوی غالب را تشکیل میدادند، امروز سهم رخدادهایی که روش اجرای آنها هنوز با قطعیت مشخص نشده، بهطور محسوسی افزایش یافته است. در سطح ابزار مورد استفاده نیز، ۴۷ رخداد با موشک کروز ثبت شده و در ۲۵ رخداد، ابزار حمله همچنان نامشخص است.
از نظر زمانبندی، تمرکز رخدادها در دو کانون زمانی برجسته دیده میشود:
-
ساعت ۱۰ تا ۱۴: ۳۶ رخداد، حدود ۵۰ درصد
-
ساعت ۲۱ تا ۲۲: ۲۰ رخداد، حدود ۲۸ درصد
در کنار اینها، یک خوشه دیگر در بازه ۱۸ تا ۲۰ نیز با ۱۳ رخداد دیده میشود. این الگو با اجرای حملات در چند مرحله همخوانی دارد، هرچند باید در نظر داشت که زمان ثبت لزوماً همیشه با زمان دقیق وقوع یکسان نیست.
از منظر ماهیت هدف، ترکیب امروز روشنتر از دیروز شده است:
-
اهداف نامشخص: ۳۴ مورد، حدود ۴۷ درصد
-
اهداف نظامی: ۲۲ مورد، حدود ۳۱ درصد
-
اشیای غیرنظامی: ۹ مورد، حدود ۱۳ درصد
-
اهداف با کاربری دوگانه: ۷ مورد، حدود ۱۰ درصد
در ارزیابی خسارت نیز، در بیش از نیمی از رخدادها، سطح خسارت شدید ثبت شده است:
-
شدید: ۴۱ مورد، حدود ۵۷ درصد
-
نامشخص: ۳۰ مورد، حدود ۴۲ درصد
-
جزئی: ۱ مورد
در هیچیک از رخدادهای ثبتشده امروز، هشدار قبلی پیش از حمله ثبت نشده و همچنین هیچ موردی از جابهجایی یا آوارگی بهطور مشخص گزارش نشده است. از نظر راستیآزمایی، ۷۰ رخداد در وضعیت «تأییدشده» و ۲ رخداد در وضعیت «تأیید اولیه» قرار دارند.
این تصویر نشان میدهد که روز دوم جنگ، نهتنها از نظر تعداد رخدادها و گستره جغرافیایی با افزایش همراه بوده، بلکه وزن اصلی حملات بهطور چشمگیری به تهران منتقل شده است؛ شهری که مردمش، همانند سایر نقاط کشور، قربانی مستقیم سیاستهای فاجعهبار جمهوری اسلامی شدهاند.
بخش دوم: تلفات غیرنظامی و برآورد اولیه
بر پایه گزارشهای ثبتشده درباره تحولات ۱۰ اسفند و با حذف موارد تکراری یا همپوشان، تا زمان تنظیم این بخش دستکم ۶ غیرنظامی کشته و ۴ غیرنظامی مجروح شدهاند؛ یعنی در مجموع حداقل ۱۰ آسیبدیده غیرنظامی که بهطور مشخص به رخدادهای امروز نسبت داده شدهاند.
از نظر پراکندگی جغرافیایی، بیشترین تلفات ثبتشده امروز مربوط به استان تهران است. گزارشها از ۶ کشته در تهران حکایت دارند؛ از جمله یک کارگر که در پی حمله به یک کارگاه صنفی در محدوده خیابان شریعتی جان باخت، و همچنین گزارشی جداگانه از کشتهشدن ۵ نفر در منطقه ۱۲ تهران. درباره هویت و جزئیات قربانیان این رخدادها هنوز اطلاعات کامل در دست نیست.
در بخش مجروحان، موارد ثبتشده امروز در آذربایجان غربی، همدان و آذربایجان شرقی پراکندهاند:
-
۲ مجروح در ارومیه در پی هدف قرار گرفتن یک مرکز آموزشی
-
۲ مجروح دیگر در همدان و سراب که هر دو در ارتباط با حمله به پایگاههای اورژانس و مجروحشدن کارکنان نظام سلامت گزارش شدهاند
این الگو نشان میدهد که علاوه بر مناطق شهری، تأسیسات خدمات عمومی و امدادی نیز در میان اهداف آسیبدیده قرار دارند.
در کنار این موارد، یک مورد مرگ نیز در ۲۴ ساعت اخیر ثبت شده که تاریخ دقیق و مختصات مکانی آن هنوز روشن نیست و تنها به کشتهشدن در حملات هوایی اشاره شده است. به دلیل نبود جزئیات کافی، این مورد در جمعبندی مکانی امروز تفکیکشده باقی مانده است.
