در روز سیوششم، روندها عمدتاً حول سه محور قابل مشاهده بود:
۱) تداوم بازداشتهای پراکنده در شهرهای مختلف، بهویژه در میان دانشجویان، نوجوانان و فعالان مدنی؛
۲) افزایش فشار و تهدید در حوزه درمان و رسیدگی به مجروحان؛
۳) واکنش گسترده به یک آیتم توهینآمیز در تلویزیون حکومتی و همزمان، انتشار فهرست اسامی جانباختگان از سوی دولت که با پرسشها و تردیدهای متعدد همراه شد.
این گزارش بر اساس دادههای تجمیعی منتشرشده توسط خبرگزاری هرانا تنظیم شده است.
۱) تداوم فشار بر وکلا و کادر درمان
گزارشهای تجمیعی نشان میدهد فشارهای امنیتی در روزهای اخیر تنها به بازداشتهای خیابانی محدود نمانده و به حوزههایی رسیده که در بحران نقش مستقیم در حمایت از شهروندان دارند؛ از جمله پزشکان، پرستاران و در سطح حقوقی، مسیر دسترسی به دفاع و پیگیری پروندهها.
فشار بر جامعه پرستاری و نگرانیهای درمانی
سازمان نظام پرستاری در بیانیهای اعلام کرده است در جریان اعتراضات اخیر، دستکم سه نفر از اعضای جامعه پرستاری در محل خدمت، مسیر رفتوآمد یا پس از پایان شیفت کاری جان خود را از دست دادهاند و دستکم سه پرستار دیگر نیز مجروح شدهاند. این نهاد گفته گزارش «تأییدشدهای» مبنی بر بازداشت پرستاران صرفاً به دلیل انجام وظایف حرفهای دریافت نشده، اما همزمان از احضار ۱۸ پرستار خبر داده که عمدتاً به دلایل «خارج از حوزه کاری» عنوان شده است.
در همین راستا، **روزنامه شرق با استناد به روایتهای منتشرشده از مراکز درمانی گزارش داده بخشی از کادر درمان از تماسهای هشدارآمیز، فشارهای غیرپزشکی و پیامدهای رسیدگی به مجروحان ابراز نگرانی کردهاند؛ روندی که میتواند هم تصمیمگیری حرفهای را تحت تأثیر قرار دهد و هم موجب کاهش مراجعه مجروحان به مراکز درمانی شود.
واکنش صنفی و بینالمللی
انجمن جراحی لاپاروسکوپی ایران با صدور بیانیهای «هرگونه مداخله، محدودیت یا فشار در فرآیند درمان» را مغایر اصول اخلاق پزشکی دانسته و خواستار تضمین امنیت شغلی و استقلال حرفهای کادر درمان شده است. همچنین گزارش شده بیش از ۱۳۰ پزشک، پرستار و عضو کادر درمان در بریتانیا با انتشار نامهای سرگشاده، هدف قرار گرفتن درمانگران به دلیل مداوای مجروحان را محکوم کردهاند.
بازداشت وکلا در شیراز
در پی اعتراضات دیماه، گزارش شده چندین وکیل دادگستری عضو کانون وکلای استان فارس و کهگیلویه و بویراحمد در شیراز بازداشت شدهاند. علی شایانمنش گفته است «شش وکیل» بازداشت شدهاند که یک نفر آزاد و پنج نفر همچنان در بازداشت هستند و تا زمان تنظیم گزارش، اطلاعات روشنی درباره دلایل بازداشت و عناوین اتهامی آنان منتشر نشده است.
۲) بازداشتها و برخوردها ادامه دارد
در روز سیوششم، بازداشتها و برخوردهای امنیتی در نقاط مختلف ادامه یافت. بخش قابل توجهی از گزارشها به بازداشت دانشجویان، نوجوانان و شهروندان در چند استان اختصاص داشت.
بازداشتهای موردی در شهرهای مختلف
-
در تبریز: **محمد محمدزاده بازداشت شد.
-
در تهران: **بهداد پیری و **رضا وفایی بازداشت شدند.
-
در **دهدشت: **عرفان جوادی (دانشآموز ۱۷ ساله) بازداشت شد.
-
در **ایلام: نامهایی از جمله حسین شکری، صابر بسطامی، نورالدین چلنگر، فرج ارسن، الیاس جوانمرد و **احمد شیخی در شمار بازداشتشدگان گزارش شدهاند.
بازداشت دانشجویان و یک پزشک
در گزارشی دیگر از بازداشت ۹ دانشجو و یک پزشک در ارتباط با اعتراضات یاد شده است؛ از جمله:
-
نیایش مظفری
-
امیرحسین حیدری
-
عرفان پرورش
-
امیرمحمد ابریشمی
-
محمد سیادت
-
حمزه علیمرادی
-
شایان خدایار (گرگان)
-
امیرسینا مستقیم (تهران)
-
محمدحسین طالبی (آمل)
همچنین رضا طاهری (معلم ساکن کرج)، امیرحسین خوجندی و **حمیدرضا وطنی نیز بازداشت شدهاند.
