در بیستوچهارمین روز جنگی که محصول مستقیم دههها سیاستهای ماجراجویانه، سرکوبگرانه و ضدملی جمهوری اسلامی است، بار دیگر ابعاد فاجعه انسانی در ایران بهطرزی تکاندهنده افزایش یافت. روز سوم فروردین ۱۴۰۵ بهعنوان یکی از پرتلفاتترین روزها برای غیرنظامیان ثبت شد؛ روزی که نشان داد این جنگ، بیش از هر چیز، جنگ علیه مردم عادی است؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها سهمی داشتهاند و نه راهی برای محافظت از خود در برابر پیامدهای آن دارند.
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۳۷۹ حمله در قالب ۲۰۶ رویداد در ۲۰ استان کشور ثبت شده است؛ حملاتی که در مجموع به ۱۷۵ مورد تلفات انسانی منجر شدند. از این میان، ۵۵ درصد حملات در تهران رخ داده است؛ پایتختی که اکنون به یکی از اصلیترین میدانهای این جنگ بدل شده و شهروندانش در شرایطی از ترس، ناامنی و فروپاشی زیرساختی زندگی میکنند که مستقیماً نتیجه سیاستهای فاجعهبار حاکمیتی است که سالها کشور را به سمت تقابل سوق داده است.
بر اساس دادههای ثبتشده، در این روز دستکم ۳۶ غیرنظامی کشته و ۱۳۸ غیرنظامی زخمی شدهاند. در میان کشتهشدگان، ۳ کودک و در میان مجروحان نیز ۲ کودک و یک زن حضور دارند. این ارقام، تصویری روشن از ماهیت واقعی این جنگ ارائه میدهند: جنگی که قربانیان اصلی آن، نه فرماندهان نظامی، بلکه مردم بیدفاع هستند.
از آغاز درگیریها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا پایان این روز، شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۴۴۳ نفر رسیده است؛ از جمله دستکم ۲۱۷ کودک. همچنین ۱۱۶۷ کشته نظامی و ۶۵۸ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شدهاند. این اعداد، کارنامه واقعی یک حکومت ایدئولوژیک و فاسد را نشان میدهند که با بیکفایتی، فساد ساختاری، دشمنتراشی و سیاستهای جنگافروزانه، کشور را به این سطح از فاجعه کشانده است.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
حملات ثبتشده در این روز، گستره وسیعی از کشور را در بر گرفته و ۲۰ استان را تحت تأثیر قرار دادهاند. در بسیاری از موارد، نوع دقیق حمله هنوز در دسته «نامشخص» قرار دارد، اما در موارد قابل شناسایی، حملات هوایی و پهپادی بیشترین سهم را داشتهاند.
استان تهران با ۵۵ درصد از کل حملات، در صدر فهرست استانهای هدف قرارگرفته قرار دارد. پس از آن، استانهای اصفهان و البرز هر کدام با ۱۰ درصد و آذربایجان شرقی با ۷ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند. یزد، لرستان و هرمزگان نیز از دیگر استانهایی هستند که در این روز مورد حمله قرار گرفتهاند.
این تمرکز سنگین بر مناطق شهری و پرجمعیت، بار دیگر نشان میدهد که ساختار نظامیگری جمهوری اسلامی، بهگونهای طراحی شده که مرز میان اهداف نظامی و زندگی غیرنظامیان را عملاً از بین برده است. استقرار پایگاهها، مراکز نظامی و تأسیسات حساس در دل شهرها، نه یک خطای اتفاقی، بلکه بخشی از منطق یک حکومت سرکوبگر است که جان مردم را ابزار هزینههای خود میداند.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات منجر به آسیب به ۴۶ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد شده است. این اهداف طیفی از مراکز نظامی، امنیتی و زیرساختی را شامل میشوند.
نمونههایی از اهداف ثبتشده عبارتاند از:
۱- پایگاه میثمی در گرمدره
۲- پادگان امام علی در خرمآباد
۳- پایگاه هوایی بوشهر
۴- ستاد کل نیروی هوایی ارتش در تهران
۵- هوانیروز اصفهان
در بسیاری از این موارد، ماهیت دقیق هدف همچنان در حال بررسی است. با این حال، تجربه روزهای گذشته نشان میدهد که حتی حملات به اهداف نظامی نیز به دلیل قرارگیری آنها در نزدیکی مناطق مسکونی، پیامدهای سنگینی برای غیرنظامیان به همراه دارد. این وضعیت، نتیجه مستقیم سیاستهای غیرمسئولانه جمهوری اسلامی در ترکیب فضاهای نظامی با بافت شهری است.
