مردم ایران قربانی مستقیم سیاستهای جنگافروزانه و فاجعهساز جمهوری اسلامی
در سومین روز جنگ، ایران بیش از پیش به صحنهای از مرگ، ویرانی، آشوب و بیثباتی بدل شد؛ بحرانی که اگرچه در ظاهر با حملات آمریکا و اسرائیل پیش میرود، اما عامل اصلی کشیدهشدن کشور به این جهنم، جمهوری اسلامی و سیاستهای فاشیستی، ماجراجویانه و ویرانگر آن است. حکومتی که دههها با تنشسازی منطقهای، دشمنتراشی ایدئولوژیک، میلیتاریزهکردن کشور و به گروگان گرفتن سرنوشت مردم، ایران را به آستانه چنین فاجعهای رسانده، اکنون نیز مانند همیشه نه توان حفاظت از جان شهروندان را دارد و نه ارادهای برای شفافیت، پاسخگویی و جلوگیری از ادامه خونریزی.
در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دستکم ۵۶ رویداد یا حمله نظامی در ۱۳ استان کشور را ثبت کرده است؛ حملاتی که در مجموع به ۱۰۱ تلفات اعم از کشته و زخمیشدن غیرنظامیان و نظامیان انجامیده است.
بر اساس اطلاعات راستیآزماییشده، امروز دستکم ۸۵ غیرنظامی کشته و ۵ غیرنظامی زخمی شدند. همچنین ۱۱ نیروی نظامی نیز کشته شدهاند. در همین بازه، ۵۷۹ مورد تلفات دیگر اعم از کشته و زخمی، همچنان برای راستیآزمایی و تعیین وضعیت غیرنظامی یا نظامی بودن در دست بررسی است.
علاوه بر این، در ۲۴ ساعت گذشته ۲۸ هدف مورد اصابت قرار گرفتهاند. این اهداف شامل طیفی از اماکن و زیرساختها، از جمله چندین پایگاه نظامی، دو منطقه مسکونی و اسکله شهید باهنر در بندرعباس بودهاند. ماهیت دقیق برخی از این اهداف، از نظر برخورداری از حمایت حقوق بشردوستانه، غیرنظامی، نظامی یا دوگانهکاربری بودن، همچنان در دست بررسی است.
بر اساس دادههای تجمیعی از آغاز درگیری در ۹ اسفندماه، مجموع کشتهشدگان غیرنظامی گزارششده به ۷۴۲ نفر رسیده است؛ رقمی که شامل ۱۷۶ کودک زیر ۱۸ سال میشود. همچنین ۶۲۴ مورد مرگ گزارششده دیگر همچنان در انتظار راستیآزمایی و طبقهبندی قرار دارند. شمار مجروحان غیرنظامی نیز از آغاز جنگ تاکنون به ۹۷۱ نفر رسیده که ۱۱۵ کودک در میان آنان دیده میشود.
این گزارش، تحلیلی مقدماتی از رویدادهای مستندشده در ۲۴ ساعت گذشته ارائه میدهد. تمامی ارقام و طبقهبندیها بر اساس اطلاعات موجود در زمان انتشار است و با تکمیل روند راستیآزمایی ممکن است بهروزرسانی شوند. با این حال، حتی همین تصویر اولیه نیز بهروشنی نشان میدهد که آنچه امروز بر سر ایران آمده، نتیجه مستقیم سیاستهای جنایتبار جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که کشور را به میدان جنگی بدل کرده که قربانی اصلی آن مردم بیدفاعاند.
۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
در ۲۴ ساعت گذشته، رویدادهایی در چندین استان کشور ثبت شده که نشاندهنده الگوی جغرافیایی پراکنده اما پرشدت درگیریهاست. این رویدادها شامل حملات هوایی و حملات موشکی، عمدتاً با موشکهای کروز، بودهاند.
تحلیل مقدماتی نشان میدهد استان تهران با سهم ۵۶ درصدی از حملات، همچنان بیش از هر نقطه دیگری در کشور مورد اصابت قرار گرفته است. برخلاف روزهای قبل که استانهای آذربایجان غربی و شرقی در رتبههای دوم و سوم از نظر تعداد حملات قرار داشتند، امروز کردستان و هرمزگان بهترتیب با سهم ۸ و ۷ درصد این جایگاه را به خود اختصاص دادهاند.
