در بیستوهشتمین روز جنگی که حاصل مستقیم سالها سیاستهای تنشزا، ایدئولوژی افراطی و بیکفایتی ساختاری جمهوری اسلامی است، شدت حملات به سطحی کمسابقه رسید و اینبار صنایع حیاتی و زیرساختهای کلیدی کشور بهطور گسترده هدف قرار گرفتند. روز هفتم فروردین ۱۴۰۵، نهتنها یکی از پرحملهترین روزهای هفته اخیر بود، بلکه نشان داد جنگ وارد مرحلهای شده که اقتصاد، تولید و حیات روزمره مردم را بهطور مستقیم هدف گرفته است.
در ۲۴ ساعت گذشته، دستکم ۵۴۱ حمله در قالب ۱۶۴ رویداد در ۱۸ استان کشور ثبت شده است؛ آماری که بالاترین میزان در یک هفته اخیر محسوب میشود. این حملات در مجموع به ۱۷۱ مورد تلفات انسانی منجر شدهاند. در این میان، دستکم ۳۵ غیرنظامی کشته و ۶۰ غیرنظامی زخمی شدهاند؛ از جمله ۷ کودک و ۶ زن در میان جانباختگان. این ارقام، تصویری روشن از فاجعهای است که در آن، بار اصلی جنگ بر دوش مردم بیدفاع قرار گرفته است.
از آغاز درگیریها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، شمار کشتهشدگان غیرنظامی به ۱۵۲۷ نفر رسیده است؛ از جمله دستکم ۲۲۸ کودک. همچنین ۱۱۶۷ کشته نظامی و ۶۹۵ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شدهاند. این آمار، کارنامهای سنگین از حکمرانی یک نظام سرکوبگر و جنگافروز است که با تصمیمات خود، کشور را به چنین نقطهای رسانده است.
نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
در این روز، حملات در ۱۸ استان کشور ثبت شدهاند و پراکندگی آنها نشاندهنده گسترش بیسابقه دامنه جنگ است. در بسیاری از موارد، نوع حمله همچنان در دسته «نامشخص» قرار دارد، اما در موارد شناساییشده، حملات هوایی و پهپادی بیشترین سهم را داشتهاند.
استان تهران با ۳۶ درصد از کل حملات، همچنان در صدر فهرست قرار دارد. پس از آن، اصفهان با ۱۸ درصد و فارس با ۹ درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. استانهای البرز، خوزستان و آذربایجان شرقی نیز در ادامه این فهرست دیده میشوند.
این تمرکز حملات بر مناطق صنعتی و پرجمعیت، نشاندهنده ورود جنگ به مرحلهای است که هدف آن تنها مراکز نظامی نیست، بلکه زیرساختهای اقتصادی و تولیدی نیز بهطور مستقیم مورد حمله قرار میگیرند؛ زیرساختهایی که نابودی آنها بهطور مستقیم زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهد.
اهداف مورد اصابت و آسیبدیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات منجر به آسیب به ۴۲ شیء یا تأسیسات منحصربهفرد شده است. این اهداف طیفی از مراکز نظامی، صنعتی و زیرساختی را شامل میشوند.
نمونههایی از اهداف ثبتشده عبارتاند از:
۱- سایت نظامی پارچین در تهران
۲- پایگاه بالگردی ارتش در اصفهان
۳- پادگان ۰۶ در تهران
۴- پادگان احمد کاظمی ویلاشهر در اصفهان
۵- پایگاه چهارم شکاری در اندیمشک
در کنار این اهداف، حملات گسترده به صنایع فولاد و نیروگاهها نیز گزارش شده است؛ موضوعی که نشاندهنده تمرکز حملات بر شریانهای حیاتی اقتصاد کشور است. این وضعیت، پیامد مستقیم سیاستهایی است که جمهوری اسلامی طی سالها با نظامیسازی گسترده و بیتوجهی به ایمنی زیرساختها ایجاد کرده است.
تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی آسیبدیده
در این روز، چندین مرکز صنعتی و زیرساختی کلیدی نیز در فهرست آسیبها قرار گرفتهاند:
۱- کارخانه فولاد مبارکه در اصفهان
۲- کارخانه فولاد خوزستان
۳- معدن کارخانه سیمان در فیروزآباد
۴- کارخانه تولید کیک زرد در اردکان
۵- تأسیسات آب سنگین در اراک
آسیب به این مراکز، تنها به معنای تخریب چند واحد صنعتی نیست؛ بلکه به معنای ضربه مستقیم به اقتصاد، اشتغال، تأمین انرژی و آینده معیشتی مردم است. در شرایطی که اقتصاد ایران پیشتر نیز تحت فشار فساد، سوءمدیریت و تحریمها قرار داشته، چنین ضرباتی میتواند پیامدهای بلندمدت و جبرانناپذیری داشته باشد.
تلفات غیرنظامیان
در این روز، دستکم ۳۵ غیرنظامی کشته و ۶۰ غیرنظامی زخمی شدهاند. حضور ۷ کودک و ۶ زن در میان کشتهشدگان، بار دیگر نشان میدهد که این جنگ، بهطور مستقیم زندگی غیرنظامیان را هدف قرار داده است.
این تلفات، نتیجه مجموعهای از تصمیمات سیاسی و ساختاری است که جمهوری اسلامی طی سالها اتخاذ کرده است؛ تصمیماتی که کشور را در مسیر تقابل، بیثباتی و بحران قرار داده و در نهایت، امنیت مردم را بهشدت تضعیف کرده است.
تلفات نظامی
در این بازه زمانی، گزارشی از تلفات نظامی بهطور رسمی ثبت نشده است. با این حال، به دلیل ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و پنهانکاری ساختاری جمهوری اسلامی، احتمال میرود که تلفات واقعی نیروهای نظامی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده باشد.
این پنهانکاری، بخشی از همان ساختار غیرشفاف حکومتی است که همواره تلاش کرده تصویر واقعی از شرایط ارائه نشود.
تلفات نامشخص
در این روز، ۲۵ مورد کشته و ۵۱ مورد مجروح همچنان در دسته «نامشخص» باقی ماندهاند. این موارد نشان میدهد که به دلیل محدودیتهای موجود، بسیاری از اطلاعات هنوز بهطور کامل قابل طبقهبندی نیستند و ابعاد واقعی فاجعه ممکن است بسیار گستردهتر از آمارهای موجود باشد.
جمعبندی
بیستوهشتمین روز جنگ، با ۵۴۱ حمله، ۱۷۱ تلفات انسانی و تمرکز گسترده بر صنایع و زیرساختها، نشان داد که این درگیری وارد مرحلهای خطرناکتر شده است؛ مرحلهای که در آن، اقتصاد و حیات اجتماعی کشور نیز بهطور مستقیم هدف قرار گرفتهاند.
جمهوری اسلامی، با سیاستهای فاشیستی، جنگافروزانه و سرکوبگر خود، نهتنها در جلوگیری از این جنگ ناکام مانده، بلکه با تصمیمات گذشته و حال خود، شرایطی ایجاد کرده که در آن، مردم عادی بیشترین هزینه را میپردازند. این حکومت، با بیتوجهی به جان انسانها و منابع کشور، ایران را به نقطهای رسانده که امروز، همزمان با مرگ انسانها، زیرساختهای حیاتی نیز در حال نابودی هستند.
این جنگ، تنها یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه نتیجه سالها سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ایدئولوژیک است. مسیری که در آن، جمهوری اسلامی کشور را به مرز فروپاشی انسانی و اقتصادی کشانده و مردم را در قلب این فاجعه رها کرده است.