تأسیسات دارای حمایت ویژه و اهداف غیرنظامی
در این روز، چندین مرکز دارای حمایت ویژه نیز در فهرست آسیبها قرار گرفتهاند؛ مراکزی که آسیب به آنها، پیامدهای انسانی و اجتماعی گستردهای دارد:
۱- مدرسه شهدای پاسدار در خرمآباد
۲- یک ساختمان ۱۷ واحدی در تهران
۳- فرهنگسرای ولاء در شهر ری
۴- سه واحد مسکونی در تهران
۵- شرکت گاز در تهران
آسیب به مدرسه، ساختمانهای مسکونی و مراکز خدماتی، تنها یک خسارت فیزیکی نیست؛ بلکه نشانهای از فروپاشی امنیت عمومی و گسترش بحران به تمام ابعاد زندگی مردم است. در کشوری که حکومتش سالها منابع ملی را صرف پروژههای ایدئولوژیک و نظامی کرده، زیرساختهای حیاتی در برابر چنین بحرانهایی بهشدت آسیبپذیر شدهاند.
تلفات غیرنظامیان
در این روز، دستکم ۳۶ غیرنظامی کشته و ۱۳۸ غیرنظامی زخمی شدهاند. حضور کودکان در میان کشتهشدگان و مجروحان، بار دیگر عمق فاجعه را برجسته میکند. این آمار، تنها بخشی از واقعیت است؛ چرا که محدودیت دسترسی، اختلال در ارتباطات و فضای امنیتی، مانع از ثبت کامل تمامی تلفات میشود.
مرگ این افراد، نتیجه مستقیم مجموعهای از تصمیمات سیاسی و ایدئولوژیک است که طی سالها توسط جمهوری اسلامی اتخاذ شده است. حکومتی که به جای تمرکز بر رفاه مردم، توسعه کشور و کاهش تنشها، مسیر تقابل، سرکوب و ماجراجویی را انتخاب کرد، اکنون مسئول مستقیم شرایطی است که در آن، جان شهروندان بهسادگی از بین میرود.
تلفات نظامی
در بازه این گزارش، موردی از تلفات نظامی بهصورت رسمی ثبت نشده است. با این حال، به دلیل ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و پنهانکاری ساختاری جمهوری اسلامی، احتمال میرود که تلفات واقعی نیروهای نظامی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده باشد.
این پنهانکاری، بخشی از همان ساختار تبلیغاتی و غیرشفاف حکومتی است که همواره تلاش کرده تصویری غیرواقعی از شرایط ارائه دهد؛ در حالی که واقعیت، بسیار تلختر و پیچیدهتر از روایتهای رسمی است.
تلفات نامشخص و دفنها
در این روز، یک مورد کشته در دسته «نامشخص» باقی مانده است و ۱۶ مورد دفن نیز ثبت شده که مربوط به قربانیان روزهای گذشته بودهاند. این موارد نشان میدهد که ابعاد واقعی فاجعه، با تأخیر و بهتدریج آشکار میشود.
جمعبندی
بیستوچهارمین روز جنگ، با ۳۷۹ حمله، ۱۷۵ تلفات انسانی و کشته شدن دستکم ۳۶ غیرنظامی، یکی از خونینترین روزهای این درگیری را رقم زد. افزایش شدید تلفات غیرنظامیان، بهویژه در پایتخت، نشان میدهد که مردم ایران در مرکز این بحران قرار دارند؛ بحرانی که ریشههای آن را باید در سیاستهای دهههاه جمهوری اسلامی جستوجو کرد.
جمهوری اسلامی، با ساختار فاسد، سرکوبگر و جنگافروز خود، نهتنها در جلوگیری از این جنگ شکست خورده، بلکه حتی در میانه آن نیز قادر به حفاظت از شهروندان نیست. این حکومت، با بیتوجهی به جان انسانها، پنهانکاری، و استمرار همان سیاستهای ویرانگر، عملاً مردم را در برابر یکی از بزرگترین فجایع معاصر بیدفاع رها کرده است.
این جنگ، فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه نتیجه یک مسیر طولانی از سوءمدیریت، سرکوب، فساد و ایدئولوژی افراطی است. مسیری که در آن، جمهوری اسلامی کشور را به نقطهای رسانده که امروز، بهای آن را کودکان، زنان و مردم عادی با جان خود میپردازند.