این جابهجایی جغرافیایی نشان میدهد که دامنه حملات نهتنها محدود نشده، بلکه در حال بازتوزیع در نقاط حساستر کشور است. در عین حال، تمرکز سنگین بر تهران نشاندهنده این واقعیت است که پایتخت، که سالها در مرکز فرماندهی سیاستهای بحرانساز جمهوری اسلامی قرار داشته، اکنون خود به یکی از اصلیترین کانونهای آتش و ویرانی بدل شده است. اما باز هم این مردماند – نه تصمیمگیرندگان اصلی جمهوری اسلامی – که زیر آوار، در بیمارستانها، در خیابانها و در خانههایشان بهای این جنون حکومتی را میپردازند.
۲. فهرست اهداف گزارششده مورد اصابت
در ۲۴ ساعت گذشته، اهدافی از جمله موارد زیر مورد اصابت قرار گرفتهاند. این فهرست تنها شامل اهدافی نیست که مستقیماً هدف قرار گرفتهاند، بلکه مواردی را نیز دربر میگیرد که در نتیجه حملات مجاور یا موج انفجار آسیب دیدهاند. این فهرست جامع نیست و موارد ذکرشده جنبه نمونهای دارند:
-
ستاد فرماندهی نیروی انتظامی کردستان در سنندج
-
مرکز فرماندهی مرزبانی کردستان در سنندج
-
پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی ارتش در اصفهان
-
پایگاه جهاد خودکفایی ارتش در تهران
-
تأسیسات هوادریای ارتش در بندرعباس
در مورد شماری از این اهداف، ماهیت دقیق هدف – اعم از غیرنظامی، نظامی یا دوگانهکاربری بودن – همچنان در دست بررسی است. با تکمیل اطلاعات، ممکن است طبقهبندیها اصلاح شوند.
این فهرست نشان میدهد که بخش مهمی از اهداف در حوزه ساختارهای نظامی و امنیتی قرار دارند؛ ساختارهایی که جمهوری اسلامی طی سالها با صرف منابع عظیم ملی، فربهتر و خشنترشان کرده، اما اکنون همان نظامیسازی افسارگسیخته کشور، ایران را به میدان پاسخهای نظامی و ضدحملههای ویرانگر بدل کرده است.
۲.۱ تأسیسات دارای حمایت تحت حقوق بینالملل بشردوستانه
بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، تأسیسات پزشکی، نهادهای آموزشی، مراکز بشردوستانه، اماکن مذهبی و مراکز خدمات اضطراری از جمله اهدافی هستند که از حمایت ویژه برخوردارند.
در ۲۴ ساعت گذشته، آسیب به تأسیسات زیر که تحت حمایت ویژه قرار دارند، مستند شده است:
-
یک مسجد در مهرشهر کرج
-
ساختمانی مسکونی در خیابان شریعتی تهران
-
فرمانداری در شهر ری
-
اسکله شهید باهنر در بندرعباس
-
یک مجتمع مسکونی در خیابان سپهبد قرنی تهران
ثبت این موارد نشان میدهد که دامنه تخریب از دایره اهداف نظامی فراتر رفته و به فضاهای شهری، مسکونی، امدادی و مدنی رسیده است. این واقعیت از منظر انسانی و حقوقی بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد مردم ایران، خانههایشان، محل زندگیشان و زیرساختهای حیاتیشان در متن مستقیم این جنگ قرار گرفتهاند.
اما باید با صراحت گفت: جمهوری اسلامی نهتنها در حفاظت از مردم شکست خورده، بلکه با سیاستهای جنگطلبانه و بیپروا، اساساً آنان را در معرض چنین خطری قرار داده است. حکومتی که همواره شعار «دفاع» میدهد، در عمل مردم را به سپر انسانی پروژههای ایدئولوژیک و امنیتی خود تبدیل کرده است.
۳. تلفات غیرنظامی
تمامی آمار تلفات ارائهشده در این بخش بر اساس اطلاعات موجود در زمان انتشار است و ممکن است با تکمیل راستیآزماییها بهروزرسانی شود.