همچنین باید توجه داشت که بخشی از اطلاعاتی که در ۲۴ ساعت اخیر وارد چرخه ثبت شده، در واقع به ۹ اسفند مربوط است و در چارچوب این گزارش روزانه صرفاً بهعنوان داده سابقهای نگهداری میشود. با توجه به محدودیتهای شدید اطلاعرسانی و وضعیت نیمهخاموش اینترنت، احتمال افزایش آمار و تکمیل جزئیات در بهروزرسانیهای بعدی وجود دارد.
آنچه تا اینجا روشن است، این است که قربانیان اصلی این روز دوم نیز مردم عادیاند؛ مردمی که نه در تصمیمات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی نقشی داشتهاند و نه در آغاز این بحران سهمی، اما اکنون جنازهشان از زیر آوار بیرون کشیده میشود.
بخش سوم: تلفات نظامی و برآورد اولیه
بر پایه دادههای ثبتشده از ۱۰ اسفند و با پالایش گزارشها برای جلوگیری از دوبارهشماری، برآورد حداقلیِ قابل تفکیک نشان میدهد که امروز دستکم ۶ نیروی نظامی–امنیتی کشته شدهاند. همزمان، گزارشهایی نیز از مجروحشدن شماری از نیروها منتشر شده، اما در برخی از این موارد عدد دقیق هنوز تثبیت نشده است.
از نظر پراکندگی جغرافیایی، تلفات نظامی امروز عمدتاً در آذربایجان غربی، کرمانشاه، اصفهان و ایلام ثبت شدهاند.
مهمترین نقطه تمرکز تلفات امروز، ارومیه است؛ جایی که گزارشها از کشتهشدن چهار عضو فراجا خبر میدهند، از جمله دو سرهنگ. نامهای اعلامشده عبارتاند از:
-
سیدقاسم رضوی (سرهنگ)
-
اورجعلی درستی (سرهنگ)
-
یاسر میکائیلی (ستوان دوم)
-
محمدرضا نوروزی (سرباز وظیفه)
در کرمانشاه نیز دستکم یک گزارش از کشتهشدن نیروهایی در حمله به پایگاه بسیج شهرک تعاون منتشر شده است. در روانسر نیز حمله به مقر سپاه گزارش شده و از کشتهشدن دستکم یک نفر و مجروحشدن چند نفر دیگر خبر داده شده، هرچند عدد دقیق هنوز نامشخص است.
در کاشان، یک گزارش رسمی از کشتهشدن دستکم ۱۲ عضو سپاه پاسداران در حملات هوایی منتشر شده است. این عدد به دلیل ماهیت تجمیعی و نبود اسامی، در «برآورد حداقلی قابل تفکیک» ادغام نشده، اما از نظر خبری یکی از مهمترین دادههای روز دوم است.
در مهران نیز گزارشهایی از تلفات سنگین در حمله به مقر هنگ مرزی منتشر شده است. برخی روایتها از کشتهشدن ۲۱ نفر سخن گفتهاند؛ اما به دلیل اختلاف روایتها، در این مرحله از ارائه عدد نهایی قطعی خودداری میشود.
این بخش از دادهها نشان میدهد که علاوه بر تلفات غیرنظامیان، ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی نیز ضربه خوردهاند. اما همانطور که همیشه، حکومت تلاش میکند واقعیت تلفات را قطرهچکانی و مبهم منتشر کند، اکنون نیز محدودیت اطلاعات و پنهانکاری حکومتی مانع از ترسیم تصویر دقیقتر شده است.
بخش چهارم: آسیب به زیرساختها و تأسیسات
بر پایه اطلاعات ثبتشده از رخدادهای ۱۰ اسفند، دستکم ۳۰ هدف یا تأسیسات متمایز در ۱۲ استان در فهرست آسیبها قرار گرفتهاند؛ فهرستی که نسبت به روز نخست هم از نظر تعداد و هم از نظر تنوع اهداف گستردهتر است.
از نظر پراکندگی جغرافیایی، تهران با ۱۴ هدف بیشترین سهم را دارد. پس از آن کردستان با ۴ هدف و سپس آذربایجان غربی و سیستانوبلوچستان هر کدام با ۲ هدف قرار میگیرند. استانهای کرمانشاه، خوزستان، خراسان رضوی، ایلام، البرز، همدان، قزوین، آذربایجان شرقی نیز هر کدام دستکم یک هدف ثبتشده دارند.
از نظر نوع اهداف:
-
۱۵ مورد: پایگاهها و تأسیسات نظامی–امنیتی
-
۷ مورد: زیرساختها و اماکن غیرنظامی
-
۵ مورد: بیمارستان یا پایگاه اورژانس
-
۲ مورد: خانه یا منزل مسکونی
-
۱ مورد: مدرسه
در میان اهداف نظامی، موارد برجستهای چون ساختمان ستاد کل نیروهای مسلح، ستاد مشترک ارتش، پایگاههای بسیج در تهران، پایگاه یازدهم شکاری، پایگاه چهارم شکاری دزفول، مقر هنگ مرزی مهران و پایگاههای موشکی سپاه دیده میشود.
