در سیوپنجمین روز جنگی که جمهوری اسلامی با سالها ماجراجویی، دشمنتراشی، سیاستهای ویرانگر و بیاعتنایی مطلق به جان مردم ایران زمینهساز آن بوده، دامنه حملات بار دیگر به زیرساختهای غیرنظامی، مراکز علمی و معیشت روزمره شهروندان کشیده شد. از اسکله و شناورهای غیرنظامی بندر چارک تا بخشهایی از دانشگاه شهید بهشتی، آنچه در این روز ثبت شد فقط ادامه یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه تداوم فروریختن امنیت، زندگی، آموزش و اقتصاد مردمی بود که سالهاست بهای جاهطلبی و حماقت ساختار حاکم را میپردازند.
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۲۰۶ حمله در قالب ۱۰۷ رویداد در ۱۳ استان کشور ثبت شده است؛ حملاتی که در مجموع به یک تلفات انسانی منجر شده و بنا بر دادههای ثبتشده، دستکم یک غیرنظامی جان خود را از دست داده است. هرچند شمار تلفات انسانی این روز نسبت به برخی روزهای پیشین کمتر بوده، اما دامنه خسارات واردشده به زیرساختهای غیرنظامی، حملونقل، آموزش و امدادرسانی نشان میدهد که ماشین ویرانی همچنان بیوقفه بر سر مردم ایران فرود میآید.
از آغاز درگیریها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا پایان این روز، شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۶۰۷ نفر رسیده است؛ در میان آنان دستکم ۲۴۴ کودک دیده میشود. همچنین ۱۲۱۳ کشته نظامی و ۷۱۱ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شدهاند. این ارقام، فقط عدد نیستند؛ سندی روشناند از اینکه جمهوری اسلامی چگونه کشوری را که باید خانه امن مردم باشد، به میدان مرگ و آوارگی تبدیل کرده است.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
حملات امروز در ۱۳ استان کشور ثبت شد. استان تهران با ۳۵ درصد در صدر قرار داشت. پس از آن، خوزستان با ۱۴ درصد و البرز با ۱۰ درصد در ردههای بعدی قرار گرفتند. بوشهر، اصفهان و آذربایجان شرقی نیز از دیگر استانهایی بودند که موج حملات را تجربه کردند.
این پراکندگی جغرافیایی نشان میدهد که بحران دیگر محدود به چند نقطه خاص نیست و بخشهای مختلف کشور را دربر گرفته است. مسئول مستقیم این وضعیت، ساختار فرسوده، ایدئولوژیک و ضدملی جمهوری اسلامی است که بهجای تامین امنیت مردم، کشور را به ورطه جنگی کشانده که هر روز بخش تازهای از زندگی عمومی را میبلعد.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در این بازه، ۳۱ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد مورد آسیب قرار گرفتهاند. از جمله نمونههای ثبتشده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- فرماندهی نیروی انتظامی در قم
۲- سایتهای موشکی در برازجان
با این حال، آنچه این روز را بیش از همه متمایز میکند، حمله به زیرساختها و اماکن غیرنظامی و خدماتی است؛ حوزهای که باز هم مردم عادی قربانی اصلی آن هستند.
تأسیسات غیرنظامی و دارای کارکرد انسانی آسیبدیده
در این روز، موارد زیر در میان آسیبهای ثبتشده قرار دارند:
۱- شرکت توفیق دارو در تهران
۲- تفرجگاه عینالی در تبریز
۳- دوازده شناور و لندینگکرافت غیرنظامی در بندر چارک
۴- انبار امدادی در شیراز
۵- دانشگاه شهید بهشتی در تهران
۶- تونل جادهای قرهتپه در میانه
۷- اسکله بندر چارک
۸- واحد مرغداری و طیور در بهبهان
حمله به بندر چارک و شناورهای غیرنظامی، فقط یک خسارت فنی یا موضعی نیست؛ این حمله مستقیماً به معیشت، جابهجایی، حملونقل محلی و اقتصاد روزمره مردم جنوب کشور ضربه میزند. آسیب به دانشگاه شهید بهشتی نیز بار دیگر نشان میدهد که در این جنگ، آموزش و فضای علمی نیز از تخریب در امان نمانده است. جمهوری اسلامی کشوری ساخته که در آن نه بندر امن است، نه دانشگاه، نه انبار امدادی، نه حتی مسیرهای جادهای و نه واحدهای تولیدی کوچک.
تلفات غیرنظامیان
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم یک شهروند غیرنظامی کشته شده است. همین یک جان از دسترفته نیز بر عهده ساختاری است که ایران را در برابر آتشی قرار داد که خاموشکردنش هر روز دشوارتر میشود.
در جمهوری اسلامی، جان انسان همواره کمارزشتر از نمایش قدرت، تبلیغات ایدئولوژیک و پروژههای ماجراجویانه بوده است. نتیجه همین نگاه ضدانسانی، تکرار هرروزه مرگ و تخریب در زندگی مردم است.
تلفات نظامی
در این بازه، گزارشی از تلفات نظامی ثبت نشده است. با این حال، تجربه روزهای گذشته نشان داده که آمار واقعی تلفات نظامی احتمالاً بسیار بیش از ارقام اعلامی یا ثبتشده است؛ چرا که حکومت، همانطور که در سرکوب داخلی حقیقت را پنهان میکند، در جنگ نیز با پنهانکاری، سانسور و تحریف واقعیت برخورد میکند.
دفنها
در این روز، ۲ مورد دفن مربوط به قربانیان روزهای پیشین ثبت شده است؛ نشانهای دیگر از اینکه مرگ در این جنگ فقط در لحظه انفجار رخ نمیدهد، بلکه روزها و هفتهها بعد، در آیینهای خاکسپاری و در زخمهای بازماندگان ادامه پیدا میکند.
جمعبندی
سیوپنجمین روز جنگ، با آتشگرفتن شناورهای بندر چارک، آسیب به اسکله، حمله به دانشگاه شهید بهشتی و تخریب مراکز غیرنظامی، بار دیگر نشان داد که این جنگ نه فقط خطوط نظامی، بلکه شریانهای زندگی مردم را هدف گرفته است. حمله به بندر، دانشگاه، انبار امدادی، مسیر جادهای و واحدهای تولیدی، تصویری روشن از فرسایش همهجانبه کشوری است که جمهوری اسلامی آن را سالها گروگان سیاستهای ویرانگر خود کرده است.
اگر امروز بندر چارک میسوزد، اگر دانشگاه آسیب میبیند، اگر امدادرسانی مختل میشود و اگر مردم هر روز با اضطراب از خواب بیدار میشوند، ریشه آن را باید در ساختاری جستوجو کرد که کشور را نه برای رفاه مردم، بلکه برای بقای خود میخواهد. جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرده که نه توان حفاظت از جان مردم را دارد، نه ارادهای برای کاستن از رنج آنان، و نه مشروعیتی برای ادامه این مسیر ویرانگر.
این جنگ، هر روز بیش از پیش چهره واقعی این حکومت را آشکار میکند: ساختاری سرکوبگر، بیکفایت، ضدانسان و ویرانگر که مردم ایران را سپر بقای خود کرده است.