در ۲۴ ساعت گذشته، ۸۵ غیرنظامی کشته و ۵ غیرنظامی زخمی در ۱۳ استان گزارش شدهاند. در میان کشتهشدگان، یک کودک نیز قرار دارد.
بیشترین شمار تلفات غیرنظامی در استان ایلام ثبت شده و پس از آن استان کردستان قرار دارد.
در تهران، در پی حمله هوایی، ساختمان اورژانس خیابان ایرانشهر و شماری از ساختمانهای مجاور آسیب دیدند. این رویدادها همچنان با در دسترس قرار گرفتن مستندات بیشتر در حال بررسی هستند.
این بخش از دادهها، خشنترین و تکاندهندهترین بخش واقعیت جنگ را نشان میدهد: قربانیان اصلی، مردم عادیاند. نه فرماندهان اصلی، نه تصمیمگیران اتاقهای جنگ جمهوری اسلامی، بلکه کارمندان، ساکنان ساختمانها، بیماران، کودکان و شهروندان بیپناه.
جمهوری اسلامی سالهاست خود را بهعنوان «مدافع ملت» معرفی میکند، اما امروز روشنتر از همیشه معلوم شده که این حکومت نهتنها مدافع مردم نیست، بلکه عامل اصلی کشیدهشدن مردم به میدان مرگ و ویرانی است. هر کودک کشتهشده، هر زن و مردی که زیر آوار مانده، هر خانوادهای که بیپناه شده، سندی زنده علیه این حکومت بحرانساز و ضدانسانی است.
۴. تلفات نظامی
در بازه گزارشدهی، ۱۱ نیروی نظامی کشته شدهاند. تلفات نظامی عمدتاً در چارچوب حمله به پایگاههای ارتش و سپاه پاسداران گزارش شدهاند. در صورت امکان، وابستگی سازمانی و زمینه عملیاتی آنها در حال ارزیابی است، اما همه جزئیات هنوز بهطور مستقل راستیآزمایی نشدهاند.
در برخی رویدادها، افرادی در نزدیکی اهداف نظامی کشته شدهاند اما وضعیت رسمی آنان هنوز بهطور قطعی مشخص نشده است. این موارد همچنان در دست بررسی هستند.
این بخش از گزارش نشان میدهد که ساختارهای نظامی جمهوری اسلامی نیز هدف مستقیم قرار گرفتهاند. اما حتی در اینجا هم مشکل اصلی پابرجاست: حکومت جمهوری اسلامی با نظامیکردن کشور و گرهزدن سرنوشت ایران به پروژههای منطقهای و امنیتی، خود زمینه چنین ضرباتی را فراهم کرده است. مردمی که سالها هزینه این نهادهای سرکوبگر و ایدئولوژیک را پرداخت کردهاند، اکنون باید تاوان تبدیلشدن این نهادها به اهداف جنگی را نیز بپردازند.
۵. تلفات تأییدنشده
تا زمان انتشار، ۵۲ مورد تلفات همچنان در دست بررسی فعال بوده و در حال حاضر بهعنوان گزارش تأییدنشده طبقهبندی شدهاند.
این وضعیت ممکن است به دلایل زیر ادامه داشته باشد:
-
نبود مدارک هویتی
-
گزارشهای متناقض از منابع
-
اطلاعات ناکافی درباره وابستگی یا نقش فرد در زمان کشته یا زخمی شدن
-
ادامه تلاشهای راستیآزمایی از سوی شبکه هرانا
این تأخیرها و ابهامها تا حدی ناشی از ماهیت آشوبزده و جنگی وضعیت است، اما همزمان باید تأکید کرد که سیاستهای سانسور، اختلال ارتباطات و پنهانکاری جمهوری اسلامی نیز نقشی تعیینکننده در تیرهکردن تصویر واقعی تلفات دارند.
۶. تلفات نامشخص
در زمان انتشار، ۵۷۹ مورد تلفات (اعم از کشته و زخمی در ۲۴ ساعت اخیر) همچنان بهعنوان نامشخص طبقهبندی شدهاند. این شامل مواردی است که هنوز نتوان با قطعیت تعیین کرد فرد غیرنظامی یا نظامی بوده، یا وضعیت سنی او – از جمله احتمال کودکبودن – بهطور دقیق روشن نیست.
