در سی‌امین روز جنگ، بار دیگر تهران به کانون اصلی حملات تبدیل شد؛ شهری که اکنون نه فقط پایتخت سیاسی، بلکه نماد فروپاشی امنیت در نتیجه سال‌ها سیاست‌های ماجراجویانه، سرکوبگرانه و بی‌مسئولیت جمهوری اسلامی است. تمرکز حدود ۷۰ درصد حملات بر این شهر، به‌ویژه در مناطق مسکونی، نشان می‌دهد که این جنگ بیش از هر زمان دیگری به قلب زندگی مردم نفوذ کرده و آن‌ها را مستقیماً هدف قرار داده است.

در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۳۶۰ حمله در قالب ۱۹۹ رویداد در ۱۸ استان کشور ثبت شده است؛ حملاتی که در مجموع به ۳۷ تلفات انسانی منجر شده‌اند. در این میان، دست‌کم ۱۷ غیرنظامی کشته و ۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. این ارقام، اگرچه در مقایسه با برخی روزهای پیشین کمتر به نظر می‌رسند، اما همچنان نشان‌دهنده تداوم یک فاجعه انسانی هستند که ریشه آن در ساختار سیاسی و تصمیمات جمهوری اسلامی نهفته است.

از آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، شمار کشته‌شدگان غیرنظامی به ۱۵۶۸ نفر رسیده است؛ از جمله دست‌کم ۲۳۶ کودک. همچنین ۱۲۱۱ کشته نظامی و ۷۰۷ کشته با وضعیت نامشخص ثبت شده‌اند. این آمار، سندی است از هزینه‌ای که مردم ایران برای سیاست‌های یک حکومت ایدئولوژیک، فاشیستی و بی‌اعتنا به جان انسان‌ها می‌پردازند.

نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته

حملات در ۱۸ استان کشور ثبت شده‌اند، اما تمرکز اصلی آن‌ها به‌شدت بر تهران بوده است. استان تهران با ۶۸ درصد سهم از حملات در صدر قرار دارد؛ پس از آن، البرز با ۷ درصد و هرمزگان با ۶ درصد در رتبه‌های بعدی دیده می‌شوند. استان‌های اصفهان، فارس و مازندران نیز در ادامه فهرست قرار دارند.

این تمرکز گسترده بر تهران، به‌ویژه در مناطق شهری، نشان می‌دهد که امنیت شهروندان عملاً از میان رفته است. شهری که باید امن‌ترین نقطه کشور باشد، اکنون به یکی از خطرناک‌ترین مناطق تبدیل شده؛ نتیجه مستقیم سال‌ها بی‌توجهی به امنیت واقعی مردم و تمرکز بر سیاست‌های نظامی و ایدئولوژیک.

اهداف مورد اصابت و آسیب‌دیده

در این بازه زمانی، حملات به ۳۵ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد آسیب وارد کرده است. نمونه‌هایی از این اهداف عبارت‌اند از:

۱- مقر سپاه الغدیر در یزدان‌شهر
۲- پایگاه نظامی امام علی در چابهار
۳- مجموعه صنعتی–تحقیقاتی وابسته به وزارت دفاع در تهران
۴- صنایع موشکی یامهدی در تهران
۵- اردوگاه شهید چمران وابسته به بسیج در تهران

در کنار این اهداف، زیرساخت‌های غیرنظامی نیز به‌شدت آسیب دیده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد دامنه تخریب‌ها فراتر از اهداف نظامی رفته و مستقیماً زندگی مردم را هدف قرار داده است.

تأسیسات غیرنظامی و زیرساخت‌های آسیب‌دیده

در این روز، موارد زیر نیز در فهرست آسیب‌ها ثبت شده‌اند:

۱- پست توزیع برق در تهران
۲- کارخانه لبنیات کاله در تهران
۳- دکل توزیع برق در کرج
۴- پنج ساختمان مسکونی در تهران
۵- چادر عشایری در اندیمشک

آسیب به چنین مراکزی، تنها تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه به معنای قطع برق، اختلال در تأمین مواد غذایی، تخریب خانه‌ها و از بین رفتن امنیت اولیه زندگی است. این وضعیت، نتیجه مستقیم سیاست‌هایی است که جمهوری اسلامی طی سال‌ها با اولویت‌دادن به اهداف نظامی و ایدئولوژیک بر نیازهای واقعی مردم دنبال کرده است.

تلفات غیرنظامیان

در این روز، دست‌کم ۱۷ غیرنظامی کشته و ۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند. هر یک از این اعداد، نشان‌دهنده یک زندگی از دست‌رفته، یک خانواده داغدار و یک آینده نابودشده است. این تلفات، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه مسیری است که جمهوری اسلامی آگاهانه انتخاب کرده است.

در این ساختار، مردم همواره در حاشیه قرار دارند؛ چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ. امنیت آن‌ها نه اولویت، بلکه هزینه‌ای قابل‌چشم‌پوشی برای حفظ قدرت بوده است.

تلفات نظامی

در این بازه، ۳ نیروی نظامی کشته شده‌اند. با این حال، به دلیل پنهان‌کاری ساختاری و کنترل شدید اطلاعات توسط جمهوری اسلامی، احتمال می‌رود که آمار واقعی تلفات نظامی بسیار بیشتر باشد. این عدم شفافیت، بخشی از همان نظامی است که حتی در بحرانی‌ترین شرایط نیز حقیقت را پنهان می‌کند.

تلفات نامشخص و دفن‌ها

در این روز، ۵ مورد کشته و ۴ مورد مجروح همچنان در دسته نامشخص قرار دارند. همچنین ۱۴ مورد دفن ثبت شده که مربوط به قربانیان روزهای گذشته بوده‌اند. این موارد نشان می‌دهد که ابعاد واقعی فاجعه، به‌تدریج و با تأخیر آشکار می‌شود.

جمع‌بندی

سی‌امین روز جنگ، با تمرکز حدود ۷۰ درصد حملات بر تهران، بار دیگر نشان داد که این بحران وارد مرحله‌ای شده که قلب کشور را نشانه گرفته است. حملات گسترده به مناطق مسکونی، زیرساخت‌های حیاتی و مراکز شهری، نشان‌دهنده عمق فاجعه‌ای است که مردم ایران در آن گرفتار شده‌اند.

جمهوری اسلامی، با سیاست‌های فاشیستی، سرکوبگرانه و جنگ‌افروز خود، نه‌تنها در جلوگیری از این وضعیت ناکام مانده، بلکه خود یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری آن بوده است. این حکومت، با بی‌توجهی به جان انسان‌ها و اصرار بر مسیرهای پرهزینه و خطرناک، کشور را به نقطه‌ای رسانده که امروز، حتی پایتخت نیز از امنیت بی‌بهره است.

آنچه امروز در تهران و دیگر شهرهای ایران رخ می‌دهد، تنها نتیجه یک جنگ نیست؛ بلکه حاصل سال‌ها سوءمدیریت، فساد، سرکوب و اولویت‌دادن به ایدئولوژی بر انسان است. در این مسیر، جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داده که برای حفظ خود، حاضر است هزینه آن را از جان و زندگی مردم بگیرد.