در بیست‌وپنجمین روز جنگی که ریشه‌های آن را باید در دهه‌ها سیاست‌های تنش‌زا، ایدئولوژی افراطی و ماجراجویی‌های پرهزینه جمهوری اسلامی جست‌وجو کرد، این‌بار استان‌های اصفهان و خوزستان به کانون اصلی حملات تبدیل شدند. روز چهارم فروردین ۱۴۰۵ برای ساکنان این مناطق، روزی مملو از انفجار، اضطراب، و تداوم ناامنی بود؛ وضعیتی که بیش از هر چیز نشان می‌دهد این جنگ، جنگی علیه زندگی مردم است.

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۱۰۸ حمله در قالب ۵۷ رویداد در ۱۰ استان کشور ثبت شده است. این حملات در مجموع به ۶۱ مورد تلفات انسانی منجر شده‌اند. در این میان، اصفهان با ۳۱ درصد و خوزستان با ۱۹ درصد از کل حملات، بیشترین سهم را داشته‌اند و تهران با ۱۶ درصد در رتبه سوم قرار گرفته است. این جابه‌جایی در تمرکز حملات نشان می‌دهد که دامنه جنگ به‌طور پیوسته در حال گسترش است و هیچ نقطه‌ای از کشور در امان نیست.

بر اساس داده‌های ثبت‌شده، در این روز دست‌کم ۱۲ غیرنظامی کشته و ۳۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. در میان کشته‌شدگان، ۲ زن و در میان مجروحان، ۲ کودک نیز حضور دارند. این آمار، بار دیگر چهره واقعی جنگ را آشکار می‌کند: جنگی که بیشترین هزینه آن را مردم بی‌دفاع می‌پردازند، نه ساختارهای قدرتی که کشور را به این وضعیت رسانده‌اند.

از آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، شمار کشته‌شدگان غیرنظامی به ۱۴۵۵ نفر رسیده است؛ از جمله دست‌کم ۲۱۷ کودک. همچنین ۱۱۶۷ کشته نظامی و ۶۶۹ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شده‌اند. این اعداد، فقط آمار نیستند؛ بلکه بازتاب مستقیم سیاست‌های یک حکومت فاشیستی، ناکارآمد و سرکوبگر هستند که سال‌ها کشور را به سمت بحران‌های داخلی و خارجی سوق داده است.

نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

در این روز، حملات در ۱۰ استان کشور ثبت شده‌اند و پراکندگی جغرافیایی آن‌ها نشان‌دهنده تداوم گستردگی درگیری است. در بسیاری از موارد، نوع حمله همچنان در دسته «نامشخص» قرار دارد، اما در موارد شناسایی‌شده، حملات هوایی و پهپادی بیشترین سهم را داشته‌اند.

برای دومین بار از آغاز جنگ، استان اصفهان با سهم ۳۱ درصدی در صدر فهرست استان‌های هدف قرار گرفته قرار گرفته است. خوزستان با ۱۹ درصد در رتبه دوم و تهران با ۱۶ درصد در رتبه سوم قرار دارند. پس از آن، استان‌های فارس، آذربایجان شرقی و یزد در فهرست استان‌های درگیر دیده می‌شوند.

این الگوی حملات نشان می‌دهد که جنگ به‌طور سیستماتیک در حال گسترش به مناطق مختلف کشور است. اما آنچه این وضعیت را به فاجعه‌ای انسانی تبدیل می‌کند، ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی است که طی سال‌ها با استقرار مراکز نظامی و امنیتی در دل شهرها و نزدیکی مناطق مسکونی، عملاً مردم را در معرض خطر مستقیم قرار داده است.

اهداف مورد اصابت و آسیب‌دیده

در ۲۴ ساعت گذشته، حملات منجر به آسیب به ۲۱ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد شده است. این اهداف طیفی از مراکز نظامی، صنعتی و زیرساختی را شامل می‌شوند.

نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده عبارت‌اند از:

۱- سایت موشکی در تبریز
۲- پایگاه بسیج میثم تمار در تهران
۳- سایت موشکی در برازجان
۴- ساختمان اپتیک صاایران در اصفهان
۵- تأسیسات مهمات‌سازی در اصفهان

در بسیاری از این موارد، ماهیت دقیق اهداف همچنان در حال بررسی است. با این حال، آنچه روشن است، این است که حتی حملات به اهداف نظامی نیز به دلیل نزدیکی آن‌ها به بافت‌های شهری، پیامدهای گسترده‌ای برای غیرنظامیان به همراه دارد. این وضعیت نتیجه مستقیم سیاست‌های جمهوری اسلامی در ادغام ساختار نظامی با زندگی شهری است.

تأسیسات دارای حمایت ویژه و اهداف غیرنظامی

در این روز، چندین مرکز دارای اهمیت غیرنظامی و حمایت ویژه نیز در فهرست آسیب‌ها قرار گرفته‌اند:

۱- شرکت گاز در خیابان کاوه اصفهان
۲- خط لوله گاز نیروگاه برق در خرمشهر
۳- چهار ساختمان مسکونی در تهران
۴- مجموعه ورزشی کارگران کوی قائم در اندیمشک
۵- آسیب به ۳۰ واحد صنفی در اصفهان

آسیب به این مراکز، نشان‌دهنده گسترش دامنه جنگ به زیرساخت‌های حیاتی و زندگی روزمره مردم است. در شرایطی که حکومت طی سال‌ها منابع کشور را صرف پروژه‌های نظامی و ایدئولوژیک کرده، این زیرساخت‌ها فاقد تاب‌آوری لازم در برابر بحران‌های گسترده هستند.

تلفات غیرنظامیان

در این روز، دست‌کم ۱۲ غیرنظامی کشته و ۳۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. حضور زنان و کودکان در میان قربانیان، بار دیگر نشان می‌دهد که این جنگ، به‌طور مستقیم زندگی غیرنظامیان را هدف قرار داده است.

این تلفات، نتیجه مستقیم سیاست‌هایی است که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها دنبال کرده است؛ سیاست‌هایی که کشور را در مسیر تقابل، انزوا و بی‌ثباتی قرار داده و در نهایت، امنیت مردم را به‌شدت تضعیف کرده است.

تلفات نظامی

در بازه این گزارش، موردی از تلفات نظامی به‌صورت رسمی ثبت نشده است. با این حال، با توجه به ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و پنهان‌کاری ساختاری جمهوری اسلامی، احتمال می‌رود که تلفات واقعی نیروهای نظامی بسیار بیشتر از ارقام اعلام‌شده باشد.

این عدم شفافیت، بخشی از ساختار تبلیغاتی و کنترل اطلاعات در جمهوری اسلامی است که همواره تلاش کرده تصویر واقعی از شرایط ارائه نشود.

تلفات نامشخص و دفن‌ها

در این روز، ۱۱ مورد کشته در دسته «نامشخص» باقی مانده‌اند و ۱۲ مورد دفن نیز ثبت شده که مربوط به قربانیان روزهای گذشته بوده‌اند. این موارد نشان می‌دهد که ابعاد واقعی فاجعه، با تأخیر و به‌تدریج آشکار می‌شود.

جمع‌بندی

بیست‌وپنجمین روز جنگ، با ۱۰۸ حمله، ۶۱ تلفات انسانی و تمرکز حملات بر اصفهان و خوزستان، بار دیگر نشان داد که این بحران به‌طور مستمر در حال گسترش است و مردم ایران همچنان در مرکز آن قرار دارند.

جمهوری اسلامی، با سیاست‌های جنگ‌افروزانه، ساختار فاسد و رویکرد سرکوبگر خود، نه‌تنها در جلوگیری از این جنگ ناکام مانده، بلکه با تصمیمات گذشته و حال خود، شرایطی ایجاد کرده که در آن، شهروندان عادی بیشترین هزینه را می‌پردازند.

این جنگ، فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها سوءمدیریت، فساد، سرکوب و سیاست‌های ایدئولوژیک است. مسیری که در آن، جمهوری اسلامی کشور را به نقطه‌ای رسانده که امروز، بهای آن را مردم با جان، امنیت و آینده خود می‌پردازند.