در سوی دیگر، اهداف غیرنظامی نیز موارد حساسی را دربر میگیرند:
-
دادگاه انقلاب تهران
-
کمپ تیمهای ملی کشتی
-
فدراسیون هندبال
-
فرودگاه بینالمللی هاشمینژاد مشهد
-
کارگاههای صنفی و ادارات خدماتی
در حوزه سلامت و امداد، گزارشهایی درباره آسیب به بیمارستانهای خاتمالانبیا، مطهری و گاندی در تهران منتشر شده است. همچنین پایگاههای اورژانس در همدان و سراب نیز در فهرست آسیبها دیده میشوند. ثبت همزمان چند هدف درمانی و امدادی در یک روز، از نظر انسانی و حقوقی بسیار مهم است و میتواند ابعاد جنایتبار این جنگ را روشنتر کند.
بخش پنجم: تداوم خاموشی اینترنت و خفهکردن حقیقت
در روز دوم جنگ، اختلال شدید اینترنت ادامه یافت و ایران عملاً در وضعیت نزدیک به خاموشی سراسری قرار گرفت. این اختلال، نهتنها روند اطلاعرسانی عمومی را مختل کرده، بلکه امکان راستیآزمایی مستقل، ثبت تصاویر، ارتباط شهروندان و دسترسی به اطلاعات ایمنی را نیز بهشدت کاهش داده است.
این وضعیت، فقط یک اختلال فنی نیست؛ بلکه ادامه همان الگوی شناختهشده جمهوری اسلامی است:
وقتی فاجعه بزرگ میشود، حکومت اینترنت را میکشد تا حقیقت کمتر دیده شود.
بخش ششم: واکنشها و اظهارنظرها
در روز ۱۰ اسفند، دستکم ۸ موضعگیری از سوی نهادهای بینالمللی، دولتها، احزاب سیاسی و چهرههای فرهنگی درباره حملات منتشر شد. محور اصلی این واکنشها بر سه موضوع متمرکز بود:
-
نگرانی درباره جان غیرنظامیان
-
تأکید بر موازین حقوق بینالملل
-
ضرورت کاهش تنش
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، این حملات را نقض منشور ملل متحد دانست.
ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نسبت به جان غیرنظامیان ابراز نگرانی کرد.
رئیس کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز خواستار احترام فوری به قوانین جنگ شد.
در سطح دولتها نیز، ترکیه و اسپانیا نسبت به جان غیرنظامیان و گسترش بحران هشدار دادند.
اما در داخل ایران، رویکرد اصلی نهادهای حکومتی نه بر حفاظت از جان شهروندان، بلکه بر کنترل روایت و ارعاب داخلی متمرکز بود. دادستانی هشدار داد که هرکس در فضای مجازی بهزعم حکومت «شایعهسازی» یا «القای ترس» کند، با برخورد مواجه خواهد شد. رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی نیز تهدید کردند که یگانهای ایست و بازرسی در سراسر کشور مسلح شدهاند و مجوز تیراندازی گرفتهاند.
این واکنشها بهخوبی نشان میدهد که حتی در شرایط جنگی نیز جمهوری اسلامی بیش از آنکه نگران جان مردم باشد، نگران روایت، کنترل و بقای خود است.
جمعبندی
تصویر روز دوم جنگ، تصویری است از گسترش حملات، افزایش تلفات، آسیب به زیرساختهای حیاتی و تشدید رنج شهروندان. اما در سطحی عمیقتر، این روز دوم بازتاب روشن یک حقیقت تلختر نیز هست:
ایران امروز در آتش جنگی میسوزد که عامل اصلی کشیدهشدن کشور به آن، جمهوری اسلامی است.
حکومتی که سالها با سیاستهای جنگطلبانه، فرقهای، امنیتی و ماجراجویانه، کشور را به آستانه این فاجعه رساند، اکنون نهتنها قادر به حفاظت از مردم نیست، بلکه طبق الگوی همیشگی خود، با قطع اینترنت، تهدید داخلی و پنهانکاری، تلاش میکند ابعاد واقعی فاجعه را نیز پنهان کند.
در این جنگ، همانطور که همیشه، این مردم ایران هستند که قربانی اصلیاند؛ قربانیان یک حکومت بحرانساز، فاشیستی و ویرانگر که حیات خود را در تولید دشمن، جنگ و سرکوب جستوجو میکند.
با تکمیل دادهها و روشنتر شدن اطلاعات میدانی، ابعاد انسانی، زیرساختی و حقوقی این بحران در گزارشهای بعدی دقیقتر خواهد شد.
