در بیست‌وششمین روز جنگی که ریشه‌های آن را باید در دهه‌ها ماجراجویی ایدئولوژیک، نظامی‌گری و سیاست‌های مخرب جمهوری اسلامی جست‌وجو کرد، دامنه حملات بار دیگر گسترش یافت و این‌بار خراسان رضوی نیز در فهرست مناطق هدف قرار گرفت. رسیدن آتش جنگ به یکی از دورترین استان‌های کشور، نشانه‌ای روشن از آن است که بحران دیگر محدود به چند استان مرزی یا پایتخت نیست و اکنون تقریباً سراسر ایران، قربانی مستقیم سیاست‌های فاجعه‌بار حاکمیتی شده که سال‌ها کشور را به سمت انزوا، درگیری و ویرانی سوق داده است.

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۹۰ حمله در قالب ۵۳ رویداد در ۱۳ استان کشور ثبت شده است؛ حملاتی که در مجموع به ۲۷ مورد تلفات انسانی انجامیده‌اند. در این میان، دست‌کم ۹ غیرنظامی کشته و ۱۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. این آمار، همچون روزهای گذشته، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که بار اصلی این جنگ بر دوش مردم عادی افتاده؛ مردمی که نه در تصمیم‌سازی‌های سیاسی و نظامی نقشی داشته‌اند و نه در ماشین تبلیغاتی و سرکوبگر جمهوری اسلامی سهمی، اما اکنون بهای کامل این ویرانی را با جان و امنیت و زندگی‌شان می‌پردازند.

از آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ تاکنون، شمار کشته‌شدگان غیرنظامی به ۱۴۶۴ نفر رسیده است؛ از جمله دست‌کم ۲۱۷ کودک. همچنین ۱۱۶۷ کشته نظامی و ۶۶۹ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شده‌اند. این ارقام، تصویری تکان‌دهنده از کشوری است که در نتیجه سیاست‌های پرهزینه، لجوجانه و فاجعه‌بار جمهوری اسلامی، هر روز بیشتر در باتلاق جنگ و مرگ فرو می‌رود.

نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

در شبانه‌روز گذشته، رویدادهای جنگی در ۱۳ استان ثبت شده‌اند. بخش بزرگی از حملات هنوز از نظر نوع دقیق سلاح یا شیوه اجرا در دسته «نامشخص» قرار دارند، اما در موارد شناسایی‌شده، حملات هوایی و پهپادی سهم اصلی را داشته‌اند.

استان تهران با ۲۳ درصد از کل حملات، بار دیگر در صدر فهرست استان‌های هدف قرارگرفته قرار دارد. پس از آن، البرز و هرمزگان هر کدام با ۱۳ درصد در رده دوم مشترک جای گرفته‌اند و اصفهان با ۹ درصد در رتبه بعدی قرار دارد. در ادامه نیز آذربایجان شرقی، خراسان رضوی و فارس در فهرست استان‌های درگیر دیده می‌شوند.

هدف قرار گرفتن خراسان رضوی در این مرحله، نشان می‌دهد که دایره ناامنی به شکلی نگران‌کننده در حال گسترش است. جمهوری اسلامی سال‌ها با توهم قدرت‌نمایی منطقه‌ای و نظامی، کشور را به لبه پرتگاه کشاند و اکنون مردم در دورترین نقاط ایران نیز دارند هزینه این ماجراجویی و بی‌خردی ساختاری را می‌پردازند.

اهداف مورد اصابت و آسیب‌دیده

در ۲۴ ساعت گذشته، حملات منجر به آسیب به ۲۳ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد شده است. این اهداف، ترکیبی از مراکز نظامی، لجستیکی و برخی تأسیسات با کاربری در حال بررسی را شامل می‌شوند.

نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده عبارت‌اند از:

۱- پایگاه هوایی در بندرعباس
۲- تیپ تفنگداران در بندرعباس
۳- کشتی‌سازی در بندرعباس
۴- فرودگاه در شیراز
۵- فرودگاه در لامرد

هرچند ماهیت بخشی از این اهداف همچنان در حال بررسی است، اما آنچه آشکار است، این است که گسترش حملات به چنین نقاطی بار دیگر نشان می‌دهد چگونه سیاست‌های جمهوری اسلامی، سراسر کشور را به صحنه‌ای برای تقابل نظامی تبدیل کرده است. ساختاری که سال‌ها منابع ملی را صرف نظامی‌سازی، پروژه‌های امنیتی و تقویت ماشین سرکوب کرده، اکنون همان کشور را در برابر فاجعه‌ای فراگیر بی‌دفاع گذاشته است.

