در سیوششمین روز جنگی که ریشههای آن را باید در دههها سیاست خارجی فاجعهساز، نظامیگری بیمهار و لجاجت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی جستوجو کرد، آتش حملات بار دیگر بر شریانهای حیاتی اقتصاد و زندگی مردم ایران فرود آمد. در این روز، توجه اصلی به حملات گسترده به مجتمعهای پتروشیمی، بهویژه در ماهشهر و بندر امام خمینی، معطوف شد؛ حملاتی که نه فقط زیرساخت صنعتی، بلکه معیشت میلیونها شهروند را در معرض تهدید مستقیم قرار داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در ۲۴ ساعت گذشته دستکم ۲۷۲ حمله در قالب ۹۲ رویداد در ۱۴ استان کشور ثبت شده و این رویدادها در مجموع ۱۸۴ تلفات انسانی برجای گذاشتهاند. همزمان، دستکم ۹ غیرنظامی کشته شدهاند و شمار کشتهشدگان غیرنظامی از آغاز جنگ تا ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ به ۱۶۱۶ نفر رسیده که دستکم ۲۴۴ کودک در میان آنان هستند.
آنچه در این روز رخ داد، فقط یک رشته حمله نظامی نبود؛ این یک نمونه عریان از آن است که چگونه جمهوری اسلامی، با کشاندن ایران به مسیر فاجعه، کشور را به نقطهای رسانده که امروز صنایع مادر، زیرساختهای حیاتی و جان مردم عادی همزمان در آتش میسوزند. حکومتی که سالها منابع ملی را صرف پروژههای نظامی، تنشزایی منطقهای و بقا به هر قیمت کرد، اکنون مردم را بیدفاع در میانه جنگی رها کرده که خود از معماران اصلی زمینهسازی آن بوده است. این ساختار، نه توان حفاظت از مردم را دارد، نه شفافیت برای گفتن حقیقت، و نه مسئولیتی برای پاسخگویی در برابر این ویرانی عظیم.
نمای کلی حملات در شبانهروز گذشته
حملات ثبتشده در این بازه، ۱۴ استان را دربرگرفت. استان تهران با سهم ۳۴ درصدی بیشترین حجم حملات را تجربه کرد. پس از آن خوزستان با ۲۲ درصد و اصفهان با ۱۶ درصد در ردههای بعدی قرار گرفتند. البرز، بوشهر، ایلام و سیستان و بلوچستان نیز از دیگر استانهایی بودند که در این موج حملات آسیب دیدند. این الگو نشان میدهد که جنگ همچنان در حال بلعیدن همزمان پایتخت، جنوب صنعتی و بخشهای مهمی از مرکز کشور است.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در این ۲۴ ساعت، حملات به آسیبدیدگی دستکم ۲۸ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد منجر شد. از جمله اهداف ثبتشده میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- پایگاه هوانیروز در اصفهان
۲- پادگان ۱۵ خرداد در اصفهان
۳- فرودگاه نظامی بدر در اصفهان
۴- پایگاه هوایی در بوشهر
۵- پادگان امام علی در مبارکه
با این حال، آنچه این روز را بهطور خاص متمایز کرد، حمله به مراکز پتروشیمی و زیرساختهای مرتبط با انرژی و تولید بود؛ یعنی همان بخشهایی که مستقیماً با اقتصاد، اشتغال و تداوم زندگی روزمره مردم پیوند دارند. گزارشهای موجود از حمله به منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر و بندر امام خبر دادهاند و برخی گزارشها به اصابت و آتشسوزی در چند شرکت پتروشیمی اشاره کردهاند.
تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی آسیبدیده
در میان موارد ثبتشده در این روز، این اهداف نیز دیده میشوند:
۱- حمله گسترده به مجتمعهای پتروشیمی کارون در ماهشهر
۲- مجتمع پتروشیمی بندر امام در بندر امام خمینی
۳- سولههای دپوی آب معدنی در مهران
۴- نیروگاه اتمی بوشهر
۵- منطقهای مسکونی در تهران
حمله به مجتمعهای پتروشیمی فقط بهمعنای تخریب چند ساختمان صنعتی نیست؛ این حمله به قلب تولید، اشتغال، زنجیره تأمین و ثبات اقتصادی کشور است. هنگامی که مجتمعهای عظیم پتروشیمی هدف قرار میگیرند، کارگر، خانواده کارگر، حملونقل، بازار، صادرات و حتی امنیت زیستی و محیطی منطقه همزمان در معرض آسیب قرار میگیرد. این همان نقطهای است که بیکفایتی و ماجراجویی جمهوری اسلامی از یک بحران سیاسی، یک فاجعه ملی میسازد: حکومتی که کشور را درگیر جنگ میکند، اما بهای آن را کارگران، کودکان و مردم عادی میپردازند.
تلفات غیرنظامیان
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۹ شهروند غیرنظامی کشته و ۱۷۵ نفر دیگر زخمی شدهاند. این ارقام، در کنار آمار تجمیعی کشتهشدگان غیرنظامی، نشان میدهد که بار اصلی این جنگ همچنان بر دوش مردمی است که نه در تصمیمگیریهای کلان سهمی داشتهاند و نه در سازوکار قدرت جایی. جمهوری اسلامی باز هم همان الگوی همیشگی خود را تکرار کرده است: تصمیم از بالا، فاجعه برای پایین، و سکوت یا فریب در برابر افکار عمومی.
تلفات نظامی
در این بازه، گزارشی از تلفات نظامی ثبت نشده است. با این حال، روشن است که در ساختارهای بسته و امنیتی جمهوری اسلامی، آمار واقعی تلفات نظامی همواره با پردهای از پنهانکاری، ملاحظات امنیتی و تبلیغات حکومتی پوشانده میشود. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز آشکار است، این واقعیت است که حکومت نهتنها کشور را به آستانه فرسایش همهجانبه کشانده، بلکه حتی در روایت جنگ نیز با مردم صادق نیست.
دفنها
در این روز، ۵ مورد دفن مربوط به قربانیان روزهای گذشته ثبت شده است؛ یادآوری تلخی از اینکه آثار این جنگ تنها در لحظه انفجار خلاصه نمیشود، بلکه در خاکسپاریها، سوگواریها، بیخانمانی و زخمهای بلندمدت اجتماعی ادامه پیدا میکند.
جمعبندی
سیوششمین روز جنگ، روز شعلهور شدن صنایع پتروشیمی، تشدید ضربه به زیرساختهای حیاتی و تداوم خونریزی در میان غیرنظامیان بود. این روز بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی نه سپر مردم، بلکه یکی از عوامل اصلی کشاندن ایران به این پرتگاه است. حکومتی که دههها با سیاستهای خصمانه، دشمنتراشی مداوم، سرکوب داخلی و نابود کردن ظرفیتهای ملی، راه را به سوی چنین فاجعهای باز کرد، امروز نیز حتی در میانه این ویرانی، اولویتش نه نجات مردم، که حفظ روایت رسمی و بقای خود است.
وقتی پتروشیمیها میسوزند، وقتی کارگران زیر دود و آتش میمانند، وقتی زیرساختهای حیاتی هدف قرار میگیرند و وقتی آمار کودکان کشتهشده هر روز بالاتر میرود، دیگر نمیتوان از «مدیریت بحران» سخن گفت. این، محصول مستقیم حکمرانیای است که امنیت ملی را قربانی بقای ایدئولوژیک خود کرده است. جمهوری اسلامی در این جنگ نیز، مانند همه بحرانهای پیشین، ثابت کرده که برای مردم ایران نه پناه است، نه پاسخ، نه راهحل؛ بلکه خود بخشی از مسئله و یکی از ریشههای اصلی این فاجعه است.
