در بیستوهفتمین روز جنگی که نتیجه مستقیم دههها سیاستهای تنشزا، سرکوبگرانه و ماجراجویانه جمهوری اسلامی است، بار دیگر شدت حملات بهطور چشمگیری افزایش یافت. پس از دو روز کاهش نسبی، موج تازهای از حملات در سراسر کشور ثبت شد؛ موجی که بار دیگر نشان داد این جنگ نهتنها فروکش نکرده، بلکه در حال ورود به مرحلهای فرسایشی و گستردهتر است؛ مرحلهای که بیشترین فشار آن بر مردم عادی وارد میشود.
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۳۵۷ حمله در قالب ۱۵۴ رویداد در ۲۱ استان کشور ثبت شده است؛ آماری که نشاندهنده گسترش جغرافیایی درگیری به سطحی کمسابقه است. این حملات در مجموع به ۴۲ مورد تلفات انسانی منجر شدهاند. در این میان، دستکم ۲۸ غیرنظامی کشته و ۹ غیرنظامی زخمی شدهاند؛ از جمله ۴ کودک که در میان جانباختگان قرار دارند. این اعداد، بار دیگر تأکید میکند که قربانیان اصلی این جنگ، نه تصمیمگیرندگان، بلکه مردم بیدفاع هستند.
از آغاز درگیریها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۴۹۲ نفر رسیده است؛ از جمله دستکم ۲۲۱ کودک. همچنین ۱۱۶۷ کشته نظامی و ۶۷۰ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شدهاند. این آمار، کارنامهای خونین از حکمرانی یک رژیم ایدئولوژیک و فاسد را به نمایش میگذارد که کشور را به مسیری سوق داده که اکنون در آن، مرگ و ویرانی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
در این روز، حملات در ۲۱ استان کشور ثبت شدهاند؛ گسترهای که نشان میدهد جنگ عملاً به یک بحران سراسری بدل شده است. در بسیاری از موارد، نوع دقیق حملات همچنان در دسته «نامشخص» قرار دارد، اما در موارد قابل شناسایی، حملات هوایی و پهپادی بیشترین سهم را داشتهاند.
استان تهران با ۴۹ درصد از کل حملات، بار دیگر در صدر فهرست استانهای هدف قرارگرفته قرار دارد. پس از آن، اصفهان و خراسان رضوی هر کدام با ۱۰ درصد و استان فارس با ۷ درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. استانهای البرز، همدان و سیستان و بلوچستان نیز در ادامه این فهرست دیده میشوند.
تمرکز سنگین حملات بر مناطق شهری و پرجمعیت، نشاندهنده پیامد مستقیم سیاستهایی است که طی سالها توسط جمهوری اسلامی دنبال شده است؛ سیاستهایی که با نظامیسازی گسترده، استقرار تأسیسات حساس در دل شهرها و بیتوجهی به ایمنی شهروندان، عملاً مردم را در معرض خطر مستقیم قرار داده است.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات منجر به آسیب به ۱۵ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد شده است. این اهداف شامل مراکز نظامی، زیرساختی و برخی تأسیسات با ماهیت در حال بررسی بودهاند.
نمونههایی از اهداف ثبتشده عبارتاند از:
۱- سایت موشکی ظفر
۲- پادگان زرهی ارتش در شیراز
۳- مقر وابسته به سپاه پاسداران در همدان
۴- صنایع هوایی وزارت دفاع در مهرآباد تهران
۵- مخزن سوخت اطراف فرودگاه شهید هاشمینژاد در مشهد
در بسیاری از این موارد، ماهیت دقیق اهداف همچنان در حال بررسی است. با این حال، آنچه روشن است، این است که حتی حملات به اهداف نظامی نیز به دلیل قرارگیری آنها در نزدیکی مناطق شهری، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم زندگی غیرنظامیان را تحت تأثیر قرار میدهد. این وضعیت، نتیجه ساختار معیوبی است که جمهوری اسلامی طی سالها ایجاد کرده است.