این حجم بالای ابهام، خود بهاندازه آمار قطعی، گویای شدت بحران است. در کشوری که اینترنت به خاموشی نزدیک شده، دسترسی رسانهای محدود شده و حکومت بیش از شفافسازی به کنترل روایت میاندیشد، طبیعی است که ابعاد واقعی فاجعه با تأخیر آشکار شود.
یادداشتی درباره روششناسی
اطلاعات این گزارش از طریق شبکه مستندسازی تثبیتشده خبرگزاری هرانا گردآوری شده است. دادهها از ترکیبی از گزارشهای میدانی، تماسهای محلی، منابع پزشکی و اضطراری، شبکههای جامعه مدنی و منابع در دسترس عمومی – از جمله تصاویر، ویدئوها و بیانیههای رسمی – جمعآوری میشود.
هر رویداد پیش از انتشار از طریق فرآیند بررسی داخلی ثبت و ارزیابی میشود. ارقام ارائهشده در این گزارش لزوماً بازتابدهنده دامنه کامل خسارات نیستند؛ زیرا ادامه درگیریها، تخریب زیرساختها، قطع ارتباطات و خطرات امنیتی برای منابع، مستندسازی جامع را دشوار میکند.
این محدودیتها بهویژه در شرایطی تشدید میشوند که جمهوری اسلامی بهجای تضمین دسترسی آزاد به اطلاعات، مسیر سانسور و سرکوب ارتباطات را در پیش گرفته است.
تعهدات بشردوستانه
همه طرفهای درگیر در این مخاصمه، موظف به رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه هستند و باید در همه حال میان غیرنظامیان و نظامیان، و میان اهداف غیرنظامی و اهداف نظامی تمایز قائل شوند. حملات علیه غیرنظامیان یا اهداف غیرنظامی، و نیز حملات کورکورانه، ممنوع است.
همچنین همه طرفها موظفاند تمامی اقدامات احتیاطی ممکن را برای به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان و حفاظت از تأسیسات دارای حمایت ویژه، از جمله واحدهای پزشکی، مدارس، مراکز بشردوستانه، اماکن مذهبی و تأسیسات ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی، اتخاذ کنند.
در عین حال، باید بهصراحت تأکید کرد که جمهوری اسلامی نیز مسئولیتی مستقیم و غیرقابل انکار در قبال جان مردم ایران دارد. این حکومت موظف است از قطع اینترنت، اختلالات ارتباطی و محدودیتهای عمدی بر جریان اطلاعات خودداری کند. محرومکردن خانوادهها از دانستن سرنوشت عزیزانشان، مختلکردن مستندسازی مستقل و مسدودکردن دسترسی به اطلاعات ایمنی، نهفقط غیراخلاقی بلکه نقض آشکار تعهدات حقوق بشری است.
جمعبندی
آنچه در سومین روز این جنگ دیده میشود، صرفاً یک تبادل آتش نظامی نیست؛ بلکه فروپاشی خونین هزینهای است که مردم ایران بابت سالها سیاست فاشیستی، ماجراجویانه و ضدملی جمهوری اسلامی میپردازند.
افزایش تلفات، گسترش حملات به تهران و غرب کشور، آسیب به مناطق مسکونی و تأسیسات دارای حمایت ویژه، و ابهام سنگین بر سر صدها کشته و زخمی، همگی نشان میدهند که ایران وارد مرحلهای بهغایت خطرناک و ویرانگر شده است.
در این میان، جمهوری اسلامی نهتنها از جان مردم حفاظت نکرده، بلکه با سیاستهای جنگساز، کشور را به لبه این پرتگاه کشانده و اکنون نیز با سانسور، اختلال ارتباطات و فضای امنیتی، میکوشد حقیقت را مهار کند.
مردم ایران قربانیان اصلی این جنگاند؛ جنگی که ریشه آن بیش از هر چیز در سیاستهای بحرانزای جمهوری اسلامی نهفته است. توقف این چرخه مرگ، ویرانی و جنون، تنها با پایاندادن به این منطق جنگافروزانه و ضدانسانی ممکن خواهد شد.