بازداشت نوجوانان در شهرهای دیگر
-
**پیرانشهر: **سعدی ایرانی بازداشت شد.
-
**گرگان: **امیرعلی بابایی (۱۷ ساله) بازداشت شد.
-
**مسجدسلیمان: **آریا شیخینسب بازداشت شد.
-
**اصفهان: **عرفان اسفندیاری (۱۷ ساله) بازداشت شد.
در سطحی گستردهتر، بازداشت ۲۲ شهروند در استانهای گلستان، بوشهر و یزد گزارش شده و همزمان انتشار یک ویدئو با محتوای «اعترافات اجباری» از یک شهروند بازداشتشده در گلستان نیز مطرح شده است؛ ویدئویی که درباره شرایط ضبط آن، اطلاعات روشنی ارائه نشده است.
در **قزوین نیز اداره کل اطلاعات از بازداشت ۱۵۸ شهروند در ارتباط با اعتراضات خبر داده و ادعا شده بخشی از بازداشتشدگان «غیربومی» بودهاند.
۳) آیتم توهینآمیز در تلویزیون حکومتی درباره پیکر جانباختگان
در یکی از برنامههای تلویزیونی **صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آیتمی در قالب «مسابقه» پخش شد که در آن درباره محل نگهداری پیکر جانباختگان اعتراضات، پرسشی با گزینههایی تحقیرآمیز و طنزآلود مطرح شده بود. انتشار این بخش با واکنش گسترده در افکار عمومی همراه شد و موجی از انتقادها را درباره عادیسازی خشونت و بیاحترامی به جانباختگان و خانوادههای آنان برانگیخت.
پس از بالا گرفتن واکنشها اعلام شد مدیر شبکه **شبکه افق برکنار و برنامه «خطخطی» متوقف شده است. این اقدام، هرچند بهعنوان پاسخ مدیریتی مطرح شد، اما پرسشهایی جدی درباره سازوکار نظارت محتوایی، مسئولیت تولیدکنندگان و امکان تکرار چنین رویکردهایی در رسانههای حکومتی ایجاد کرد.
۴) انتشار فهرست اسامی جانباختگان توسط دفتر ریاستجمهوری
**دفتر ریاست جمهوری ایران اعلام کرد فهرستی شامل مشخصات ۲۹۸۶ نفر از جانباختگان «حوادث اخیر» منتشر شده و اختلاف ۱۳۱ نفر با آمار اعلامشده قبلی را به «مجهولالهویه بودن» نسبت داده است. انتشار این فهرست، به دلیل ماهیت کمسابقه، بازتاب گستردهای داشت و از سوی برخی ناظران بهعنوان تلاش برای کنترل روایت رسمی درباره تلفات تلقی شد.
با این حال، بررسیهای اولیه نشان میدهد فهرست منتشرشده با نشانههایی از شتابزدگی همراه است: گزارشهایی از غلطهای املایی، موارد تکراری و ناقص بودن برخی ردیفها مطرح شده است. افزون بر این، فهرست فاقد اطلاعات کلیدی مانند زمان و مکان مرگ، طبقهبندی وضعیت فرد (معترض/غیرمعترض/نیروی حکومتی)، و شرح شرایط وقوع است؛ موضوعی که راستیآزمایی عمومی و پاسخگویی روشن را دشوار میکند. با این وجود، فهرست میتواند در سطح تطبیق نامها با دادههای موجود و شناسایی برخی موارد جاافتاده در فهرستهای مستقل، اثر عملی محدود داشته باشد.
آمار بهروزشده (تجمیعی) تا پایان روز سیوششم
رخدادها
-
رخدادهای اعتراضی ثبتشده: ۶۶۴ مورد
-
شهرهای درگیر (بدون تکرار): ۲۰۷ شهر
-
استانهای درگیر (بدون تکرار): ۳۱ استان
سایر آمارها
-
مصدومان غیرنظامی: ۱۱٬۰۲۱ نفر
-
بازداشت دانشجو: ۹۴ مورد
-
اعترافات اجباری: ۲۹۶ مورد
-
احضارها: ۱۱٬۰۴۶ مورد
جانباختگان
-
جانباختگان تأییدشده: ۶٬۸۴۲ نفر
-
معترضان: ۶٬۴۲۵ نفر
-
کودکان زیر ۱۸ سال: ۱۴۶ نفر
-
نیروهای وابسته به حکومت: ۲۱۴ نفر
-
غیرنظامی-غیرمعترض: ۵۷ نفر
-
-
موارد در دست بررسی: ۱۱٬۲۸۰ مورد
جمعبندی روز سیوششم
روز سیوششم در حالی سپری شد که تداوم بازداشتها—از دانشجویان و نوجوانان تا معلمان و شهروندان—همچنان یکی از محورهای اصلی تحولات بود و در کنار آن، فشار بر حوزه درمان و رسیدگی به مجروحان پررنگتر شد. در سطح رسانهای، پخش یک آیتم توهینآمیز در تلویزیون حکومتی درباره پیکر جانباختگان با واکنش گسترده مواجه شد و به برکناری مدیر شبکه و توقف برنامه انجامید. همزمان انتشار فهرست اسامی جانباختگان از سوی دفتر ریاستجمهوری، اگرچه رخدادی کمسابقه بود، اما به دلیل نبود جزئیات کلیدی و وجود نشانههایی از شتابزدگی، خود به منشأ پرسشها و تردیدهای تازه تبدیل شد.