تأسیسات دارای حمایت ویژه و اهداف غیرنظامی
در این روز، چندین مرکز غیرنظامی و دارای اهمیت عمومی نیز در فهرست آسیبها قرار گرفتهاند:
۱- ساختمان مسکونی چهار طبقه در اصفهان
۲- ساختمان دادگستری خیابان کاوه در اصفهان
۳- ساختمان هفتطبقه مسکونی در بندرعباس
۴- مناطق مسکونی روستای اسبس در خسروشاه
۵- شهرک صنعتی در نیشابور
آسیب به این مراکز، بار دیگر نشان میدهد که مرز میان اهداف نظامی و غیرنظامی عملاً از بین رفته است. در چنین شرایطی، مردم نهتنها از امنیت جانی محروم میشوند، بلکه زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی و خدماتی نیز بهطور گسترده آسیب میبینند.
تلفات غیرنظامیان
در این روز، دستکم ۲۸ غیرنظامی کشته و ۹ غیرنظامی زخمی شدهاند. حضور ۴ کودک در میان کشتهشدگان، بار دیگر عمق فاجعه انسانی را نشان میدهد. این ارقام، تنها بخشی از واقعیت هستند و احتمال میرود که با دسترسی به اطلاعات بیشتر، افزایش یابند.
این تلفات، نتیجه مستقیم مجموعهای از سیاستهای نادرست و خطرناک است که جمهوری اسلامی طی سالها دنبال کرده است؛ سیاستهایی که کشور را در مسیر تقابل، بیثباتی و بحران قرار داده و در نهایت، امنیت مردم را بهشدت تضعیف کرده است.
تلفات نظامی
در این بازه زمانی، گزارشی از تلفات نظامی بهطور رسمی ثبت نشده است. با این حال، با توجه به ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و پنهانکاری ساختاری جمهوری اسلامی، احتمال میرود که تلفات واقعی نیروهای نظامی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده باشد.
این عدم شفافیت، بخشی از همان ساختار کنترل اطلاعات در جمهوری اسلامی است که همواره تلاش کرده تصویر واقعی از وضعیت ارائه نشود.
تلفات نامشخص و دفنها
در این روز، ۱ مورد کشته و ۴ مورد مجروح همچنان در دسته «نامشخص» باقی ماندهاند. همچنین ۲۴ مورد دفن ثبت شده که مربوط به قربانیان روزهای گذشته بودهاند. این موارد نشان میدهد که ابعاد واقعی فاجعه، با تأخیر و بهتدریج آشکار میشود.
جمعبندی
بیستوهفتمین روز جنگ، با ۳۵۷ حمله در ۲۱ استان، کشته شدن دستکم ۲۸ غیرنظامی و افزایش دوباره شدت درگیریها، نشان داد که این بحران وارد مرحلهای عمیقتر و گستردهتر شده است. جنگی که اکنون تقریباً تمام جغرافیای ایران را دربر گرفته و زندگی مردم را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است.
جمهوری اسلامی، با سیاستهای فاشیستی، سرکوبگر و جنگافروز خود، نهتنها در جلوگیری از این جنگ شکست خورده، بلکه با تصمیمات گذشته و حال خود، شرایطی ایجاد کرده که در آن، شهروندان عادی بیشترین هزینه را میپردازند. این حکومت، با بیاعتنایی به جان انسانها و اصرار بر مسیرهای پرهزینه و ویرانگر، کشور را به نقطهای رسانده که امروز، مرگ و ناامنی به واقعیتی روزمره تبدیل شده است.
این جنگ، فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه نتیجه یک مسیر طولانی از سوءمدیریت، فساد، سرکوب و ایدئولوژی افراطی است. مسیری که در آن، جمهوری اسلامی ایران را به صحنهای از ویرانی تبدیل کرده و مردم را در مرکز این فاجعه رها کرده است.