تأسیسات غیرنظامی و دارای حمایت ویژه

در میان اهداف آسیب‌دیده، چند مرکز و تأسیسات دارای کارکرد غیرنظامی یا حمایت ویژه نیز ثبت شده‌اند:

۱- خانه‌های سازمانی کارکنان راه‌آهن در تبریز
۲- خسارت به منازل مسکونی در شرق تهران
۳- مسجد ائمه سجاد در مشهد
۴- خانه-موزه کیارستمی در تهران
۵- شهرک صنعتی شماره پنج در اهواز

آسیب به این مراکز صرفاً یک «خسارت جانبی» نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ویران‌شدن تدریجی زندگی مدنی، فرهنگی و اقتصادی در کشور است. مردمی که سال‌ها زیر فشار سرکوب، فقر، فساد و تبعیض زندگی کرده‌اند، اکنون حتی از ابتدایی‌ترین حق خود یعنی امنیت جانی و آرامش در خانه نیز محروم شده‌اند.

تلفات غیرنظامیان

در این روز، دست‌کم ۹ شهروند غیرنظامی کشته و ۱۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. این آمار، اگرچه خود به اندازه کافی هولناک است، اما احتمالاً بازتاب کامل ابعاد فاجعه نیست. مانند روزهای گذشته، محدودیت دسترسی به اطلاعات، اختلال در ارتباطات و جو امنیتی گسترده، مانع از ثبت سریع و کامل همه موارد شده است.

واقعیت این است که در جمهوری اسلامی، حتی در میانه جنگ هم حقیقت قربانی سانسور، امنیتی‌سازی و پنهان‌کاری می‌شود. حکومت نه‌تنها نتوانسته از جان مردم حفاظت کند، بلکه با ساختار بسته و فریب‌کار خود، امکان دسترسی آزاد به اطلاعات را نیز از جامعه سلب کرده است.

تلفات نظامی

در این بازه زمانی، گزارشی از تلفات نظامی به‌طور مشخص ثبت نشده است. با این حال، با توجه به ماهیت به‌شدت امنیتی اطلاعات نظامی در جمهوری اسلامی، پنهان‌ماندن یا اعلام‌نشدن بخش بزرگی از این تلفات امری محتمل است. ساختاری که حتی در شرایط بحران ملی نیز حقیقت را فدای تبلیغات و کنترل می‌کند، طبعاً تصویری کامل از تلفات و خسارات ارائه نخواهد داد.

دفن‌ها و ابعاد پنهان بحران

در این روز، یک مورد دفن مرتبط با حملات روزهای پیشین نیز ثبت شده است. این نکته بار دیگر نشان می‌دهد که ابعاد واقعی این فاجعه، بسیار فراتر از آن چیزی است که در آمارهای روزانه دیده می‌شود. بسیاری از قربانیان با تأخیر شناسایی، ثبت یا دفن می‌شوند و این یعنی سایه مرگ همچنان بر زندگی مردم سنگینی می‌کند.

جمع‌بندی

بیست‌وششمین روز جنگ، با گسترش دامنه حملات تا خراسان رضوی، بار دیگر نشان داد که این بحران به مرحله‌ای رسیده که دیگر هیچ بخش از جغرافیای ایران را نمی‌توان امن دانست. آنچه امروز بر مردم ایران می‌گذرد، فقط نتیجه یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه محصول مستقیم سال‌ها حکمرانی فاسد، سرکوبگر، ایدئولوژیک و ویرانگر جمهوری اسلامی است.

این حکومت با سیاست‌های خصمانه، فساد ساختاری، نظامی‌سازی افراطی و بی‌اعتنایی کامل به جان مردم، کشور را به نقطه‌ای رسانده که اکنون از بندرعباس تا مشهد، از تهران تا اهواز، آتش جنگ و ناامنی گسترش یافته است. جمهوری اسلامی نه‌فقط در حفاظت از مردم شکست خورده، بلکه خود یکی از اصلی‌ترین عوامل خلق این فاجعه تاریخی است.

مردم ایران امروز تاوان حکومتی را می‌پردازند که سال‌ها بقای خود را بر بحران، دشمن‌تراشی، سرکوب و ویرانی بنا کرده است؛ حکومتی که بیش از هر دشمن خارجی، به زندگی، امنیت و آینده همین مردم خیانت کرده است.